کد خبر:۱۴۸۰۴۷
ظرايف تربيت دختران - بخش اول؛
نسلي كه روز به روز از آن فطرت دخترانه دورتر شده و مرد بار آمدهاند!
اشكال عمده نظام تعليم و تربيت امروز ما در اين نكته نهفته است كه ظرفيتها و توانمنديهاي دختران در جريان تربيت در نظر گرفته نشده است، لذا با نسلي از دختران روبرو خواهيم بود كه به جهت عدم توجه به ويژگيهاي فطري و ذاتيشان، روز به روز ...
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ اين روزها از حقوق زنان و استيفاي آن بسيار صحبت ميشود، اما بايد توجه داشت حقوقي كه امروز تحت عنوان حقوق زن مطرح است از جمله موارد خاص به شمار ميرود و عموميت ندارد؛ به طور مثال در بحث حقوق زن صحبت از ارث، ديه، قصاص، شهادت و ... ميشود در حالي كه اين مباحث مربوط به شرايط خاص است و در بحث حقوق زن بايد مباحث از عموميت بيشتري برخوردار باشد.
بايد بدانيم حق زن و دختر در تعليم و تربيت صحيح اوست، وقتي دختر را درست و صحيح تربيت كنيم، خود قادر خواهد بود حقش را بگيرد.
در مورد حقوق زنان بايد به سراغ حقوق ذاتي و فطري آنها برويم
به طور كلي حقوق را ميتوان به دو دسته تقسيم كرد، برخي حقوق ملكياند؛ به اين معنا كه به فرد اضافه ميشوند، يعني اضافه ملكي هستند؛ بدين گونه كه اگر ملك را از مالك جدا كنند ديگر متعلق به او نخواهد بود، از اين قبيل حقوق ميتوان به ارث و ديه اشاره كرد، اما برخي حقوق ذاتي و فطرياند، قابل جدا كردن از مالك نيستند و جزء وجود وي هستند.
اگر بخواهيم از حقوق زن حرف بزنيم بايد به سراغ حقوق ذاتي و فطري آنها برويم؛ حقوقي كه در تمام زنان و دختران وجود دارد و اختصاص به افراد خاص و شرايط خاص ندارد.
شناخت اين حقوق و به عبارتي ويژگيها و ظرفيتهاي دختران و زنان، راه را براي تعليم و تربيت صحيح و اصولي و سپس حركت به سوي رشد و تعالي هموار ميسازد.
اشكال عمده تعليم و تربيت و نظام آموزشي امروز چيست؟
اشكال عمده تعليم و تربيت و نظام آموزشي امروز ما نيز در همين نكته نهفته است. تعليم و تربيت كنوني يك برنامه عمومي براي دختر و پسر دارد؛ به اين معنا كه حوزه اختصاصي تربيت براي دختران و پسران وجود ندارد، در حالي كه دختران و پسران به علت تفاوتهايي كه در ساختار وجوديشان نهاده شده نيازمند تعليم و تربيت ويژه خود هستند.
نتيجه اين عدم توجه، اين خواهد شد كه ما دختران و پسراني خواهيم داشت كه به رشد و كمال مطلوب خود نميرسند؛ چرا كه ظرفيتها و توانمنديهاي آنها در جريان تربيت در نظر گرفته نشده است و از آن بدتر با نسلي از دختران روبرو خواهيم بود كه به جهت عدم توجه به ويژگيهاي فطري و ذاتي شان، روز به روز از آن فطرت دخترانه دورتر شده و مرد بار آمدهاند!
البته اين سخنان نافي وجود اشتراكات بسيار ميان دو جنس دختر و پسر نيست، بلكه تاكيد بر وجود تفاوتهاي بسيار بين اين دو گروه ميباشد، تفاوت در ويژگيها و خصوصيات، روحيات، سلايق و علايق، ظرفيتها و توانمنديها و... كه سبب ايجاد تفاوت در رسالتها و ماموريتهاي آنان مي شود.
سركوب توانمنديهاي دختران در اثر تربيت ناصحيح
تعليم و تربيت صحيح آن است كه اين تفاوتها را بشناسد، ارج نهد و گرامي بدارد و بر مبناي آن برنامه ريزي كند، اما تعليم و تربيت ناصحيح نه تنها اين تفاوتها را ارج نمينهد، بلكه در جهت سركوب و خاموش كردن آن و در برخي موارد به تخريب آن ميپردازد و گاه تا جايي پيش مي رود كه دختران ما از اظهار برخي توانمنديها، ظرفيتها و ويژگيهاي ذاتي خود ابا ميورزند و آن را مايه خجالت و سرافكندگي خود ميدانند.
براي درج و مرتب يافتن در جامعه به دنبال كسب توانمنديها و ويژگيهاي مردانه هستند و رفتارها و كارهاي مردانه را جذابتر و مفيدتر ميدانند و اين خطري است كه نه تنها دختران ما را تهديد ميكند، بلكه ميتواند ويران كننده همه نسل بشر اعم از زن و مرد باشد و باعث انحطاط جامعه شود.
يك راه برون رفت از اين بحران پديد آمده دنياي امروز، آن است كه دختران و زنان ما خود به حقيقت و ارزش وجودي شان پي ببرند و ارزش و كرامت ذاتي خود را بشناسند و وقتي خود واقف به حقوق فطري و ارزش ذاتي خود شوند، همگان را به خضوع در برابر آن وادار خواهند ساخت.
ادامه دارد...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰