کد خبر:۱۴۸۱۵۸
نگاهي به سبكهاي زندگي دانشجويي – بخش دوم؛
از بازماندن در تحصيل تا دغدغه انقلابي داشتن
دستهاي در دانشگاه از تحصيل در ساختار رسمي به صورت موفق باز ميمانند و مثل يك دانشجوي عادي و گاهي تنبل پيش ميروند و دستهاي ديگر درسهاي دانشگاه را بسيار خوب ميخوانند، در واقع اين حاشيه كارشان است و تحصيل دانش را با دغدغه ...
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ فضاي دانشگاه عرصههاي گوناگوني پيش روي افراد مي گشايد ولي اينكه هر فردي چه مسيري را انتخاب كند موردي است كه آينده او را تحتالشعاع قرار ميدهد، لذا بر آن شديم تا سبكهاي زندگي مختلف را از زبان كسي كه در آن فضا قرار داشته بيان كنيم.
گروه اولي كه در دانشگاه حضور دارند مسيري را انتخاب ميكردند كه سرانجامش كاملا روشن بود، يعني هر درسي را دانشگاه ارائه ميكرد به خوبي ميآموختند؛ چيزي را ميآموختند كه استاد از آنها ميخواست و جوري ميآموختند كه در امتحان ميآمد.
آينده اين افراد نيز مشخص بود؛ ولي اشكال اين دسته اين بود كه در بهترين حالت، تنها بار خود را به دوش ميكشيدند.
گروه دومي بودند كه دغدغهمندي و درد دين اجازه نميداد صرفا شهروند مطيع و نمونهاي براي دانشگاه و جامعه باشند، درسشان را خوب ميخواندند و در كنار آن كارهاي مختلفي فرهنگي از نوع مرسومش و كمك به نيازمندان و محرومان و كمك به برگزاري برنامههاي مذهبي را انجام ميدادند.
اين افراد از كمك به محرومين احساس معنويت ميكردند، ولي از فعاليت در عرصههاي منازعه برانگيز، خواه فكري و خواه سياسي احساس كدورت ميكردند.
گره سوم؛ افرادي كه مبارزه ميكردند اما زندگي نميكردند
دسته سوم- خواسته و تعمدي، يا اغلب ناخواسته – از تحصيل در ساختار رسمي به صورت موفق باز ميماندند و مثل يك دانشجوي عادي و گاهي تنبل در درس رسمي پيش ميرفتند؛ نيروهاي كارآمدي بودند كه ساختار آموزشي، آنان را در بهترين صورت، انسانهايي با دغدغههاي ستودني، اما افرادي نه چندان قوي در دانش ميشناخت كه حتي گاهي موفق به اتمام تحصيل نيز نميشدند.
زندگي معمول اين دسته با اخلال مواجه بود و اين افراد، هر چند از نظر توان علمي و اجرايي چيزي كم نداشتند، اما مشكلات فراواني را در زندگي مجردي و متاهلي خود پيش رو داشتند و به واسطه عدم موفقيت در ساختار، از يافتن شغلي كه معاششان را در عين مبارزه تامين كنند، باز ميماندند.
اين افراد بايد زماني را صرف مبارزه ميكردند و زماني را نيز صرف معاش و يا با معاش دست و پا شكستهاي روزگار ميگذراندند تا مبارزه كنند اينان مبارزه ميكردند اما زندگي نميكردند برخي ممكن بود نهايتا مبارزه را رها كنند و زندگي را ادامه دهند؛ چراكه جمع بين زندگي و مبارزه برايشان چندان شدني نبود به واسطه اين شرايط، توان كمتري در حل چالشها داشتند و در نتيجه مشكلات آنان سير فزايندهاي مييافت.
گروه چهارم؛ تحصيل دانش را با دغدغه انقلاب اسلامي به صورت جدي پيش ميبردند
گروه چهارمي هم بودند كه درس هاي دانشگاه را بسيار خوب ميخواندند، اما به واقع اين حاشيه كارشان بود و تحصيل دانش را با دغدغه انقلاب اسلامي به صورت جدي در برنامه فردي و جمعي ديگري پيش ميبردند. به خوبي تشخيص داده بودند كه محدود ماندن به ساختار رسمي تحصيل، نتيجهاش حركت در پازل نظامهاي حاكم كنوني است.
اين گروه آينده روشني داشتند و به لحاظ علمي از قوت بالايي برخوردار بودند و معمولا در كسوت استادان نه چندان مورد قبول ساختار آموزشي و البته مورد اقبال و پسند دانشجويان، به تدريس مشغول ميشدند.
تعداد اين دسته بسيار اندك بود اغلب هم به بخشهاي مهمي از زندگي نميرسيدند؛ مثلا ازدواج نميكردند يا در امور سياسي بياطلاع ميماندند. در مجموع اين گروه در زندگي مبارزه ميكردند.
در معاششان مشكل چنداني پيدا نميكردند و بدون نياز به كاستن از مبارزه ميتوانستند خود و خانواده را از نظر مالي به طور متوسطه يا بالاتر تامين كنند، البته ميتوانستند با رها كردن كارهايي كه وظيفه خود ميدانند به تمكين مالي بالايي دست يابند اما چنين نميكردند.
خانه يا ماشين داشتن يا نداشتن، عنصر تعيين كننده براي برنامه زندگي آنان نبود
با وجود امكان زندگي رفاهي، يك زندگي معمول داشتند، گاه از سطح معمول هم پايينتر، اما ظاهرشان معمولي بود. اگر دستشان ميرسيد ماشين هم ميخريدند اگر نه اصراري نداشتند؛ نكته جالب توجه اينكه خانه داشتن يا نداشتن، ماشين داشتن يا نداشتن، بالا شهر بودن يا پايين شهر بودن عنصر تعيين كننده براي برنامه زندگي آنان نبود؛ بلكه به تبع ساير برنامههاي علمي و فعاليتهاي ديگر، اين موارد تعيين ميشد.
زندگي اين گروه چالشهايي داشت اما به علت قوت شخصي و جايگاه اجتماعي بر چالشها غلبه ميكردند. اين گروه را در مثل ميتوان به ارتشياني با درجات بالاي نظامي و در عين حال، تعهد بالاتر از درجه نظامي در نظر گرفت كه در جنگ شركت داشتند، در نتيجه براي مبارزه، راحتتر به ملزومات مبارزه دست مييافتند.
به هر حال اين دسته، افرادي موفق از منظر ساختار نيز بودند. به تعبيري ديگر اين گروه، ساختارها و اقتضائات را به خوبي تحمل ميكردند و سعي ميكردند به اصل مبارزه آنان ضربهاي وارد نشود و يا حتي از ظرفيت ساختار به صورت بهينه در جهت مبارز بهره ميبردند.
شرايط مبارزه براي آنها فراهم بود و همين ممكن بود مبارزه را به حرفه تبديل كند مثل همان مقام بلند پايه ارتشي كه به هر حال، اهل مبارزه باشد يا نباشد، در زمان جنگ به طور معمول بايد بجنگد.
به هر حال شكل مبارزه و شكل زندگي اين گروه متحد شده بود تا لازم نباشد ميان اين دو يكي را انتخاب كنند، يا از يكي بكاهند و به ديگري بيفزايند. از سوي ديگر، تغيير موضوع و ميدان مبارزه، كار را بر اين دسته سخت خواهد كرد.
ادامه دارد ...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰