کد خبر:۱۴۸۲۳۴
جنگ ما يك گنج بود؛
ايثار؛ حقيقتي فراتر از رعايت نكات اخلاقي و فداكاريهاي شخصي
در هشت سال دفاع مقدس در ايران، شاهد بروز جريانهاي خارقالعاده و شگفتانگيزي مانند ايثار هستيم كه علت آن عمق و وسعت روح بزرگ انساني است و حقيقت ايثار فراتر از رعايت نكات اخلاقي و فداكاريهاي شخصي ميباشد.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ جنگ و دفاع از آن دسته مفاهيمي هستند كه اكثر انسانها با آن آشنا مي باشند و بعضي آن را با گوشت و پوست خود لمس كردهاند.
هر چند در جنگهاي متفاوت و بسياري كه در طول تاريخ بشريت اتفاق افتاده ما شاهد تفاوتهايي هستيم اما همه اين جنگها از لحاظ ظاهر شباهتهاي بسياري به هم دارند و از كلياتي مانند حمله، دفاع، عقبنشيني، تاكتيكها، فرماندهان، سربازان و آرمانهايي كه انسانها را به اختيار يا به اجبار راهي جنگ كرده است، تشكيل شدهاند.
دفاع هشت ساله در ايران يكي از آن مصاديق تاريخ جنگ بشريت است كه با در برداشتن جريانهاي تربيتي توانسته اين دفاع 8 ساله را از تمام جنگها متمايز كند.
با توجه به اين كه واقعيت ملموس جنگ چيزي فراتر از كشتن و كشته شدن و خون نيست اما در هشت سال دفاع مقدس در ايران، شاهد بروز جريانهاي خارقالعاده و شگفتانگيزي هستيم كه علت آن بينظيري، عمق و وسعت روح بزرگ انساني است.
در مكان و زماني كه انسانها در فاصله مرگ و زندگي گام بر ميدارند ايثار و فداكاري مفاهيمي بزرگ و غير قابل دست يافتن هستند.
نشان دادن جنبههاي ايثار در جنگ به مثابه نشان دادن تابلوي نقاشي زيباي چند وجهي است كه هر بينندهاي به اندازه درك و فهم خود توانايي لذت بردن و بهره بردن از آن را دارد؛ چرا كه اين مفاهيم محدود به رعايت اخلاق و فداكاريهاي شخصي نيست، بلكه حقيقت مسئلهاي فراتر است تا آن جا كه هر انسان منصفي را به شگفتي وا ميدارد.
به عنوان نمونه ميتوان به عمليات والفجر 8 اشاره كرد كه دو نفر از رزمندههايي كه در اين عمليات شركت داشتند با هم دوست بودند يكي از دو رزمنده قبل از آغاز حمله دچار موج گرفتگي ميشود (موج گرفتگي حادثهاي است كه به علت شنيدن صداي بلند فرد كنترل عصبي و رواني خود را از دست ميدهد و شروع به داد و فرياد و سر و صدا ميكند.)
اگر رعايت نكردن سكوت از سوي آن موج گرفته همچنان ادامه مييافت نه تنها عمليات والفجر 8 با آن وسعت لو ميرفت، بلكه تمامي رزمندگان اسلام نيز به شهادت ميرسيدند؛ در اين جا رزمنده مجاهد و فداكار تصميمي بزرگ و حساس ميگيرد و دوست خود را در اروند خفه ميكند تا جان صدها نفر ديگر را نجات بخشد.
حوادث و تصميمگيريهاي به موقع اين رزمندگان عظمت روح آنان را آشكار ميكند؛ چرا كه رزمندهاي كه جان خود را فدا ميكند در مورد جان خود تصميم گرفته است اما كسي كه براي نجات جان عده بسيار ديگر و حفظ عمليات دوست و همرزم خود را در سكوت خاموش ميكند كار بسيار بزرگ و دشواري است زيرا همرزم وي نيز از اهل حق و جبهه اسلام بوده است.
كاري كه اين دوست انجام داده فراتر از ايثار و از خودگذشتگي است موضوعي كه ما قادر به يافتن واژه براي آن نيستيم در جايي كه شخصي براي نجات رزمندگان و عمليات دوست خود را فدا ميكند.
نمونه ديگر ايثار حركتي است كه در كنار شطي از همان رود اروند اتفاق ميافتد؛ بدين صورت كه امدادگري جان خود را براي نجات دادن ماهيها به خطر مياندازد.
هنگاميكه گلولهاي از عراقيها در شط منفجر ميشود ماهي از آب به بيرون پرتاب ميشوند لذا امدادگر با اين كه جانش به خطر ميافتاد، در زير آتش عراقيها تلاش ميكند تا ماهيهاي پرتاب شده را به آب رودخانه باز گرداند طوريكه در نهايت عراقيها ماهي را هدف ميگيرند.
گاهي واژههاي ايثار و فداكاري نيز در برابر روح بلند انساني رزمندگان سر تسليم فرود ميآورد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰