علت‌شناسي حمايت‌ها و خيانت‌هاي مردم در دوره‌هاي مختلف
کد خبر:۱۴۹۰۵۰
جريان‌شناسي نفاق در دوره علوي - بخش پنجم

علت‌شناسي حمايت‌ها و خيانت‌هاي مردم در دوره‌هاي مختلف

زمانی مردم از راه حق و فرزانگی حمایت مي كنند و زماني همین مردم، آن چنان به حق پشت می‌نمايند که امام به حق را در میدان و حتی در کوچه تنها می‌گذارند، این رویکردهای متفاوت و این اقبال و ادبارها به چه دليل بوده است؟
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ از روز نخست زمامداری علی(ع) جریانی که می‌توان آنان را «بی‌تفاوت» نامید، پدیدار شد. این جریان، در موضوع بیعت امام که اکثریت احزاب و تشکل‌ها به بیعت با حضرت روی آورده بودند، از پیمان میثاق با رهبری کناره گرفت.
 
اين جریان که به صورت یک جریان اجتماعی پدیدار شده، گرچه تفاوت هایی در میان آنها مشاهده می‌شود، ولیکن در اصل موضع‌گیری، مشترکند، لذا به موضع امام (ع) در مقابل این جبهه می‌پردازیم.
 
بدون شک هر راهی غیر از راه حق، ضلالت و گمراهی است
 
ديدگاه امام علي(ع) به صورت شفاف در مورد اینکه «آیا جریان بی‌تفاوت‌ها، حق است یا باطل؟» را در پاسخی که به حارث بن حوت دادند، می‌توان به دست آورد. هنگامی که حارث گفت: «من نه در جبهه تو و نه در جبهه زبیر می‌ایستم! من، در جبهه عبدالله بن عمر قرار می‌گیرم»، امام در پاسخ به وي فرمودند: «عبدالله بن عمر و سعد بن ابی وقاص، نه حق را یاری رساندند و نه باطل را سرکوب کردند؛ إنَّ سعداً و عبدالله بن عمر، لم ینصرا الحقَ و لَم یَخْذُلا الباطل.»

از این سخن برمي‌آيد آنان که حق را یاری نرسانند و باطل را سرکوب نکنند، در جبهه حق نخواهند بود و چون میان حق و باطل، حد فاصلی وجود ندارد تا فرد آن را انتخاب کند؛ لذا جبهه سوم، قطعا در جبهه باطل خواهد بود.
 
مدارا با بی‌تفاوت‌ها، سرانجام تفکرشان را آشکار خواهد کرد
 
از لحاظ رفتاري، امام(ع) با این گروه مدارا می‌کرد؛ زیرا گر چه این گروه‌ها، ممکن بود که منشأ سوء استفاده دشمن و جبهه مخالف شوند، اما معارضه عملی با آنان ممکن نبود و روش امام این بود که باطل بودن آنان و تفکرشان را آشکار سازد تا بلکه آنان به خود آیند و راه حق برگزینند.
 
حضرت، پس از اینکه آنان، رسماً به جبهه باطل (معاویه) می‌پیوستند، فرمان مقابله شدید را با آنان می‌داد، چنان‌که فرمان داد خانه حنظلة بن ربیع را ویران کنند.
 
جریان‌های کج‌اندیش و فرصت‌طلب و فرصت‌ساز، اشرافیان

به جز جریان بی‌تفاوت‌ها از گروه های اجتماعی که در جریان های مهم سیاسی و اجتماعی نقش داشتند، گروه اعیان و اشراف و مسرف جامعه بودند كه این گروه، به لحاظ تمکن و تشخصی که داشتند، همواره ممتاز از سایر طیف ها به هم پیوند می‌خورند.

این تشکل اجتماعی، در رخدادها و جهت‌گیری های اجتماعی و سیاسی، همواره سود و زیان خویش را می‌بینند و در یاری رسانی به دین و آرمان، تلاشی بسیار کم رنگ دارند به همین سبب، به حضور این طیف در جبهه‌های نبرد و مسئولیت های سنگین، چندان امیدی نخواهد بود.

افزون بر اینکه حضور فیزیکی اینان، با توجه به روحیات رفاه‌طلبی آنان، نه تنها تأثیر روح بخشی ندارد که چه بسا باعث افسردگی و ضعف سایر نیروها نیز می‌شود.

برخی از افرادِ مشهور این جریان، عبدالله بن معتم العبسی و حنظلة بن ربیع تمیمی و ابوبرده بن عوف ازدی و غریب بن شرجیل هستند
 
اشرافیان و فرصت طلبان، سپاه بزمند نه سپاه رزم

این گروه، در زمان امام علی(ع) یک تشکل چشم پرکُنی بودند و در چالش‌های اجتماعی، حاضر نمی‌شدند، چنان که در جنگ جمل امام را یاری نرساندند و با اینکه امام، تلاشی فراوان کرده و پیک های گوناگون به کوفه و بصره و اطراف فرستاد و یاری طلبید، ولی این گروه در کناری ایستاده و تماشا کردند!

هنگامی که پس از جنگ جمل، امام کوفه را به سبب فراوانی یارانش در آنجا به عنوان مرکز خلافت خویش برگزید، از این گروه گلایه کرد و آنان را نکوهید. امام، از آنان پرسیدند: «مگر در برتری من تردید داشتید که در جمل مرا یاری نرساندید؟». آنان گفتند: «یاامیرالمؤمنین! نحن سلمک و حرب عدوک؛ ما در جنگ و صلح همراه تو هستیم.»! آنگاه بهانه‌هایی مانند «مسافرت بودن» «مریض بودن» ... را مطرح کردند.
 
امام علي(ع)، برخی از آیه‌های قرآن را در مورد آنان تلاوت کرد: «و إنْ منکم لَمَنْ لیُبَطِّئَنَّ فإن أصابتکُمْ مصیبةٌ قال قد أنعم الله عَلَیّ إذ لم أکن معهم شهیداً - و لئن أصابکم فَضلٌ من الله لَیقولَنَّ کَأن لَمْ تکنْ بینکم و بینه مودة یا لیتنی کنتُ معهم فأفوز فوزاً عظیماً»؛ در میان شما افرادی هستند که همواره باعث سستی و اقدام دیر به هنگام دیگران می‌شوند. اگر مصیبت و مشکلی پیش آید، می‌گویند: «خدا، بر ما نعمت داد که با آنان نبودیم.» و اگر خیری (مانند غنیمت) به شما رسد، آنان مانند افرادی گسسته و بدون پیوند دوستی با شما، گویند: «ای کاش با ایشان بودم و به کامی بزرگ می‌رسیدم».

استناد امام(ع) به این آیات، روحیه آنان را به خوبی نشان می‌دهد. افراد رفاه‌طلب در میدان رزم حضور ندارند، اما در بزم‌ها، حضورشان، آشکار است.
 
واقعا مردم کوفه، مردمی بی‌وفا و غیر متعهد بودند؟

صرف نظر از تشکل ها و جریان هایی مانند جریان ناکثین و قاسطین که در جبهه مخالف ایستادند و یک تشکل جدا بافته از مخاطبان و مردم عراق و حجاز به شمار می‌آیند، تشکل ها و جریان هایی که تا کنون بررسی شدند، گروه هایی بودند که بافت نظام اجتماعی زمان علی(ع) را شکل می‌دادند و در واقع این تشکل های پیچیده، مانند بی‌تفاوت ها، اشراف، نیروی پنهان و نفاق، حزب عثمانیه، قومیت حمراء، خوارج، همراه با تشکل همسو بودند و در یک مسجد نماز می‌گزاردند و در یک بازار و کوچه و شهر زندگی می‌کردند و برخی، کاملاً بی‌تفاوت و برخی، چالشی و آسیب رسان بودند.

بر این اساس، تحولات متفاوت اجتماعی مردم زمان امام(ع) به خوبی، تفسیر می‌شود. زمانی مردم، از راه حق و فرزانگی حمایت می‌کردند، مانند بیعت با علی(ع) و حماسه جمل و حماسه صفین بیعت گسترده با امام مجتبی(ع) و رویکرد آنان به دعوت از امام حسین(ع) و وقتی دیگر، همین مردم، آن چنان به حق پشت می‌کنند که امام به حق را  در میدان و حتی درکوچه تنها می‌گذارند.

در این میان، عتاب‌ها و اعتراض‌های امام(ع) مانند «یا أشباه الرجال و لا رجالَ» و «قاتلکم الله» و «فأخذ منی عشرةً منکم و أعطانی رجلاً منهم» به چشم می‌خورد اما در مقابل این نکوهش‌ها، ستایش‌هایی از اهل کوفه نیز ديده ميَ شود «یا أهل الکوفه! إنّکم من أکرم المسلمین و أعدلهم سنةً و أفضلهم فی الاسلام سهماً. أنتم أشد العرب ودّاً للنبی و انَّما اخترتکم ثقةً بکم لما بذلتم لی أنفسکم؛ مردم کوفه! شما، گرامی‌ترین مسلمانان و معتدل‌ترین روش را دارید و بیشترین سهم در اسلام، نصیب شما شده (یاری کردن دین). شما با محبت ترین مردم به رسول الله(ص) هستید. من شما را برگزیدم؛ زیرا شما در راه اهداف من فداکاری کردید.»

و یا پس از فتح بصره و عزیمت امام از بصره به کوفه سخنانی چون «نعم الإخوان و الأعوان علی الحق، أنتم؛ شما، بهترین برادران و یاران من در یاری حق هستید.»

این رویکردهای متفاوت و این اقبال و ادبارها، به لحاظ بافت اجتماعی مردم و نقش تشکل ها و احزاب است و این موضع امام(ع) به لحاظ احزاب و قومیت های بی‌تفاوت و چالشی است که به کمک نیروی پنهان و منافق، باعث تضعیف روحیه جامعه می‌شدند.

بر این اساس، داوری در مورد مردم زمان علی(ع) مانند مردم کوفه بعنوان مردمی بی‌وفا و غیرمتعهد، داوری‌ای یک‌سویه و دور از حقیقت است؛ زیرا، این ستایش‌های شایسته در کنار آن نکوهش‌ها قرار دارد.
 
ادامه دارد ...

 
پربازدیدترین آخرین اخبار