کد خبر:۱۴۹۲۶۲
بررسي زواياي پنهان مشروطه در گفتوگو با علي امينيان - بخش دوم
فراماسونها؛ زمینهسازانی که بین روحانیت و مردم فاصله انداختند
يك پژوهشگر تاريخ معاصر گفت: فراماسونها و انجمنهاي وابسته به آنها زمینه سازانی بودند که آرام آرام بین روحانیت و مردم فاصله انداخته و دیانت مردم را نشانه گرفتند تا کمتر از روحانیت اطاعت کنند.
علي امينيان در گفتوگو با خبرنگار دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، در بررسي چگونگي شکل گیری مشروطه گفت: ریشه های ماجرا را باید از زماني عقب تر يعني جنگ های ایران و روس دنبال كرد، شکست در این جنگ ها برای ملت ایران یک شگفتی بود چراكه آقا محمد خان چند بار کاترین کبیر را شکست داد، اما در فاصله اي کوتاه با به حكومت رسيدن فتحعلی شاه و شروع دوباره جنگ، ایرانی ها از همان مغلوبِ دیروز شکست خوردند، مردم ایران تا مدت ها از این شکست گیج بودند تا آنکه علما حکم جهاد دادند و مردم دوباره به سمت مرزهای شمالی رفتند اما متأسفانه دوباره شکست خوردند.
وي با بيان اينكه سؤال بزرگ این بود که چرا ايران در اين جنگ ها شكست خورد؟ به پاسخ عباس ميرزا مبني بر اينكه غربي ها چیزی دارند که ما نداریم و باید آن را پیدا کنیم، اشاره كرد و گفت: از اينجا بود كه عباس ميرزا بعضی افراد را براي تحصيل در رشته های مختلف مثل معدن، طب، نظامی گری، چاپ و .... به غرب فرستاد و به طور همزمان دستور ترجمه کتاب های متفاوت در زمینه های مختلف را نيز داد.
اين پژوهشگر تاريخ معاصر با اشاره به اينكه عباس میرزا فهمیده بود که غرب از ایران جلو زده و ايران چاره ای ندارد جز اينكه به آنها برسد، گفت: اتفاق ناگوار اینجا بود که این افراد براي ادامه تحصيل و كسب تخصص، بدون آمادگی لازم به خارج اعزام شدند. به همین دلیل استعمار این افراد را متعلق به خود کرد به طوری که در وقت بازگشت به ایران دیگر یک ایرانی دلسوز براي کشور نبودند و نه تنها هیچکدام از اینها در تخصصی که به دست آورده بودند مشغول به کار نشدند بلکه همه اینها سیاستمدار شده و تعداد قابل توجهی از آنها مشغول انتشار روزنامه شدند.
امينيان با اشاره به اينكه تا سالیان سال ما هیچ قانوني براي مطبوعات نداشتیم و مطبوعات آزاد بودند هر چه می خواهند بگویند، گفت: در حقيقت از اين طريق رسانه ای بی قانون تأسیس شد که در دست افراد تحصیل کرده در غرب و خود باخته ای بود که رسماً و علناً در مقابل اسلام صف کشیده بودند و روزنامه رسانه ای شد در مقابل رسانه سنتی ایران يعني «منبر».
وي با اشاره به سطح پايين سواد در ايران آن زمان گفت: معمولاً یک فرد با سواد روزنامه را می خواند و حلقه هایی از آدم های بی سواد دور آن جمع می شدند و گوش می کردند و به این شکل بود که اين رسانه توانست با مردم ارتباط برقرار كرده و افکار صاحب امتياز را منتقل کند.
فراماسون ها اولین روزنامه را در ایران تأسیس کردند
اين پژوهشگر تاريخ معاصر گفت: نكته جالب و قابل تامل اين است كه اولین روزنامه را در ایران فراماسون ها تأسیس کردند اگرچه بعدها امیرکبیر نيز روزنامه وقایع اتفاقیه را چاپ کرد اما وقايع اتفاقيه یک روزنامه دولتی بود و همزمان روزنامه های دیگر چه در داخل و چه در خارج چاپ می-شدند و آنها نيز به دست مردم ایران می رسید و مردم از زاویه دید اين روزنامه ها نيز وقایع را می دیدند.
امينيان با اشاره به تاسيس مدرسه هایی به سبک جدید توسط غربيان در ايران گفت: این اقدام قدم دوم غرب برای تاثیرگذاری بر فرهنگ و اعتقادات ایرانیان بود. در ابتدا رسماً کشیش-ها یا خاخام ها در اين مدرسه ها تدریس می کردند و افرادی که از نظر خانوادگی تدین قوي نداشتند بچه هاي خود را براي تحصيل راهي اين مدارس مي كردند و اين دانش آموزان بعد از فراغت از تحصیل یا دیانتشان را کاملا از دست می دادند و یا خیلی ضعیف می شدند و همه اينها در نهايت به قشر جدید منورالفکر که سران آنها تحصیل کرده غرب بودند، می پیوستند.
وي در ادامه با اشاره به اينكه نمونه این مدارس در زمان ناصرالدین شاه، مدارس «آلیانس» است، گفت: در سفر ناصرالدین شاه به فرانسه، اتحادیه جهانی یهودیان (alliance israeliteuniverselle) از ناصرالدین شاه وقت گفت و گو گرفت.
اين پژوهشگر تاريخ معاصر گفت: نکته ای که اتحاديه جهاني يهوديان مطرح می کند این است که برای حمایت از یهودیان داخل ایران اجازه یابند که مدارسی در ایران برای بچه های یهودي تأسیس کنند و بالاخره با هدایایی که به شاه می دهند این تقاضا مورد قبول قرار می گیرد، اگرچه اين مسئله مدتی مسکوت می ماند اما بالاخره اولین مدرسه آلیانس که مخفف همان آلیانس ایسرائیلیت یونیورسال (اتحادیه جهانی یهودیان) است در تهران تأسیس می شود و به سرعت در تبریز، مشهد، کرمان، اصفهان و شیراز نيز آغاز به كار مي كند بعد هم تغییر نام پیدا کرده و به نام «اتحاد» ترجمه مي شود، البته چندین سال پیش روزنامه کیهان یک پاورقی در مورد این مدارس چاپ کرد.
در مدارس آلیانس تمامی کادر و معلمین یهودی بودند و بیش از 80 درصد دانش آموزان مسلمان
امينيان در ادامه به توضيح بيشتر در خصوص اين مدارس پرداخت و گفت: در مدارس آلیانس تمامی کادر و معلمین یهودی بودند اما بیش از 80 درصد دانش آموزان مسلمان بودند. اگر همه اینها را کنار هم بگذاريم معناي حرف شیخ فضل الله نوری كه می گوید «بچه های ما را به مدرسه می برند و به آنها فیزیک و شیمی یاد می دهند ولی از دین زده می کنند» را مي فهميم. اگر کسی آن فضا را نداند، این جمله شیخ فضل الله برایش عجیب است.
وي ادامه داد: در حقيقت بچه ها می رفتند که فیزیک و شیمی یاد بگیرند، یاد هم می گرفتند ولی از دیانت کاملاً تهی می شدند و چیزی به نام اسلام دیگر در آنها باقی نمی ماند و حداقل تبدیل به سربازان پیاده نظام قشر روشن فکر می شدند و جمعیت آنها روز به روز زیاد می شد.
اين پژوهشگر تاريخ معاصر گفت: نکته دیگري که باید اضافه کنیم تشکیلاتی شدن آنها بود که در غالب انجمن ها رخ مي داد از این انجمن ها در بسیاری منابع به عنوان انجمن مخفی یاد می شود، مثلاً انجمن مخفی تبریز یا انجمن مخفی فلان در تهران و...، اما امروز ما مي دانيم که تشکیلات فراماسونی به طور مستقیم یا غیرمستقیم هدایت این انجمن ها را به عهده داشته است.
وي در ادامه گفت: اين انجمن ها و فراماسون ها زمینه سازانی بودند که با ابزارهایی مثل روزنامه ها و مدارس سبک جدید،آرام آرام بین روحانیت و مردم فاصله انداختند و به تدریج دیانت مردم را نشانه گرفتند تا کمتر از روحانیت اطاعت کنند و اين در حالي است كه این نوع از فعاليت های اين گروه کمتر در جایی ثبت شده است. ولی از وقایع تاریخی می توان متوجه کارهای آنها شد این حاصل کار فرهنگی این آقایان است، حتی اطرافیان شاه هم به طور غیر مستقیم شاه را تحت تأثیر قرار می دهند.
اين پژوهشگر تاريخ معاصر گفت: وقتی میرزا حسین خان سپهسالار (عامل عقد قرارداد ننگین رویتر)که طبق تحقیقی بزرگترین منبع درآمدش تجارت تریاک بود، در کنار شاه قرار بگیرد معلوم است که چه اتفاقی می افتد. یا وقتی میرزا ملکم خان (پدر روشنفکری در ایران) که واسطه عقد امتیازهای استعماری بود از رجال دربار ایران باشد معلوم است چه اتفاقی می افتد.
ادامه دارد...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰