کد خبر:۱۴۹۴۲۶
يادداشت//
اسلام هراسی و حجاب ستیزی در جمهوری آذربایجان
ممنوعیت حجاب در کشور آذربایجان نه تنها نقض آزادی افراد در اجرای احکام دینی و نقض اعلامیه جهانی حقوق بشر است بلکه با اصول متعدد قانون اساسي جمهوري آذربايجان، منشور سازمان ملل متحد، اعلاميه حقوق بشر اسلامي و تعداد ديگري از كنوانسيونهاي بين المللي در تضاد آشكار است.
گروه بین الملل «خبرگزاری دانشجو»، حمیده حسینا؛ کشور آذربایجان با جمعیت نزدیک به 9 میلیون نفر و با در صد جمعیتی 96 درصد مسلمان که 75 درصد آنان را شیعیان اثنی عشری تشکیل می دهند، دومین کشور مسلمان شیعه پس از کشورمان ایران است.
با وجود این تعداد درصد جمعیتی مسلمان در سال های اخیر شاهد اقدامات اسلام ستیزانه ای از جانب حکومت جمهوری آذربایجان بوده ایم. این اقدامات پس از شانزده سال از استقلال این کشور در سال 2007 آغاز شد و اولین نمود آن با ممنوعیت پخش اذان از مساجد این کشور بروز پیدا کرد.
مسئولان دولتی کشور آذربایجان در راستای تاثیراتی که از غرب و لابی های صهیونیستی گرفتند به این ممنوعیت راضی نشده و پس آن به تخریب گسترده مساجد پرداختند که به طور نمونه می توان به تخریب مسجد حضرت محمد (ص) در بخش یاسامال شهر باکو و مسجدی در ناحیه نفتی داشلاری و همچنین تخریب مسجد حضرت فاطمه زهرا (س)در ناحیه گونشلی شهر باکو اشاره نمود.
پس از آن شاهد اقدامات سرکوبگرانه دیگری اعم از ضرب و شتم عزاداران حسینی در سال 2009 و همچنین برخورد فیزیکی با عزاداران سالروز رحلت پیامبر در سال 2010 هستيم. اقدامات اسلام هراسانه دولت آذربایجان به همین جا ختم نشد و پس از آن استفاده از هرگونه نشانه های اسلامی اعم از قرآن و تسبیح و مُهر در ادارات این کشور ممنوع گشت و به عنوان آخرین اقدام می توان به اعلام قانون منع حجاب توسط وزارت آموزش و پرورش این کشور در مدارس و دانشگاه ها اشاره نمود.
وجود چنین اقدامات سرکوبگرانه ای در قبال مسلمانان این کشور در حالی رخ می دهد که سایر اقلیت های دینی و مذهبی این کشور از آزادی کامل برای فعالیت های دینی و حتی تبلیغی خود بهره می برند که از آن جمله می توان به مسیحیان، یهودیان و صهیونیست ها و حتی سلفیون و وهابیون اشاره نمود که به نظر می رسد چنین اقداماتی با احساس ترس و نگرانی از گسترش اسلام ناب و تشیع و به جهت مقابله با آن در این کشور صورت می پذیرد و تمام تلاش این کشور در جهت حمایت از وهابیون، سلفیون و نورچی هاست.
نکته جالب توجه دیگر در اقدامات دولت آذربایجان حمایت بی حد و حصر از یهودیان مقیم این کشور و آزادی صهوینیست ها در این کشور است که به طور نمونه می توان به پرداخت غرامت شهرداری باکو به یهودیان، سه برابر مسلمانان این شهر اشاره نمود و این تنها به این دلیل است که در سال های اخیر این کشور تحت تاثیر لابی های صهیونیستی و آمریکایی قرار گرفته و متاسفانه بدون در نظر گرفتن منافع و خواست ملی مردم این کشور عمل به جهت گیری ها و درخواست ها و موضع گیری این لابی ها را پیش روی خود قرار داده است که به نظر می رسد چنین تاثیر پذیری هایی به جهت وجود پایگاه نظامی کشور آمریکا و دخالت های پنهان آمریکا در تصمیم گیری های مقامات این کشور است.
و اما در مورد اقدام اخیر این کشور در جهت ممنوعیت حجاب در مراکز آموزشی این کشور باید اشاره نمود که با توجه به اینکه اکثریت جمعیت این کشور را مسلمانان تشکیل می دهند چنین اقدامی بسیار ظالمانه و بدور از معیار های حقوق بشری و حتی انسانی است.
پس از اعلام چنین حکمی ده ها شکایت از جانب مسلمانان این کشور به دادگاه ها در اعتراض به منع غیر قانونی ورود دختران محجبه به مدارس، سرازیر شد. جالب ابنجاست که قانون منع حجاب به بهانه یکسان سازی پوشش در مدارس این کشور صورت می پذیرد حال این سوال پیش روی ما قرار می گیرد که اگر قرار بر یکسان سازی باشد چرا پوشش دختران مسلمان که در اکثریت هستند باید با پوشش غیر مسلمانان یکسان شود؟!! حال آنکه اگر قرار به رعایت مساوات و عدالت باشد عقل حکم می کند که آنکه در اقلیت قرار گرفته باید خود را با معیارهای عمومی همسان سازد!
پس از این اقدام تعداد بسیاری از مدافعان حکم اسلامی حجاب در این کشور به اعتراض پرداختند که در کمال تعجب بسیاری از آنان یا جریمه شدند و یا به زندان افتادند!
مخالفت چنین احکام و قانون هایی با حقوق بشر و حکم انصاف و عدالت بر هیچ فردی که از عقل سلیم بهره می برد پوشیده نیست؛ چرا که یکی از حقوق ابتدایی هر فرد، حق آزادی در انتخاب دین و در راستای آن آزادی در انجام احکام و قوانین و اعمال شرعی دینیست و زن مسلمانی که اسلام و حکم اسلامی حجاب را که در نص صریح قرآن به آن اشاره شده، می پذیرد بنا بر حقوق انسانی خویش مُحق است که آزادانه و به دور از هرگونه بند و محرومیتی به آن عمل نماید.
لذا ممنوعیت حجاب در کشور آذربایجان نه تنها نقض اعلامیه جهانی حقوق بشر است بلکه با اصول متعدد قانون اساسي جمهوري آذربايجان، منشور سازمان ملل متحد، اعلاميه حقوق بشر اسلامي و تعداد ديگري از كنوانسيونهاي بين المللي در تضاد آشكار است و گویا دولت باکو تعهدات خود را به عنوان يک کشور اسلامي، در جهت حمايت از حق حريم خصوصي افراد و تحقق حق آموزش بر اساس اعلاميه اسلامي حقوق بشر در اجلاس قاهره را نیز به فراموشي سپرده است.
در بند سه، ماده 18 ميثاق حقوق مدني سياسي آمده، «فقط تحت شرايط خاصي، مثلاً هرگاه ضرورت سلامت، نظم و اخلاق عمومي جامعه ايجاب كند يا ابراز عقيده با حقوق اساسي ديگران در تعارض باشد؛ ميتوانند در انجام امور ديني محدوديت ايجاد كنند.» بر اين اساس به نظر نميرسد حجاب اسلامي دانشآموزان آذربايجاني خطري براي سلامت عمومي جامعه و نظم عمومي يا اخلاق باشد و با حقوق و آزاديهاي اساسي ديگران نيز در تعارض قرار گيرد تا متوليان آموزش جمهوري آذربايجان بتوانند به اجبار از آن ممانعت كنند.
بسیاری از کشور های کوچک و ضعیف در عرصه جهانی همواره برای بقای خود به تبعیت از کشورهای بزرگ و قدرتمند متوسل می شوند و این گمان غلط را دارند که بدین واسطه می توانند موقعیت خود را حفظ و ارتقا بخشند این در حالی است که حفظ و بقا و ارتقای هر کشور در گروی حمایت و رضایت مردم آن کشور است، و در صورتی که مردم در صحنه نباشند و از دولت و حکومت کشور دفاع نکنند هر آن باید منتظر سقوط آن کشور بود، کما اینکه مثال بارز و نکته موکد این نظر را می توان در انقلاب های اخیر مشاهده نمود و کشور های بسیاری را مثال زد که به تبعیت از غرب و زیر پا گذاشتن خواست عموم مردم، پایان و سرانجامی جز سرنگونی نداشتند از جمله کشور های تونس و لیبی و مصر.
بنابراین، این نکته مورد تردید نیست که ایستادگی در مقابل مردمی که خواستار حفظ ارزش های اسلامی هستند منجر به سقوط دولت هاست و افرادی چون الهام علی اف بهتر است سرانجام اشخاصی همچون بن علی و قذافی و ... را سرلوحه پند خود قرار دهند و از مقابله با خواست عمومی و به حق ملت خود بپرهیزند و بدانند بزرگترین مهره های آمریکا و صهیونیست در منطقه از رضا شاه پهلوی گرفته تا قذافی و حسنی مبارک و بن علی هم اگر پای خواست ملت و حق و عدالت و احکام الهی در میان باشد همچون برگ پاییزی درختی هستند که با نسیمی کوچک از خروش ملت به زمین میریزد و با خاک یکسان می شود.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰