شجاعت علوي در برخورد با مفاسد اقتصادي
کد خبر:۱۴۹۴۴۴
يادداشت /

شجاعت علوي در برخورد با مفاسد اقتصادي

نظام جمهوري اسلامي از چنان جايگاهي برخوردار است كه حفظ آن از اوجب واجبات برشمرده شده، ‌لذا بر تمامي مسئولان و كارگزاران لازم است نهايت همّ خود را بر استحكام اركان آن قرار دهند و اگر نفوذي رخ داد با الگوگيري از عدالت علوي و به شدت با آن برخورد نمايند.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ نظام جمهوري اسلامي از چنان جايگاهي برخوردار است كه حفظ آن از اوجب واجبات بر شمرده شده است، ‌لذا بر تمامي پيروان ولايت از مسئولان و كارگزاران لازم است نهايت همّ خود را بر تقويت و استحكام اركان آن قرار دهند و تا جايي كه مي‌توانند منافذ ورود سودجويان را مسدود سازند و اگر هم نفوذي رخ داد به شدت و با الگوگيري از عدالت علوي با آن برخورد نمايند.

توصيه‌ها و تدابير پيشگيرانه در مبارزه با فساد از اهميت برجسته‌اي برخوردار است و سعي همه اركان نظام بايد بر اين باشد كه آن‌ها را پياده كنند و به اجرا در آوردند؛ زيرا اگر با آن مبارزه شود و راه نفوذ آن بسته شود، امكان سوءاستفاده پيش نمي‌آيد.
 
در جامعه اسلامي نباید گذاشت كه فساد ریشه‌دار شود؛ زیرا با گذشت زمان، ریشه‌كنی آن بسیار مشكل می‌شود و از جمله عوارض آن اين است كه اعتماد از جامعه رخت برمي بندد، سرمایه‌گذار پاكدامن و صادق را نیز مأیوس می‌كند، لذا ناامني اقتصادي پيش مي‌آيد.

يكي از موارد آسيب‏پذيري نظام اسلامي كه مؤثرترين آن نيز شمرده مي‌شود، نفوذ پديده شوم خيانت در سيستم كارگزاري و نظام اجرايي كشور مي‌باشد. بر اساس حكم عقل، خيانت در هر شرايط و از هر كسي ناپسند و غيرموجّه است، ولي خيانت كارگزاران و زمامداران به نظام، مردم و رهبر بدترين نوع خيانت است كه امام علي(ع) نيز به آن اشاره نموده مي‏فرمايد: «همانا بزرگ‏ترين خيانت، خيانت به مردم، و رسواترين دغل‌كاري، دغل‌بازي با رهبران و امامان است.» (1)
 
چرا كه وقوع انواع خيانت‌ها و فساد به‌خصوص فساد مالي، ذهن و دل مردم را مشغول و دل بسیاری را نیز می‌شكند و آیا این سزاوار است كه بخاطر عمل نكردن مسئولان، مردم به سبب این حوادث ناراحت شوند و حتی برخی امید خود را به نظام از دست بدهند؟!
 
اما اگر در جامعه فسادي رخ داد وظيفه مسئولان و رؤساي قواست كه با آن مقابله و مبارزه نمايند و آن ماجرا را تا آخر پيگيري نمايند تا  دست‌هاي خائن قطع شود؛ زيرا اين اقدام هم اعتماد مردم را به مسئولان جلب مي‌كند و هم جلوي اين را مي‌گيرد كه زمينه عده‌اى بتوانند از اين حوادث استفاده كنند براى زدن توى سر مسئولين كشور.
 
نمونه‌اي از خيانت هاي كارگزاران در دوره علوي، خيانت «جرير بن عبدالله بجلي» كه به نمايندگي از طرف حضرت علي(ع) براي ابلاغ پيام امام به معاويه، مذاكره با وي و دعوت او به بيعت با امام(ع) رهسپار شام شد؛ معاويه مقدم وي را گرامي داشت و در پذيرايي از او و بخشش به وي بسيار كوشيد.

نماينده امام كار خود در شام را طولاني كرد و بيش از يك ماه در آن‏جا اقامت گزيد و با چشمداشت به كيسه‏هاي زر و سيم معاويه در اداي وظيفه خيانت ورزيد؛ وقتي گزارش خيانت و تساهل وي به امام(ع) رسيد، دستور دادند طبق فرمان پيامبر(ص) خانه وي را آتش زدند.  (2)
 
حضرت با كارگزاران خائن با قاطعيت برخورد مي‏كردند. براي نمونه ايشان در نامه‏اي شديداللحن به اشعَث بن قيس هنگامي كه در بيت‏المال خيانت كرده بود، فرمودند: «آنچه بر عهده توست ادا نما، وگرنه گردن تو را با شمشير خواهم زد.»  (3)
 
ماجرا از اين قرار بود كه اشعث در دوران زمامداري‏اش صدهزار درهم اندوخته بود؛ امام(ع) پس از اطلاع از ماجرا فرمان دادند تا آن را پس دهد،‌ ولي او گفت: «اين ثروت را در دوران حكومت شما به دست نياورده‏ام.» در پاسخ امام فرمودند: «به خدا سوگند، اگر آن را در بيت المال مسلمانان حاضر نسازي، اين شمشير را چنان بر تو فرود آورم كه هر چه خواست، از تو باز ستانَد.»  (4)
 
در جاي ديگر به فرمانرواي مصر ـ مالك اشتر ـ فرمان مي‏دهد كه با اين پديده شوم نفرت‏انگيز با قاطعيت مبارزه كند و خيانتكاران را به سزاي اعمال زشتشان برساند حتي اگر از نزديكانش باشند.
 
«اي مالك! از همكاران نزديكت سخت مراقبت كن. اگر يكي از آنان دست به خيانت يازيد و گزارش بازرسانت آن را تأييد كرد، به همين مقدار گواهي قناعت كن و او را با تازيانه كيفر نما و از آنچه در اختيار دارد او را عزل كن و در جايگاه خواريش بنشان، و داغ خيانت بر چهره‏اش بگذار و قلاده ننگ و بدنامي به گردنش بياويز. (5)
 
از اين رفتارها مشخص مي‌گردد كه حكومت اسلامي و مسئولان قضایی نباید به افراد بدكاره، خرابكار و مفسد ترحم كنند ولي در مقابل وظيفه‌اي كه نسبت به مردم دارند اين است كه در خصوص پیگیری چنين پرونده‌هايي مردم را در جريان قرار دهند و اطلاع‌رساني مناسب صورت بگيرد تا هم اعتماد مردم جلب شود و هم يك نوع نظارتي بر فعاليت دستگاه‌هاي قضايي باشد.
 
اين شدت و قاطعيت درجه آسيب‏پذيري نظام از خيانت را روشن مي‏كند؛ چراكه نظام‏هايي كه به خيانت كارگزاران خود رسيدگي نكنند، سرانجام محتوم آنان شكست خواهد بود.

پی نوشت:

1-  نهج‏البلاغه، نامه 26؛ در ترجمه خطبه‏ها، نامه‏ها و حكمت‏هاي نهج‏البلاغه از ترجمه‏هاي داريوش شاهين، عبدالمجيد معاديخواه، محمد دشتي و سيدعلي نقي فيض‏الاسلام و نيز ترجمه موسوعه امام علي(ع) استفاده شده است.
 
2- نصر بن مزاحم منقري، وقعة صفين، تحقيق عبدالسلام محمد هارون (قم: انتشارات كتابخانه آيت‏الله مرعشي، 1404ق.) ص20ـ61
 
3- محمد محمدي ري‏شهري، موسوعة الامام علي(ع) (چاپ اول، قم: دارالحديث، 1421 ق.) ج4، ص140ـ14؛ و نيز نهج‏البلاغه، نامه 5؛ وقعة صفين، ص20ـ21
 
4- قاضي نعمان، نعمان بن محمد تميمي مغربي، دعائم الاسلام، تحقيق آصف بن علي اصغر فيضي، (چاپ اول، بيروت: دارالضواء، 1414 ق.) ج1، ص396
 
5- نهج‏البلاغه، نامه 53
 
پربازدیدترین آخرین اخبار