کد خبر:۱۴۹۴۷۵
به مناسبت بزرگداشت احمدبنموسي؛
تدبير حاكم شيراز براي ضربهزدن به كاروان بنيهاشم
... لشكر شكست خورده شيراز تدبيري انديشيد و بالاي بلنديها فرياد زدند: «الان خبر رسيد كه وليعهد، امام هشتم (ع) وفات يافت، لذا مردم از اطراف امامزادگان پراكنده شدند و جناب سيد احمد بن موسي(ع) شبانه با برادران و اقارب از بيراهه به شيراز رهسپار شدند و ...
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ مردمان ايران از ديرباز دوست دار اهل بيت (ع) و خاندان عصمت و طهارت بودهاند و به همين علت اين سرزمين پهناور جايگاه و مدفن امام زادگان بسياري شده است.
وجود فرزندان آل علي(ع) در سراسر ايران باعث بركت و فخر شيعه است و در طول تاريخ نيز ايرانيان در تعظيم و بزرگداشت ذريه پيامبر(ص) كوششهاي فراوان كردهاند، همانطور كه پيامبر اكرم(ص) و ائمه سفارشات فراواني در گرامي داشتن و احترام گذاشتن به سادات و بنيهاشم داشتهاند.
امام رضا(ع) در حديثي ميفرمايد: «نگاه كردن به صورت همه ذريه پيامبر(ص) عبادت است مادامي كه از راه و روش ما جدا نشده و خودشان را با گناه آلوده نكرده باشند.»
همچنين رسول خدا، زيارت بنيهاشم را سنت و مستحب ميدانستهاند و فرمودهاند: «كسي كه يكي از فرزندان مرا نبيند و با ميل و رغبت بر من صلوات بفرستد، خداي متعال شنوايي و بينايي او را افزايش ميدهد» كه اين به سبب مقام والايي است كه ذريه پيامبر(ص) در نزد خداوند متعال دارند و مردم در مشكلات و سختيها به آن بزرگواران مراجعه ميكنند و برآورده شدن حاجات خود را از آنان مسئلت ميكنند.
شاهچراغ از پرهيزكارترين و با تقواترين فرزندان امام موسي كاظم (ع) بود
يكي ديگر از دلايلي كه ايران توفيق پذيرفتن امام زادگان و سادات را پيدا كرد، هجرت تحميلي امام رضا(ع) از مدينه به خراسان بود؛ لذا بسياري از امام زادگان و سادات از جمله حضرت معصومه(ع) و احمد بن موسي معروف به شاهچراغ براي زيارت امام رضا(ع) و تجديد ديدار با ايشان وارد ايران شدند.
امام زاده سيد احمد بن موسي كه به شاهچراغ مشهور است، يكي از پرهيزكارترين و با تقواترين فرزندان امام موسي كاظم (ع) بود، آن گونه كه در حيات خود هزار بنده خريد و آنان را در راه خدا آزاد كرد و امام كاظم(ع) به دليل علاقهاي كه به حضرت احمد داشت ملكي به نام «يسيره» را به ايشان هديه كرد.
در زماني كه حضرت امام علي بن موسي الرضا(ع) به سبب ولايتعهدي تحميلي در طوس خراسان بودند، حضرت احمد بن موسي(ع) به اتفاق جناب سيد محمد عابد و جناب سيد علاء الدين حسين، برادران خود و جمعي ديگر از برادرزادگان و اقارب و دوستان به قصد زيارت آن حضرت از حجاز به سمت خراسان حركت كردند و در بين راه نيز جمع كثيري از شيعيان و علاقه مندان به خاندان رسالت به سادات معظم ملحق و به اتفاق حركت كردند، تا جايي كه مينويسند در نزديكي شيراز تقريباً يك قافله 15 هزار نفري از زنان و مردان تشكيل شده بود و خبر حركت اين كاروان به خليفه وقت مامون رسيد.
در اولين نبرد لشكر شيراز از بني هاشم شكست خورد
مأمون ترسيد كه اگر چنين جمعيتي از بنيهاشم و دوستداران و فدائيان آنها به طوس برسند، اسباب تزلزل مقام خلافت شود، لذا لشكري اعزام كرد تا مانع حركت قافله بنيهاشم بشود.
حاكم شيراز مردي به نام قتلغخان بود و به قافله بنيهاشم گفت: حسب الامر خليفه، آقايان از همين جا بايد برگردند، حضريت سيد احمد بن موسي فرمود: «ما قصدي از اين مسافرت نداريم جز ديدار برادر بزرگوارمان» لشگر قتلغخان راه را بستند و جنگ شديد خونيني شروع شد اما لشگر در اثر فشار و شجاعت بني هاشم پراكنده شدند.
لشكر شكست خورده تدبيري انديشيد و بالاي بلنديها فرياد زدند: «الان خبر رسيد كه وليعهد، امام هشتم (ع) وفات يافت، لذا مردم از اطراف امامزادگان پراكنده شدند و جناب سيد احمد بن موسي(ع) شبانه با برادران و اقارب از بيراهه به شيراز رهسپار گرديدند و با لباس مبدل پراكنده شدند.
حاكم شيراز خانه را بر بدن شريف احمد بن موسي خراب كرد
سيد احمد در شهر شيراز در منزل يكي از شيعيان در منطقه «سردزك» كه مرقد ايشان در اين منطقه واقع است سكني گزيد و در خانه اين شخص مخفي گشت و قتلغخان مكان ايشان را پس از يك سال يافت و آن خانه را محاصره كرد و با شمشيري بر سر ايشان ضربهاي وارد كرد، سپس به دستور آن ملعون خانه را بر روي آن بدن شريف خراب كردند و بدن زيرآوار باقي ماند.
در اوايل قرن هفتم، شيراز تحت سلطه «ابوبكربن سعد مظفرالدين» قرار گرفت، وي انسان مومني بود كه به نشر دين اسلام علاقه داشت و به علماء و دانشمندان احترام ميگذاشت و سادات را دوست داشت.
او علاوه بر دستور آباداني شيراز دستور داد محلي كه سيد احمد در آن به شهادت رسيده بود را آباد كنند و در هنگام تجديد بنا و خارج نمودن آوارها، كارگران بدن تازه جواني بلندقامت با سيمايي زيبا رسيدند كه به علت ضربه شمشير در سرش كشته شده بود.
انگشتري كه روي آن نوشته شده بود «العزه لله، احمد بن موسي»
امير به همراه برخي از افراد معتمدش به آن محل آمد و تحقيقات خود را براي كشف هويت صاحب بدن آغاز كردند، پس از كنكاش بسيار وجود دلايلي چون انگشتري كه روي آن نوشته شده بود العزه لله، احمد بن موسي و نيز با توجه به دلايل تارخي نقل شده بود، بر آنان ثابت شد كه اين بدن متعلق به جناب احمد بن موسي است.
هنگامي كه مردم شيراز بدن شريف را ديدند كه پس از چند سال از شهادت ايشان هنوز تازه و دست نخورده است، دانستند كه صاحب اين بدن از اولياءالله است در نتيجه به حقانيت شيعه اعتقاد پيدا كردند و بسياري شيعه شدند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰