کد خبر:۱۵۰۲۶۴
سلسله جلسات طرح ريزي استراتژيك - بخش اول
عباسي: ادغام وزارت مسكن با راه و ترابري اقدام دردناكي بود
رئيس مركز بررسیهای دكترينال امنيت بدون مرز گفت: ادغام وزارت مسكن و شهرسازي با راه و ترابري ادغام دردناكي بود؛ چرا كه اين كار نشان ميدهد كه مسئولان اهميت معماري و شهرسازي و ارتباط آن با هويت و فرهنگ هر جامعه را هنوز متوجه نشدهاند.
به گزارش خبرنگار دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، حسن عباسي در جلسه 295 از سلسله جلسات «طرح ريزي استراتژيك كلبه كرامت» به بحث نظامسازي در جامعه پرداخت و گفت: نظامسازي در كشور به طور عمومي شامل دولتچيني، مردم چيني و مِلك سازي است كه حدود 20 تا 25 سال ميكشد كه متولي اجراي آن هم طراحان استراتژيك آن جامعه هستند.
وي با بيان اينكه پرچم يك كشور يا پادشاه آن كشور به معني وجود دولت يا ملت در آن كشور نيست، گفت: در پاكستان ملت به معناي واقعي آن ندارد، بلكه مجموعهاي از چهار طايفه است همچنين در چين نيز ملت سازي وجود ندارد و يك دولت روبنايي در آنجا حكومت مي كند، ولي آلمان و فرانسه و انگلستان نسبت به ساير كشورها در بحث دولتسازي و ملتسازي موقعيت بهتري دارند.
رئيس مركز بررسیهای دكترينال امنيت بدون مرز با بيان طرح جامع تطبيقي جامعه ولايي گفت: در اين طرح در لايه اول محصولگرا، در لايه دوم فرآيندگرا و در لايه سوم بصورت عملكردگرا عمل ميكنيم.
عباسي در ادامه گفت: به منظور نهادينهسازي هر مدلي بايد مباحث حكمي و فلسفي از طريق تئوري سيستمها به نهاد تبديل شود.
بسياري از مشكلات در بخشهاي مختلف حكومت به دليل عدم نهادينه شدن اهداف است
وي با بيان اينكه امروز در جمهوري اسلامي ضرورت نظامسازي كاملاً مشخص است، گفت: مشكلات در حوزه اقتصادي، صنعت و توليد، مسائل بهداشتي و درماني و فقدان عدالت در همه سطوح حكومت به اين دليل است كه عليرغم وجود همه امكانات اوليه، ابزار تحقق در اين عرصهها وجود ندارد.
رئيس مركز بررسیهای دكترينال امنيت بدون مرز با بيان اين مطلب كه بسياري از مشكلات در بخشهاي مختلف حكومت به دليل عدم نهادينه شدن اهداف است كه با نهادسازي محقق ميشود، گفت: روند ادغام وزارتخانهها نشان ميدهد كه هيچ فكر و فلسفهاي پشت اين مسئله وجود ندارد.
عباسي افزود: براي ارائه طرح جامع حضور و طرح جامع هجرت، ابتدا بايد بخش «لا اله» را بررسي كنيم كه همان مدرنيته ميباشند.
فراز و فرودها در دل زمان، تاريخ را ميسازند
وي با بيان اينكه در مدل مبتني بر مدرنيته اگر به صورت «كاركرد گرا» عمل كنيم، بايد از زمان (Time) شروع كنيم كه از زمان ارسطو آغاز شده است.
رئيس مركز بررسیهای دكترينال امنيت بدون مرز با بيان اينكه تاريخ تابعي از زمان است، گفت: فراز و فرودها در دل زمان، تاريخ را ميسازند.
عباسي افزود: مرحله بعد از زمان، بعد تاريخي است كه در زمان هگل به اوج خود ميرسد؛ زيرا هگل به جبر اعتقاد داشت و رويكرد تاريخگرايي (Historicalism) را ايجاد كرد.
وي با اشاره به رويكرد هيستوريكاليزم گفت: در اين رويكرد هر نهادي كه قرار است مورد مطالعه قرار بگيرد و ايجاد شود، جايگاه آن در تاريخ بررسي ميشود؛ بعنوان مثال براي مطالعه اقتصاد به بررسي تاريخ جاده ابريشم ميپردازيم.
رئيس مركز بررسیهای دكترينال امنيت بدون مرز در ادامه گفت: غربيها پس از مقوله Historicalism (دوره تاريخي) به duration (دوره) ميپردازند كه يك دوره، چندين عصر را شامل ميشود؛ به عبارت ديگر همواره بابي به روي انسان گشوده ميشود و عصر قبلي تمام شده و عصر جديد شروع ميشود.
عباسي با بيان اينكه لايه چهارم، انسان است، گفت: از اين لايه به بعد جامعهسازي شكل ميگيرد و رويكرد humanical (انسان مداري) براي جامعهسازي انسان را در دل زمان در نظر ميگيرد؛ يعني همه چيز را براي بشر و حول او شكل ميدهد.
وي با اشاره به اينكه لايه بعدي modernitical است، گفت: در مدرنيسيم اين طور فرض ميشود كه آنچه براي انسان است، مرتب نو و كهنه ميشود.
رئيس مركز بررسیهای دكترينال امنيت بدون مرز با اشاره به اينكه اين نو و كهنه شدن مدرنيسم در بستر طبيعت رخ ميدهد، گفت: از مرحله natural (طبيعتگرايي) در طراحي از بعد زمان، وارد بعد مكان ميشويم؛ لذا مدرنيته بعنوان حركتي از كهنه به نو در زمان و مكان گفته ميشود.
عباسي با بيان اينكه لايه بعدي physical است، گفت: فيزيك و آنچه در قالب فرمولهاي فيزيك بيان ميشود، روگرفتي از طبيعت است؛ لذا از اين مرحله به بعد بشر از غيب جدا ميشود و چند سال بعد كانت با ملاحظه اين شكاف براي پركردن آن سوبژه و ابژه را مطرح كرد.
وي با بيان اينكه همه علومي كه اكنون در دانشگاهها موجود است، بر مبناي پوزيتويسم شكل گرفته است، گفت: ايدئولوژي positivism در علم شبيه ظاهر كردن عكس از نگاتيو ميباشد كه بعد از ظهور آن، positive ناميده ميشود؛ لذا نميتوان با positivism به سراغ هفت متعلق ايمان رفت و آنها را كسب كرد.
عباسي گفت: از اين پس غربيها بين دو راهي تكنيك (تخته) و پوئيس، تكنيك را انتخاب كردند؛ لذا جامعه به سمت تكنيكال و تكنولوژي پيش رفت.
از دلايل بيهويتي جامعه امروز، بنيان معماري غلط است
رئيس مركز بررسیهای دكترينال امنيت بدون مرز با اشاره به اينكه لايه بعدي رويكرد socialical است، خاطرنشان كرد: اين رويكرد ميل به نامستوري در زمان و مكان دارد كه بعد از آن به لايه Architectical (معماري) ميرسند.
وي با بيان اينكه ريشه نظام آرشيتكتوري (معماري) امروز غربي در باستان شناسي (آرخيالوژي) است، گفت: معماري امروز جامعه ما كاملا بيهدف و بيهويت است؛ لذا علت بيهويتي جامعه امروز را ميتوان به بنيان معماري مربوط دانست.
عباسي تصريح كرد: ادغام وزارت مسكن و شهرسازي با راه و ترابري ادغام دردناكي بود؛ چرا كه اين كار نشان ميدهد كه مسئولان اهميت معماري و شهرسازي و اينكه معماري و شهرسازي با هويت و فرهنگ هر جامعه ارتباط جدي دارد را هنوز متوجه نشدهاند.
رئيس مركز بررسیهای دكترينال امنيت بدون مرز با بيان اينكه وزارت مسكن و شهرسازي با هويت و فرهنگ ارتباط جدي دارد، گفت: مناسب بود معماري و شهرسازي با وزارت آموزش و پرورش يا ارشاد ادغام ميشد؛ لذا بايد كار فرهنگي را از معماري شروع كنيم.
ادامه دارد ...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰
ارسال نظر
*شرایط و مقررات*
خبرگزاری دانشجو نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی کند.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمايید.
توصیه می شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشر شده، از مثبت یا منفی استفاده فرمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی یابد.