عالم آل محمد (ص) از تو زاده مي‌شود
کد خبر:۱۵۰۳۱۶
امام صادق (ع) خطاب به امام موسي‌كاظم (ع):

عالم آل محمد (ص) از تو زاده مي‌شود

امام صادق (ع) خطاب به امام موسي كاظم (ع) گفت: «دانشمند و عالم آل محمد (ص) كه همنام علي بن ابي طالب است، از تو زاده مي‌شود و اي كاش من او را درك مي‌كردم.»

گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ ائمه معصومين گواهان خداوند بر مخلوقات هستند و يكي از راه هاي شناسايي اين گواهان، علم آنهاست؛ بدين معنا كه هر چه سوال شود پاسخ آن را مي داند.

 

ويژگي هاي علم ائمه معصومين براي انسان ها به تنهايي قابل فهم و شناخت نيست؛ چرا كه اين علم از سرچشمه وحي نشات مي گيرد و علم ائمه از علم خداوند است و همه چيز را فراگرفته، به سبب اين گستردگي، دانش امام به وسيله خود او براي مردم معرفي شده و شناسانده مي شود.


با رجوع به احاديث اهل بيت عصمت و طهارت در باب علم ائمه مي توان دريافت كه «ائمه معصومين تمام علوم پيامبر خاتم و تمام پيامبران و اوصيايشان را به ارث برده اند، هر كتابي كه خداوند نازل كرده نزد ائمه است و به هر زباني كه باشد آن را مي دانند.» (اصول كافي، جلد 1)


دانش امام هيچ حد و مرزي نداشته و تصويري از اتصال و ارتباط آنها با خداوند متعال است، هيچ چيز در آسمان و زمين از محدوده علم آنها خارج نيست و اين دانش از همان آغاز امامت به امام افاضه مي شود؛ در اصول كافي جلد اول باب علم ائمه آمده است: «ائمه هدي آنچه واقع شده و مي شود را مي دانستند و چيزي از ايشان پنهان نيست و ايشان خزانه داران علم الهي هستند.»


در داستان سليمان نبي، كه قصد داشت تخت ملكه سبا را منتقل كند، به جانشين وي آصف بن برخيا اشاره مي شود «عنده علم من الكتاب، نزد او علمي از كتاب است» (سوره رعد آيه 43)  كه به وسيله آن علم در يك چشم بر هم زدن تخت پادشاهي ملكه سبا را منتقل كرد. 


در رواياتي كه، ذيل اين آيه در تفسير برهان آمده بيان شده: «علم آصف در برابر علم امام عليه السلام مثل مقدار آبي است كه مگسي با بال خود از روي دريا برمي دارد در برابر كل دريا» و در وصف اميرالمومنين (ع) آمده است: «كسي كه علم كل كتاب را دارد نه برخي از آن را.»


علم ائمه معصومين تا به آن اندازه وسيع است كه مخالفان زبان به اعتراف گشودند؛ ابوحنيفه، رئيس مذهب حنفي در مورد علم امام صادق عليه السلام مي گويد: «اگر حضرت صادق عليه السلام نبود مردمان احكام عبادات حج خود را نمي دانستند.»


همچنين در مورد امام رضا عليه السلام، تاريخ به جلسات پرسش و پاسخي كه مامون با حضور علماي يهود و نصاري ترتيب مي داد و امام رضا عليه السلام بارها در اين مجالس از كيان اسلام دفاع كرده و با برهان و حجت محكم همه دانشمندان را وادار به تسليم و سكوت مي كرده است، شهادت مي دهد.


علم امام نشانه اثبات حقانيت در جانشيني رسول خدا


در بين ائمه معصومين امام رضا عليه السلام به عالم آل محمد مشهور است، از امام موسي بن جعفر روايت شده كه به فرزندانش مي فرمود: «اين برادر شما علي بن موسي، دانشمند آل محمد است. از او درباره دين خود بپرسيد و آنچه را به شما مي گويد حفظ كنيد كه من بارها از پدرم جعفر بن محمد (امام صادق) عليه السلام شنيده ام كه به من مي فرمود: «دانشمند آل محمد كه همنام علي بن ابي طالب است، از تو زاده مي شود و اي كاش من او را درك مي كردم.»»


وسعت شگفت انگيز علم معصومين بارها در طول تاريخ موجب ايمان آوردن معتقدان به ساير اديان و مذاهب شده است.


از وشاء روايت شده قبل از اينكه به امامت امام رضا عليه السلام اطمينان پيدا كنم، چند مسئله نوشتم و خواستم با آنها امام رضا عليه السلام را آزمايش نمايم، از اين رو نامه را در آستين خود گذاشتم و به سوي منزل او رفتم. در اين فكر، آماده گرفتن اذن دخول بودم كه غلامي از خانه بيرون آمد و ندا داد: «كدام يك از شما حسن بن علي وشاء است؟» پاسخ دادم، گفت: «امام عليه السلام دستور داده اين نامه را به شما بدهم»، پس نامه را گرفتم و ديدم جواب تمام مسائل در آن بود، از اين رو مذهب وافقي را ترك كردم و به امامت امام رضا عليه السلام يقين پيدا كردم.


بدر، غلام حضرت رضا (ع) نقل مي كند كه در خدمت امام رضا عليه السلام نشسته بودم. در اين موقع مردي خراساني اجازه ورود خواست و با لهجه اي شبيه صداي پرندگان صحبت كرد كه هرگز نشنيده بودم.


علي بن موسي الرضا با زبان آن فرد جوابش را داد. صحبت آنها تمام شد و رفت. عرض كردم: «آقا من تا كنون چنين زباني را نشنيده ام.» فرمود: «اين زبان گروهي از مردم چين است» و پرسيد: «تعجب كردي كه به زبان خودش صحبت كردم؟ امام زبان پرنده و هر موجود صاحب روح را كه خدا خلق كرده مي داند و بر امام چيزي پوشيده نيست.»


شگفتي و عظمتي كه از علم امام مشاهده مي كنيم به همين نقطه ختم نمي شود؛ علم امام نشانه اي براي اثبات حقانيت او در جانشيني رسول خداست؛ بدين معنا كه هر چه از وي سوال شود بايد قادر به پاسخگويي آن باشد، چه بسا كه بعد از وفات رسول الله مردم سرگشته، چاره اي بجز پناه بردن به خاندان رسول الله نداشتند.


پس از رحلت پيامبر (ص) فردي يهودي وارد مسجد شد و تقاضا كرد كه با ولي مسلمانان ملاقات كند. مردم ابوبكر را به وي معرفي كردند، يهودي گفت: «پرسش هايي دارم كه جز نبي يا ولي نبي كسي پاسخ آنها را نمي داند.»


ابوبكر گفت: «سوال كن»، يهودي گفت: «مرا به آن چيزي كه خدا ندارد، از چيزي كه نزد خدا نيست، از چيزي كه قرآن را نمي داند، خبر ده.» ابوبكر گفت: «اين ها سوال معدان است و آيا چيزي در آسمان و زمين هست كه از آن خدا نباشد و خدا آن را نداند؟»


در اين هنگام مسلمانان متعصب به وي حمله ور شدند كه ابن عباس معترض شد و گفت: «چرا با او اين طور برخورد مي كنيد؟»

 

در حالي كه ابوبكر ادعا مي كرد، آن مرد كفر گفته است، به پيشنهاد ابن عباس همه به نزد علي عليه السلام رفتند.


امام در جواب يهودي فرمود: «اما اين كه مي گويي،‌ چيزي كه خدا ندارد، شريك است و آن كه نزد خدا نيست ظلم به بندگان است و آن چيزي كه خدا نمي داند؟ اعتقاد شماست كه مي گوييد عزير پسر خدا است، در حالي آن كه خدا براي خودش فرزندي قائل نيست و كسي را اولاد خود نمي داند.» يهودي از پاسخ امام خرسند شد و اسلام آورد و حاضران بر سر مبارك حضرت بوسه زدند و گفتند يا مفرح الكروب.

 

علم بي پايان امام از آن جهت كه متصل به سرچشمه وحي است، داراي اعتبار و ارزشي بي شمار است تا آن جا كه امام عليه السلام مي فرمايد: «شان اخباري كه از ائمه به تو مي رسد از جايگاه علم و شان ايشان خواهي فهميد.»


تا آنجا كه در اصول كافي مي فرمايد: «كسي كه حديث ما را منكر شود، كافر است و اگر حديث ما براي شما سخت است آن را به راوي بازگردانيد و درباره آن اظهارنظر نكنيد و آن را رد نكنيد كه سبب كفر شما مي شود.»

پربازدیدترین آخرین اخبار