خسرو باقري: مسئله اين است كه سهم خود را در علم مشخص نكرده ايم
به گزارش خبرنگار علمي «خبرگزاري دانشجو»، دكتر خسرو باقري روز گذشته، 18 مهر ماه در چهارمين نشست از سلسله نشست هاي «ما و علوم انساني» كانون مطالعات و تحقيقات طريق در آمفي تئاتر دانشكده علوم انساني دانشگاه شاهد به بحث در خصوص علوم انساني و مسائل ما پرداخت.
نظريه پرداز فلسفه تعليم و تربيت در ابتدا با طرح اين پرسش كه مسئله چيست؟ و آن را چگونه مي توان تعريف كرد؟ و اينكه آيا مسئله چيزي است كه ما آن را تعريف مي كنيم يا اينكه مسئله خود را به ما تحميل مي كند؟ گفت: شكي نيست كه مسئله در رابطه با نيازهاي انسان شكل گرفته و مطرح مي شود و به شكل في حد نفسه ذاته و عيني در جهان وجود ندارد.
عضو هيئت علمي دانشكده روان شناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران با بيان اينكه مسائلي كه مطرح مي شوند دو نوع اند، گفت: دسته اول مسائلي هستند كه خود را به ما تحميل مي كنند، مثل زلزله، جنگ و غيره كه اين دسته از مسائل داراي يك نوع فوريت اند و ما را وادار مي كنند كه آنها را حل كنيم و دسته دوم مسائلي هستند كه خود را به ما تحميل نمي كنند؛ اينها مسائل پنهان و بالقوه اي هستند كه گاه به وسيله انسان هاي خاصي مطرح مي شوند و البته هر كدام از اين دو نوع داراي اهميت خاص خود مي باشند.
وي افزود: اهميت مسئله دسته اول به جهت اضطرار و فوريت آنهاست و مسائل دسته دوم مهم اند از آن جهت كه اگر به آنها اهميت داده نشود در آينده مسائل بزرگي را ايجاد كرده و سرنوشت ساز خواهند بود.
باقري در ادامه بيان داشت: علوم انساني نمونه اي از مسائل دسته دوم است؛ به اين معنا كه در جامعه امروز علوم انساني به عنوان يكي از مسائل مهم مطرح است و منظور از علوم انساني هم همان علوم انساني است كه در جامعه غير از جامعه ما شكل گرفته و در قرون اخير در سطوح آكادميك تدريس مي شود.
عضو هيئت علمي دانشكده روان شناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران در پاسخ به اين سوال كه قرار نيست كه اين علوم انساني ما را تهديد كند، بيان داشت: هم چنان كه گفته شد اهميت مسائل دسته دوم از آن جهت است كه پيامد خواهد داشت و مي طلبد نشست هايي از اين دست در اين جا و جاي ديگر تشكيل شود.
آيا ما بايد اين علوم انساني را كه در جايي ديگر تكوين يافته، تكرار كنيم يا خير؟
وي بحث خود را در قالب سه سوال دنبال كرد و گفت: سوال اول اين است كه آيا ما بايد اين علوم انساني را كه در جايي ديگر تكوين يافته، تكرار كنيم يا خير؟
باقري گفت: پاسخ عده اي در باب اين مسئله مثبت است؛ به اين معنا كه آنها به دلايلي چون عينيت و روش شناسي مستحكم اين دست از علوم، و با اين استدلال كه چون علم عيني است و لذا لازم نيست در آن تشكيك شود، قائل به درستي و در نتيجه تكرار آن هستند.
عضو هيئت علمي دانشكده روان شناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران اضافه كرد: اهميت اين مسئله در ميان اين دست از افراد به اين دليل است كه يكي از دغدغه هاي مهمي كه همواره در علم وجود داشته، مسئله عينيت و اعتبار است.
وي گفت: البته اين سوال همواره مطرح بوده است كه آيا علوم انساني به مانند علوم فيزيك و شيمي مي تواند مدعي عينيت باشد؟ كه بايد در پاسخ گفت عينيت لازمه هر علمي است و ما از اين جهت اين ويژگي را به طور مشترك بايد در باقي علوم هم داشته باشيم، علم بايد اعتبار داشته و فرق آن از ديگر علوم مشخص باشد، بنابراين اگر عينيت هم فراموش شود، آن وقت ديگر علم نخواهيم داشت.
باقري افزود: البته عينيت به معناي دستيابي به واقعيت به شكل كامل نيست؛ چرا كه واقعيت هاي جهان بسيار پيچيده اند و ميزان اين پيچيدگي بر كسي معلوم نيست.
عضو هيئت علمي دانشكده روان شناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران با بيان اينكه چه در علوم تجربي و چه در علوم انساني نمي تواند ادعا كرد واقعيت را به طور كامل در اختيار گرفته ايم، گفت: احتياط لازمه كار علمي مي باشد و اين به جهت آن است كه واقعيت امري پيچيده است.
آيا بايد علوم انساني امروز را طرد كنيم؟
وي گفت: سوال دوم اين است كه آيا بايد علوم انساني امروز را طرد كنيم؟ كه پاسخ عده اي به اين سوال مثبت است؛ به اين معنا كه اين گروه با پيش فرض گرفتن بحث نسبيت گرايي، عينيت علم را رد كرده و معتقدند كه بايد علوم انساني موجود را به جهت تكوين يافتن آن در فرهنگي غير از فرهنگ خود از دانشگاه ها پاك كنيم، آنها اعتقاد دارند به تعداد هر جامعه انساني بايد يك علوم انساني خاص داشت.
باقري با بيان اينكه مشكل اين گروه نيز در همين نسبيت گرايي است، گفت: بايد توجه داشت نسبيت گرايي دو معنا دارد؛ يكي نسبيت معرفت شناختي است، به اين معنا كه ما در معيارها و ارزيابي معرفتي نسبيت گرا هستيم، يعني معيارهايمان نسبي است و اين همان نسبيت گرايي ناپسندي است كه بايد از آن پرهيز شود؛ چرا كه در اين ديدگاه خوبي و بدي معنا ندارد؛ و يكي ديگر نسبيتي معرفتي يا همان قبول اشتراك در معيارهاست، در اين ديدگاه معيارهاي ارزيابي مشترك است، اما ميزان ارزيابي در صدق متفاوت است، يعني دانشمند متناسب با چارچوب ذهني خود مي تواند تبيين خاصي را به وجود آورد.
عضو هيئت علمي دانشكده روان شناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران ادامه داد: اين نسبيت اجتناب ناپذير است؛ چرا كه آدم ها متفاوتند و در نتيجه تئوري ها نيز شكل متفاوتي مي يابند و اين امر نه تنها اجتناب ناپذير، بلكه مطلوب هم است و كساني كه اين نوع از علوم انساني را طرد مي كنند به واقع دانش را طرد مي كنند.
ما امروزه در علوم انساني چه بايد بكنيم؟
وي گفت: اما سوال سومي كه مطرح مي شود اين است كه ما امروزه در علوم انساني چه بايد بكنيم؟
باقري در ادامه در پاسخ به اين سوال گفت: در گام اول بايد عنصر عينيت را به معناي تعديل يافته آن حفظ كرد؛ چرا كه اگر عينيت فراموش شود، آن وقت ديگر علم نخواهيم داشت و در گام دوم بايد بر اساس پتانسيل تاريخي و فرهنگيمان سهم خود را در معرفت مشخص كنيم و اين به معناي رعايت همان اصل نسبيت معرفتي است.
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه تكرار در معناي سطحي غلط است، گفت: بايد هر كسي در حوزه علم سهم خود را ايفا كند و گام تازه اي بردارد و بر همين قياس، هر فرهنگ و تمدني سهم خود را در دانش مشخص كند و به نسبيت معرفتي دامن بزند.
وي گفت: مسئله ما اين است كه سهم خود را در علم مشخص نكرده ايم، بنابراين من اسلامي كردن علوم را هم كوششي براي مشخص كردن سهم خود در علوم انساني بر اساس فرهنگ اسلامي – ايراني مي دانم و به جاي تعبير «اسلامي كردن» اصطلاح «مشخص كردن سهم» را به كار مي برم.
باقري تصريح كرد: همه دانشمندان يك وجه مشترك دارند و آن اينكه مي خواهند واقعيت انساني را بشناسند؛ به اين معنا هر دانشمندي متناسب با ظرفيت فرهنگي خود مي تواند با واقعيت ملاقات كند و اين ملاقات براي او ارزشمند خواهد بود، اما در اين ميان نظريه هاي علمي كه بتوانند در معيارهاي مشترك وزن خود را نشان دهند، قابل اعتمادند، لذا چنين نيست كه ما خود علوم انساني را درست كنيم و علوم انساني موجود را به طور كامل طرد نماييم؛ بايد توجه داشت كه اين رابطه علمي بسيار مهم است و فضاي مناسب دانشگاه، يك فضاي رقابتي است.
پس از اتمام سخنان خسرو باقري، دانشجويان حاضر در سالن به طرح سوالات خود در خصوص موضوع مورد بحث پرداختند.