بررسي ابعاد مختلف گزارش جديد البرادعي
البرادعي دبير كل آژانس بينالمللي انرژي اتمي بار ديگر گزارش خود پيرامون هستهاي ايران را براي نشست فصلي شوراي حكام منتشر ساخت. انتشار اين گزارش در حالي صورت گرفت كه نومحافظهكاران آمريكا روزهاي آخر عمر سياسي خود را در كاخ سفيد سپري ميكنند.
اين گزارش با توجه به شرايط محيطي جديد چگونه ارزيابي ميشود؟ آيا تفاوتي بين گزارش جديد با گزارش گذشته وجود دارد؟
1- ابعاد گزارش : گزارش اخير البرادعي داراي ابعاد مختلفي است و از جنبههاي مختلف نيز قابل ارزيابي است. طبق معمول اين گزارش داراي دو بعد منفي و مثبت است. بعد مثبت اين گزارش ناظر به صلحآميز اعلان نمودن فعاليتهاي هستهاي ايران و اينكه ايران وظايف خود را در چارچوبهاي قانوني انجام داده و همه چيز تحت نظارت مستقيم و غيرمستقيم آژانس قرار دارد. پاراگرافهاي 2، 3، 4، 5، 6، 7، 8، 9، 10، 17، و همچنين در بخش نتيجهگيري، به صراحت عادي بودن شرايط و عادي بودن از هر نوع انحراف از يك سو و همكاري بدون مانع ايران به آژانس از سوي ديگر اعلام شده است.
علي رغم پاراگرافهاي مثبت، اين گزارش حاوي نكاتي است كه بيانگر تداوم ابهام سازيها و درخواستهاي فراقانوني است. اين در حاليست كه موضوع ابهامات و سوالات آژانس طي مداليتهاي بين ايران و آژانس توافق شد كه يك بار براي هميشه همه سوالات مطرح و جمهوري اسلامي ايران در يك زمانبندي مشخص و با شيوه توافقي پاسخ دهد. بر اساس اسناد موجود آژانس اين توافق به تمام و كمال اجراء شده و از نظر تخصصي بازرسان آژانس سوال بيپاسخي باقي نمانده است. اما اكنون بار ديگر دبيركل آژانس سخن از سوالات و ابهامات باقي مانده به ميان آورده و در اين گزارش خود مجدداً تحت ذيل ابعاد نظامي، مدعي وجود سوالات است كه بيپاسخ ماندهاند.
مطالعات ادعايي، ارائه اطلاعات بيشتر درباره شرايط دستيابي به اسناد فلز اورانيوم، روشنسازي فعاليتهاي تامين مواد و تحقيق و توسعه موسسات و شركتهاي نظامي كه ميتواند به امور هستهاي مرتبط باشد و روشن كردن توليد تجهيزات و قطعات هستهاي توسط شركتهاي متعلق به صنايع دفاعي، درخواستهايي است كه آژانس خواستار پاسخگويي ايران ميباشد، در حالي كه اين درخواست اول در تعارض مداليه توافقي ايران و آژانس است و ثانياً فراتر از چارچوبهاي قانوني و اساسنامهاي آژانس ميباشد. همچنين اين سوالات كاملاً ماهيت سياسي داشته و نه تنها براي چنين سوالات حد و حدودي وجود ندارد بلكه انگيزههاي امنيتي آن آشكار است.
2- روند گزارشها: گزارش جديد البرادعي در فرايند گزارشهاي وي معناي ويژه و سيستماتيكي دارد. مجموعه گزارشهاي آژانس از ابتداي سال 1382 را ميتوان در سه دسته تقسيمبندي كرد:
دسته اول؛ تاكيد بر سوالات و ابهامات گذشته هستهاي ايران داشته است. دسته دوم گزارشها كه پس از ابهامزدايي نسبي در خصوص گذشته هستهاي ايران آغاز گرديد، عمدتاً ناظر بر طرح سوالات و ابهامات فعاليتهاي جاري هستهاي ايران بودهاند. دسته سوم، پس از رفع سوالات فوق كه در چارچوب مداليته انجام شده بود، مطرح گرديدهاند. اين گزارشها بيشتر بر روي آينده هستهاي ايران متمركز شده و حساسيتها را متوجه نيات ايران كرده است.
جمهوري اسلامي ايران در خصوص دسته اول گزارشها از طريق توافقنامههايي كه بر مبناي شفافسازي و تعليق داوطلبانه استوار بود توانست بحران موجود را پشت سرگذارد. درباره دسته دوم گزارشها از طريق مداليتهاي كه برمبناي شفافسازي بدون تعليق فعاليتهاي هستهاي بود، موفق به ابهام زدايي نسبي شد. اكنون در خصوص دسته سوم گزارشها طرحهايي از سوي طرفين مطرح شده از جمله Nonepaper (سند غيررسمي) ايران و گروه 1+5، اما به جهت انگيزههاي سياسي حاكم بر بازيگر مداخلهگر اصلي هستهاي ايران يعني آمريكا، دچار بنبست شده است.
3- جهت گزارش: اصولاً گزارشهاي آژانس پيرامون هستهاي ايران تاكنون نشان داده است كه تنظيمكنندگان آن همواره متناسب با شرايط جهت خاصي را دنبال كردهاند. به عبارت ديگر گزارشها به گونهاي تنظيم شدهاند كه مبناي عمل يكسري اقدامات يا طرحهاي بازيگران هستهاي ايران قرار گرفته است. چند نوع مبنا و جهتگيري را در گزارشهاي گذشته ميتوان احصاء كرد.
در برخي مواقع گزارشها طوري تنظيم گرديد كه مبناي فشارها و تحريمهاي آشكار ايران قرار گيرد. در بعضي موارد شاهد گزارشهايي بودهايم كه پيام اصلي آن جلوگيري از اقدامات غيرمتعارف و غيرعقلاني بود. در برخي اوقات گزارشهاي البرادعي به منظور بسترسازي براي مذاكرات طراحي گرديده است. در كنار اين جهتگيريها، يك اصل ثابت نيز در گزارشهاي آژانس وجود داشته و آن گرو نگهداشتن پرونده ايران در وضعيت حساس به منظور مهار ايران ميباشد. در گزارش اخير البرادعي ضمن وجود اصل ثابت مذكور ميتوان يك جهت جديدي كه متناسب با شرايط سياسي است، ملاحظه كرد. در واقع به نظر ميرسد اين گزارش با برجستهسازي صلحآميز بودن هستهاي گذشته و حال ايران و ابراز نگراني از آينده پروژه هستهاي، سعي دارد بسترسازي شرايط مذاكرات ايران و گروه 1+5 و شكستن بنبست موجود را فراهم آورد.
از نظر شرايط جديد شاهد چند فاكتور آمادهساز مذاكره هستيم. جابجايي دولت جديد در كاخ سفيد كه رويكرد اعلامياش مذاكره با ايران حتي بدون پيششرط ميباشد، يكي از اين عوامل محسوب ميشود. عاملي كه از نظر البرادعي نيز قابل توجه است و در چندين نوبت ابراز اميدواري كرد، كه با پيروزي اوباما و به حاشيه رفتن نومحافظهكاران تندرو شرايط مذاكرات مستقيم بدون شرط فراهم شده است. عامل دوم درخواست سولانا از ايران براي شروع مذاكرات است. اگرچه سولانا مسأله "فريز در برابر فريز" را مطرح كرده اما به نظر ميرسد كه آمادگي براي عقبنشيني از يكسري پيششرطها در ميان كشورهاي اروپايي به وجود آمده است. عامل سوم نظر البرادعي است. البرادعي شرايط موجود را نگران كننده ميداند، از اين رو تنها راه برونرفت را در شروع دور جديد مذاكرات دنبال مي كند. از نظر البرادعي اگر مذاكرات بدون پيششرط انجام گيرد يكسري از همكاريهاي جديد نيز ميان ايران و آژانس آغاز خواهد شد. به اعتقاد البرادعي مذاكرات باعث دلگرم شدن ايران شده و اين كشور را بيشتر جهت همكاري با آژانس ترغيب خواهد كرد. در واقع البرادعي اميدوار است كه با تحول در شرايط موجود، بسترهاي اجرايي پروتكل الحاقي فراهم آيد. اگر چند گزارش ارسالي اخير وي را مورد ملاحظه قرار دهيم شاهد اين نكته خواهيم بود كه وي بخشي از حل نشدن ابهامات آژانس را در عدم اجراي پروتكل الحاقي قلمداد ميكند. از سوي ديگر بر اين اصل نيز واقف است كه پروتكل الحاقي يك توافقنامه اجباري نيست بلكه دولتها بايد از روي رضايت آن را بپذيرند.
از سوي ديگر عليرغم نكات فوق، برخورد نومحافظهكاران كاخ سفيد، با اين گزارش قابل توجه است. واكنش اوليه كاخ سفيد كه از طريق سخنگوي آن ابراز شده دلالت بر وارونهسازي گزارش داشته و به نظر ميرسد با برجستهسازي نكات منفي گزارش سعي در مبناسازي جهت فشار بر ايران را دارند. در واقع دولت بوش براي فراهم كردن كارنامهاي موفق در خصوص مهار ايران به دو پروژه نيازمند است؛ پروژه اول : مذاكره و اعلام اينكه ايران را از طريق پيش شرط مذاكره مهار كرده است. پروژه دوم: صدور قطعنامه جديد و اعلام اينكه تمام درهاي ارتقاء هستهاي ايران را بسته است. پروژه اول را نومحافظهكاران غيرممكن ميدانند، فلذا سعي دارند پروژه دوم را از طريق برجستهسازي بخش مبهم گزارش البرادعي اجرايي نمايد.
/انتهاي پيام/