کد خبر:۱۵۰۷۴۵
شاخصهاي نظامسازي در انقلاب اسلامي
جمهوري اسلامي در پرتو انقلاب اسلامي توانست در قلب ملتها نفوذ كند
امام(ره) از مردم خواستند بخشي از مشكلات را تحمل كنند تا مسئولان به رسالت اصلي خويش كه صدور انقلاب اسلامي است همت گمارند، لذا در پرتو انقلاب اسلامي بود كه جمهوري اسلامي توانست در قلب ملتها نفوذ كند.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، عبدالله گنجی؛ بخشي از سخنان مقام معظم رهبري در جمع خبرنگارن به رهاوردهاي بيبديل انقلاب اسلامي اختصاص يافت كه از جمله اين دستاوردها، نظام سازي است؛ به اين معني كه معماري نظام سياسي مبتني بر انديشهاي بومي يا بوميسازي صورت بگيرد.
توجه به اين افتخار زماني دو چندان ميشود كه اين الگوي بيبديل به نام اسلام، اما در عصر مدرن شكل گرفته است و زماني كارآمدي خود را به اثبات رسانده است كه حدود 400 سال از مرگ خدا در غرب ميگذرد، بنابراين وقتي يك نظام سياسي توانست همه ابعاد زندگي اجتماعي را پاسخ دهد و هم زنده بودن خدا را اثبات كند، بسياري از تئوريهاي سياست و قدرت را به هم ميپيچيد و به چالش فرا ميخواند.
در نظامسازي و الگوسازي در انقلاب اسلامي چند شاخص مهم و حياتي وجود دارد كه بايد بدان اشاره شود.
1- تفاوت بين انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي:
انقلاب اسلامي ايران توانست گستره خود را فراملي و حتي فراتر از امت اسلامي تعريف كند، به همين دليل پس از نظامسازي اوليه، جمهوري اسلامي به يك نظام بوركراتيك صرف تبديل نشد، به تعبير دقيقتر هنر انقلاب اسلامي اين بود كه در عين نظام سازي، فلسفه اساسي انقلاب خود را همتراز نظام مذكور تعريف نكرد، به همين دليل پس از تبديل انقلاب به نظام و ساختار، ابعاد ديگر انقلاب اسلامي فراتر از حيات حقوقي نظام جمهوري اسلامي ايران تداوم يافت و در نظامسازي جمهوري اسلامي حوزههاي كاركردي انقلاب اسلامي محفوظ ماند و تمامي آن در ظرف جمهوري اسلامي ريخته نشد.
بنابراين جمهوري اسلامي ايران به آب و نان، بهداشت، مدرسه و دانشگاه و ... مردم مشغول شد، اما انقلاب اسلامي به دنبال دعوت و صدور خود برآمد.
امام راحل با صراحت از مردم خواستند تا بخشي از مشكلات را تحمل كنند تا مسئولان به رسالت اصلي خويش كه صدور انقلاب اسلامي است همت گمارند، لذا در پرتو انقلاب اسلامي بود كه جمهوري اسلامي توانست در قلب ملتهاي اسلامي نفوذ كنند و از يك قدرت ملي به قدرت منطقهاي تبديل شود.
رشد همزمان انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي باعث شد تا در نهادسازي نيز عمل انقلابي در حوزه انقلاب اسلامي بماند، به طور مثال سپاه پاسداران در جغرافيايي انقلاب اسلامي خيمه زد و ارتش جمهوري اسلامي در حوزه جمهوري اسلامي، رهبري در انقلاب جهاني اسلام تعريف شده و رئيس جمهوري در چهارچوب حقوقي جمهوري اسلامي ايران و اين همپوشي و تفكيك بصورت هنرمندانه با هم تعامل و هم افزايي دارند، طوريكه اين الگو در هيچ جاي جهان قابل يافت نيست.
2- ماهيت حقوقي:
اگر چه همه نظامهاي سياسي جهان داراي هويت حقوقي هستند، اما الگوي اكثر آنان كليشهاي از غرب است و بعضاً محتواي يكساني دارند و اصراري بر ارائه الگوي متفاوت با مباني هستيشناسانه و معرفتشناسانه متفاوت نيز ندارند.
در نظامسازي انقلاب اسلامي علاوه بر نهادهاي معمول و جهانشمول مانند آموزش و پرورش، پليس، ارتش و اقتصاد بخشهاي اساسي كاملاً بومي است و با چهارچوبهاي نظري غربي قابل ترجمه نيست و در اوج اين تمايز هنرمندانه و شگفتآور ميتوان به سه ركن اساسي و بيبديل از نظام جمهوري اسلامي اشاره كرد كه شامل شوراي نگهبان، مجلس خبرگان رهبري و مجمع تشخيص مصلحت نظام مي شود.
اين اركان از اجزائي هستند كه ماهيت حقوقي و بومي جمهوري اسلامي را به نمايش ميگذارند و بنبستهاي اساسي نظام سياسي را ميشكافند و نهاد ولايت فقيه كه راس اين قاعده است از ديگر وجوهي است كه دنياي امروز را به تحقير واداشته است.
3-ماهيت حقيقي:
ماهيت حقيقي يا مظروف نظام جمهوري اسلامي اكسيري است كه نظامسازي ما را از همه جهان متمايز ميسازند، اينجاست كه مباني معرفتشناسانه به كمك نظامسازي ميآيد و با غناي خود، انسجام و تداوم ساختار سياسي را تضمين مي كند و تفاوت ماهوي انقلاب اسلامي را نيز آشكار ميكند.
امام راحل در اين زمينه ميفرمودند: «در انقلابهاي ديگر، طاغوتي ميآيد و طاغوت قبلي را برميدارد، اما در اسلام قيام لله، جايگزين طاغوت ميشود و اين در نظامسازي نيز تاثير منحصر به فرد خود را به جاي ميگذارد.»
استكبار ستيزي، نفي سبيل، ساده زيستي مسئولان، دينداري، معنويت گرايي و الزام حاكميت در مسئوليت پذيري نسبت به هر دو بعد مادي و معنوي انسان از جمله اين ماهيت حقيقي انقلاب اسلامي است و به همين دليل حضرت امام(ره) بارها احساس خوف ميكردند كه نكند ما در اينجا يك جمهوري اسلامي درست كنيم، ولي وقتي داخل آن ميشويم همان رويههاي طاغوتي باشد.
امام(ره) به مظروف و ماهيت حقيقي نظام سخت معتقد بود و مقام معظم رهبري نيز در آذرماه 1386 در دانشگاه علم و صنعت، ماهيت حقوقي نظام را بدون توجه به ماهيت حقيقي آن به دندان پوكي تشبيه كردند كه با اولين ضربه خرد ميشود.
4-الگوسازي:
مقام معظم رهبري در ديدار با اعضاي محترم خبرنگاران با صراحت اعلام كردند كه ما به دنبال شيعهگري در جهان اسلام نيستيم، اما آنچه كه علاقهمنديم مسلمانان از آن استفاده كنند الگوي «مردم سالاري ديني» است.
براي نلغزيدن در دام دنياي غرب چه الگويي به كار گرفته مي شود؟
اينجاست كه الگوي نظام سازي اسلام سياسي در هيبت مردم سالاري ديني كه در ايران تجربه شده است مي تواند منجي آنان باشد تا هم اسلام را رهنماي عمل بدانند، هم مردم را در عرصه سرنوشت وارد كنند و هم از وابستگي نجات يابند.
در هيچ برههاي از تاريخ 32 ساله انقلاب اسلامي زمينه براي پياده سازي الگوي مردم سالاري ديني در وراي مرزهاي جمهوري اسلامي فراهم نبوده و اين فرصت ذي قيمت اكنون در دسترس مسلمانان است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰