کد خبر:۱۵۰۸۸۶
بررسي زواياي حكم ارتداد - بخش اول
حكم ارتداد؛ سد راه دشمنان براي سیطره بر امتهای اسلامی
دشمنان كه حكم ارتداد را سد راه میبینند، با سیاهنمایی دستورات آن به هدف استيلا بر امت اسلامي نزدیکتر ميشوند، علاوه بر آن افرادی نيز هستند كه اين حکم را خلاف حقوق بشر، یا آزادی بیان معرفی میکنند و یا از ريشه وجود این حکم در اسلام را منکر میشوند.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، حامد صارم، در تاریخ ادیان الهی، دشمنان انبیاء همه سعی و تلاش خود را برای ناکام گذاشتن دعوت پیامبران انجام می دادند و از هرگونه اذیت و آزار و حتی قتل انبیا کوتاهی نمی کردند (سوره بقره آیه 61) تا بتوانند حق و حقیقت را به خیال خام خود در نطفه خفه کنند و هر گاه که قدرت ایذاء یا قتل نبی یا وصی را نداشتند به سمت معتقدان و مریدانشان یورش می بردند و حواریون انبیائ و اوصیا را مورد انواع اذیت و آزار و حتی قتل قرار می دادند.
اما تا کجا می توانستند به اذیت و آزار ادامه دهند؟ تا کی می توانستند مرتکب قتل اهل حق و حقیقت شوند؟ زمانی که اهل ایمان دارای عِده و عُده می شدند قتل و غارت امری نا ممکن بود در این زمان بود که هجوم دشمنان به شکل و گونه ای دیگر انجام شد و اعتقاد و ایمان، مومنان را هدف قرار مي دادند و سعی در سست کردن اعتقادات و گاها خروج اهل ایمان ازایمان به سوي کفر داشتند.
این قصه در همه زمان ها ادامه داشته و دارد. در زمان معاصر استعمار گران در سرزمین های اسلامی دست به فعالیت های مذهبی به گونه های مختلف زدند که از جمله این فعالیت ها می توان از فرقه سازی های مختلف در سرزمین های اسلامی نام برد. ساخت فرقه بهائیت در ایران، ایجاد و دامن زدن به عرفان های صوفی گرایانه و در نهایت صرف هزینه های هنگفت برای تبلیغ ادیان منسوخ و منحرّف که با هدف نابودی اعتقاد مسلمانان و یا حداقل سست کردن تدین و تقید ایشان نسبت به اسلام انجام گرفته و انجام می گیرد.
دشمنان با این حرکت خزنده قصد دارند آرام آرام هیمنه و عظمت اسلام را خرد کنند و آنگاه بر امت های اسلامی استیلا و سیطره یابند این توطئه ها تازگی ندارد، همگام با آغاز دعوت پیامبر اکرم این تلاش های مذبوحانه نیز آغاز شد و اولین شهدای اسلام برای حفظ عقیده و اصرار بر کلمه توحید به شهادت رسیدند.
طبیعی است شارع مقدس که تمام دستورات و احکامش بلا شک از روی حکمت می باشد برای جلوگیری از این آفت دستورات مهمی داده است، من جمله؛ دستور به والدین برای آموزش احادیث اهل بیت به فرزندانشان، دستور به تفقه در دین در سن نوجوانی و جوانی و یا دستور بر تشکیل حلقات علمی. در حقيقت اگر بگوییم که با عمل به این دستورات جامعه اسلامی در مقابل هر نوع هجمه فرهنگی حتی آفت ارتداد بیمه و مصون می شود، اشتباه نکرده ایم.
اما دستورات شارع مقدس به این موارد منحصر نیست؛ برای کسی که به هر دلیل - قولا یا فعلا- دست از دین بر دارد و خروج از دین را ابراز کند (نه به این معنا که کلا از دین برگشته باشد همین مقدار که یکی از ضروریات را انکار کند یا مورد اهانت قرار دهد عنوان مرتد بر او بار می شود) «حد ارتداد» تعیین کرده است.
دشمنان كه این احکام را سد راه خود می بینند و با سیاه نمایی این دستورات به هدف خود نزدیک تر مي شوند، افرادی که دشمن نبوده اما از سر جهل با حکم ارتداد مخالفت می کنند و آن را خلاف عقل، بیانیه حقوق بشر، یا آزادی بیان معرفی می کنند یا از ریشه وجود این حکم در اسلام را منکر می شوند، چندی است که به بهانه های مختلف در مورد احکام اسلامی ایجاد شک و شبهه می كنند و از طرق مختلف به دستورات اسلام حمله مي برند، گاه به بهانه مخالفت با بیانیه حقوق بشر، گاه به بهانه مخالفت با آزادی بیان و جالب تر از همه اینکه در مواردی شنیده شده كه برخي مدعي اند این احکام –خاصه ارتداد که مورد بحث است – در قرآن و احادیث ریشه ای ندارد.
اين افراد اگرچه در ظاهر به بررسی آیات و روایات در باره موضوع ارتداد می پردازند اما نتیجه ای که می گیرند عدم اثبات حكم ارتداد از قرآن و روایات و حكم به اینکه در اسلام حدی برای ارتداد در نظر گرفته نشده است و آنچه که هست حد اکثر تعزیر است، مي باشد و با این استدلال که ارتداد در قرآن به معنای مصطلح فقهی و رایج آن نیست و دارای معنای خاص خود است، روایات را نیز به بهانه خبر واحد یا ادعای ناظر بودن روایات بر قرآن عملا از گردونه استدلال، خارج می کنند.
در این مختصر به استدلالاتی می پردازيم که توسط برخي از این افراد در مقالات مطرح شده است و به بررسی تعدادي از آیات مورد بحث در مورد ارتداد می پردازیم.
اينان بر طبق برخي مقالات خود مدعی هستند: «استعمال این واژه در قرآن معنایی معین، خاص و ناظر به خصوصیاتی همچون رفتار توام با توطئه بوده» و می نویسند: «ارتداد گرایش منفعت طلبانه دنیا مدارانه و فرصت طلبانه است.» و نتیجه مي گيرند کسی که قلبا لجاجت و عنادی نداشته باشد و در پی حقی باشد و اتفاقا در اثر تبلیغات یا شبهات ایجاد شده، از دین دست بردارد، مقصر نیست و واژه ارتداد در مورد این شخص به کار گرفته نمی شود، در نتیجه مستحق اجرا شدن حد ارتداد نیست و مدعی شده اند که نمی توان هر انکار و برگشتن از عقیده که آگاهانه نبوده، یا در اثر شبهه به وجود آمده را کافر تلقی کرد!
در این که قرآن، یکی از مدارک حکم شرعی در فقه شیعه می باشد شکی نیست و این کتاب مقدس را تمام فرق اسلامی به عنوان منبع قبول داشته و فقه شیعه در منبعیت قرآن با کسی اختلاف ندارد، اما در منهج استفاده از قرآن روشی مختص به خود دارد.
لازم به توضیح نیست که نزد اصحاب امامیه فهم قرآن روشمند است و روش فهم آن استفاده از کلمات و تفسیر اهل بیت علیهم السلام است که در اين مورد علاوه بر اينكه روایات فراوانی موجود است، خود قرآن نيز به آن ناطق است، «بل هو آیات بینات فی صدور الذین اوتو العلم»؛ قرآن آیات روشنی است در سینه های کسانی که به ایشان علم اعطا شده است اما مع الوصف این گروه این مهم را در فهم خود از آیات در نظر نگرفته و می توان گفت از حیث منهج دچار اشکال اساسی شده است.
مفهوم ارتداد
ردد: الرد: صرف الشيء و رَجْعُه. و الارتداد: الرجوع، و منه المُرْتد (لسانالعرب، جلد 3، صفحه172 )
ردد: قوله تعالى: فإن تنازعتم في شيء فردوه إلى الله و إلى الرسول، فالرد إلى الله الرد إلى محكم كتابه و الرد إلى الرسول ص الأخذ بسنة الجامعة - كذا عن علي ع.
المرتد: من ارتد عن الإسلام إلى الكفر، و هو نوعان فطري و ملي. (مجمعالبحرين، جلد 3، صفحه47)
کلمه ارتداد از ریشه (ردد) در اصل به معنای رجوع و بازگشت است كه کلمه مرتد از آن مشتق شده و ارتداد نیز به معنای رجوع و باز گشت می باشد و مرتد یعنی کسی که از اسلام به کفر مراجعت می کند.
در معنای لغوی برای اطلاق مرتد بر شخص، قیدی لحاظ نشده. طبق لغت، صرف بازگشت از اسلام به کفر را ارتداد و شخص را مرتد ناميده اند. با توجه به اعتراف مخالفان و منتقدان حکم ارتداد؛ کتاب های لغت پس از نزول قرآن تدوین شده و تفسیری زبان شناسانه نیست بنابراین مطلبی که در این مقالات ضد ارتدادي آمده است لغت باید استعمال خاص لفظ ارتداد را در قرآن بیان کند، حال آنکه لغت برای مفهوم واژه مرتد یک معنا بیشتر (رجوع از ایمان به کفر) ذکر نکرده است لذا این ادعا که استعمال این لغت در قرآن به معنای معین و خاص مخالف با لغت نیست؛ ادعایی بی اساس است.
ادامه دارد...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰