طومار آل برامكه با نفرين امام رضا(ع) درهم پيچيد
کد خبر:۱۵۱۲۳۷
سالروز تبعيد امام موسي كاظم (ع) از مدينه به عراق

طومار آل برامكه با نفرين امام رضا(ع) درهم پيچيد

اكثر تحريكات هارون عباسي از ناحيه برمكيان بود، لذا امام رضا(ع) در روز عرفه آنها را نفرين كرد و فرمود: «من برامكه را نفرين كردم براي ستمي كه بر پدرم روا داشته و خداوند امروز دعايم را درباره ايشان مستجاب فرمود.»
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ در سال 158ه.ق، ابوجعفر دوانيقي به عذاب باقي شتافت و محمد پسر او كه ملقب بود به مهدي بر جاي او نشست و چون حكومت او محكم شد، حضرت امام موسي كاظم (ع) را به بغداد طلبيد و به حبس آن جناب حكم داد و دستور داد كه آن حضرت را شهيد كنند.

امام علي (ع) درباره امام هفتم به خواب مهدي دوانيقي آمد

شبي اميرالمومنين علي (ع) را در خواب ديد كه آن حضرت فرمود: «فهل عسيتم ان توليتم ان تفسدوا في الارض و تقطعوا ارحامكم»(سوره محمد آيه 22) چون بيدار شد در همان شب حضرت موسي كاظم(ع) را حاضر گردانيد و تعظيم آن حضرت را به جاي آورد و به ايشان گفت: «اگر خاطرت خواهد به مدينه نزد اهل بيت خود رو و اگر خواهي اين جا باش» امام (ع) به مدينه رغبت نمود.
 
مهدي دوانيقي در سال 160 هجري راه پيماي جهنم گرديد و حكومت به پسرش هادي رسيد او نيز نزديك به يك سال و سه ماه امارت كرد و سپس روي به دوزخ آورد.

پس از هادي برادرش هارون الرشيد ملك يافت و چون سلطنت او محكم گشت، قصد حبس و قتل امام موسي كاظم (ع) كرد و به بهانه حج متوجه مكه شد و چون به مدينه رسيد امام موسي كاظم(ع) را حبس كرد و دستور داد دو كجاوه به يك شكل مهيا كردند و حضرت امام(ع) را در يكي از دو كجاوه نشاندند.

هارون براي انتقال امام كاظم(ع) دو كاروان به راه انداخت

هارون الرشيد حكم كرد كه هر دو را بيرون آورند يكي را با 50 سوار به طرف بصره و يكي را با 50 سوار به طرف كوفه روانه كرد اين تلبيس از براي آن صورت گرفت تا مردم متوجه نشوند كه امام كجاست!

امام(ع) به سمت بصره رفت و در آن جا ايشان را به عيسي بن جعفر بن منصور سپردند امام موسي كاظم(ع) تا يك سال در دست آن ملعون در بصره محبوس بود پس از يك سال، هارون الرشيد نامه‌اي به سوي عيسي بن جعفر فرستاد و دستور قتل امام موسي كاظم(ع) را صادر كرد، اما عيسي بن جعفر بن منصور از انجام دستور سرباز زد.

پس از اين اتفاق، به دستور هارون، امام موسي كاظم(ع) دوباره به بغداد منتقل و در آن جا به فضل بن ربيع سپرده شد. فضل نيز حاضر به كشتن امام موسي كاظم(ع) نشد و هارون دستور داد كه امام را به فضل بن عيسي سپردند، او تعظيم امام موسي كاظم(ع) را بسيار به جاي مي آورد و مقام امام(ع) را گرامي مي داشت، اين خبر به هارون معلون رسيد و از فضل خواست تا امام را به قتل رساند، فضل نيز به آن دستور عمل نكرد.

هارون دستور دادكه فضل را برهنه كرده و به او صد تازيانه زدند و و دستور داد كه او را لعن كنند. امام موسي كاظم(ع) را به سندي بن شاهك سپرد.

پسر از قتل امام ابا كرد اما پدر قاتل امام شد

خالد برمكي كه پدرفضل بود جهت اصلاح خاطر هارون به او گفت: «امري را كه فضل از  آن امتناع نمود من انجام مي دهم.» هارون از او راضي شد و لعن فضل را براندخت و برمكي را روانه بغداد كرد.

پس از آن كه خالد برمكي وارد بغداد شد سندي بن شاهك را طلب كرد و به زهر دادن امام(ع) او را مامور كرد و آن ملعون به امر هارون قيام كرد و خوراك امام معصوم(ع) را كه فرمود مسموم كرده و به خورد آن حضرت داد و ايشان را شهيد كرد.

هارون از سر لطف برامكه را از خاندان عباسي خواند

برامكه از رجال حكومت بني عباس و از وزيران هارون الرشيد بودند. در نزد هارون از ارج و منزلت بسيار والايي برخوردار بودند، تا آن جا كه هارون آن‌ها را عباسي خواند. البته اين نهايت لطفي بود كه درباره برامكه داشت و آن ها را از خاندان خود به حساب آورده و يا از بستگان  صميمي خود مي دانسته است.

خاندان معلون برامكه با آل رسول الله(ص) دشمن بوده و با ايشان عدوات آشكار مي كردند و از علل مهم تبعيد، گرفتاري و شهادت امام موسي كاظم(ع) بودند، برامكه به قدري در نزد هارون الرشيد سعايت موسي بن جعفر(ع) را كردند تا سبب گرفتاري آن بزرگوار شدند و دشمني و عدوات برمكيان با آل رسول الله(ص) در به شهادت رساندن امام موسي كاظم محدود نشد.

تلاش برامكه براي قتل امام رضا (ع) بي نتيجه ماند

برامكه سعي داشتند هارون را راضي به قتل علي بن موسي الرضا(ع) نمايند اما موفق نشدند و دشمني و عدوات ايشان با آل رسول الله(ص) موجب ريشه كن شدن و هلاكت خود آن‌ها گشت.

امام رضا(ع) خاندان برامكه را به سبب گرفتاري كه براي پدربزرگوارشان پيش آورده بودند نفرين كرد و دعاي حضرت در حق خاندان برامكه باعث واژگوني آن‌ها در كمتر از چند ساعت شد.
 
نفرين امام رضا (ع) در روز عرفه دامن برمكيان را گرفت
 
در عيون اخبار الرضا،(جلد2، صفحه546) آمد است: امام رضا(ع) در روز عرفه ايشان را نفرين كرد و فرمود: «من برامكه را نفرين كردم براي ستمي كه بر پدرم روا داشته و خداوند امروز دعايم را درباره ايشان مستجاب فرمود.»

برامكه مورد غضب هارون قرار گرفتند و براي ايشان و فرزندانشان تا روز قيامت حال خوبي پيدا نشد. بيچارگاني كه مورد نفرين ائمه معصومين قرار مي گيرند و در آخرت نيز در آتش جهنم جاويدان خواهند بود.
 
نظرات شما
ناشناس
Iran (Islamic Republic of)
۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۹ - ۰۷:۲۵
من اسمم هانیه هستش و۱۲سالمه داخل کتاب هشتم خواهرم درباره ی برمکی ها نوشته بود منم خوندم ولی اینقدر درباره ی اونا خوب نوشته بودن که من فکر کردم خیلی ادمای خوبی بودن اما از خواهرم این داستانو شنیدم وپی گیرش شدم من سایتیو باز کردم که با خوندنش دلم کباب شد چون درباره ی چگونگی شهادت امامان نوشته بود من سوال دارم چرا درباره ی عمرابن خطاب چیزی نگفته اند ؟؟؟
پس چرا نکفته اند که همین ماعون حضرت فاطمه رو به شهادت رسونده حالا من شنیدم که میکن غلام این ملعون این کارو انجام داده مگه یک غلام بدون دستور حاکمش میتونه کاری کنه؟؟؟ مگه اخه میشه؟؟؟ چرا از مظلومیت اماما هبچی نگفتن چرا در هدبه مطالعات هر کوفتو زهره ماری نگفتن اینارو من تا دیروز نمیدونستم امامان چگونه شهید شدن...
همینه دیگه میگن کتاب دوست ادمه
همین کتابا هستن که ادمای بدو ازشون خوب میگه ولی نمیگه که چجوری امامارو شهید کردن

ولی من میشناسم اینارو چرا وقتی که حضرت علی در مسجد نماز میخوند کسی نرفت مراقب ایشان باشد مگر ایشان کم کسی بود ولی حالا بازیگرای ایرانی ۱۰-۲۰تا بادیگارد دارن چرا برای امام حسین فقط۱۱۰یار موند حالا اونم بیشترش زن بودن حالا ما که اون زمان نبودیم از این چیزا خبر نداریم اگر هم اونجا بودیم کمکشون نمیکردیم من میشناسم مردم ایرانیو شاید وقتی که گرگ ها به خیمه حمله میکردن قسد شومشونو اجرا نکرده باشن...ما از کجا میدونیم که به زن ها کودکا دخترها تجاوز کردن یا نه کی میدونه خدا
کی میدونه کسی که اینارو میدونسته ولی سانسورشون کرده

بیخشید سرتونو درد اوردم ممنون از سایت خوبتون
2
0
پربازدیدترین آخرین اخبار