توقف تاريخ در نزد انجمن حجتيه
کد خبر:۱۵۱۲۳۸
نوحجتيه و مذهبي‌هاي بي‌آرمان – بخش اول

توقف تاريخ در نزد انجمن حجتيه

به زعم انجمن حجتيه تاريخ متوقف شده است، برائت از دشمنان هم اگر مطلوب باشد، همان برائت از خلفا و دشمنان هم‌عصر ائمه است و مبارزه با قدرت‌هاي استعمارگر ...
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ آفت جدي متوجه قشر مذهبي ما ممكن است چنين اعتقادي باشد كه فقط به مباحث تربيتي و خودسازي بپردازند لذا فرد چنان متوجه خود مي شود و در خود غرق مي شود كه از توجه به پيرامون خود غفلت كرده و از داشتن آرمان هاي انقلابي دور مي شود؛ رگه هاي چنين تفكري در انديشه هاي انجمن حجتيه برجسته است.
 
اعضاي انجمن حجتيه غالباً به طبقه‌ مرفهي تعلق دارند كه به كار بازار و تجارت مشغول‌اند، هم چنين بسياري از اعضاي آن‌ها هم مهندسين و پزشكاني هستند كه معاش مرفهي دارند.
 
با توجه به اينكه زندگي در رفاه هم نيازهاي خاص خود را دارد و با هر نوع دين داري نمي سازد، نوعي تحريف دين توسط اين قشر به وجود آمده است.

انجمن حجتيه هيچ رسالت جهاني و انساني براي خود قائل نيستند

درگير شدن در مبارزات اجتماعي براي اهداف بلندمدت و برهم زدن انقلابي وضع موجود كه براي قشر مرفه خيلي وضع بدي نيست چندان با مرام اين طبقه هماهنگ نيست و در ديدگاه حجتيه هم وجود ندارد.
 
انجمن حجتيه هيچ رسالت جهاني و انساني براي خود قائل نيست؛ چرا كه از يك طرف مسئوليت‌هاي بزرگ را در كل به دوش امام غايب گذاشته است و از طرف ديگر جز شيعه‌ دوازده امامي نواخباري (يعني شيعه دور از فلسفه و عرفان و قرآن گرايي) را به حساب نمي‌آورد.

به زعم انجمن تاريخ متوقف شده است، برائت از دشمنان هم اگر مطلوب باشد، برائت از خلفا و دشمنان هم‌عصر ائمه است و مثلاً مبارزه با فلان قدرت استعمارگر يا مستبد اصلاً در دستور كار آنان نيست.

چنان كه اخيراً يكي از اعضاي روحاني انجمن افاضه فرمودند كه برائت از مشركين لازم در حج همان برائت از خلفاست.
 
حجتيه هيچ مسئوليتي را متوجه مسلمانان نمي‌دانند

به دليل نداشتن ديد انساني جهان شمول، هيچ برنامه اقتصادي براي رهايي از فقر جهاني و عدالت اقتصادي در اين انديشه ممكن نيست، جالب آن كه مفهوم قرآني مستضعف كه مخصوصاً در دهه نخست پس از انقلاب صبغه‌اي تنها اقتصادي داشت، نزد انجمن تنها به كساني اطلاق مي‌شود كه پيام حجت زمان به علت شرايط تاريخي- جغرافيايي به آن‌ها نرسيده است و برعهده‌ خداست كه با آنان با مهر و عطوفت بيشتري برخورد كند و هيچ بار مسئوليتي بر ذمه‌ مسلمانان در قبال آنان نيست.

بايد گفت كه گرايش حجتيه از درون ثروت بازار آهسته آهسته جوشيدند، اين‌كه با اداي وظايف ديني و پرداخت وجوهات شرعي‌مان تكليف را از دوش‌مان بر مي‌داريم و تطهير مي‌شويم با روش و منش اين‌ها سازگار مي‌شد.

زمينه‌هاي ظهور تفكر حجتيه

هر جا ديانت عوامانه بخواهد خود را تطهير كند و آرامش اخروي براي خودش تامين كند و با خدا معامله كند، زمينه براي رشد نگرشي شبيه انجمن حجتيه فراهم مي‌شود،‌ فقط كافي است بتواند آدم‌هايي را كه اين فكر و ذهنيت را منسجم مي‌كنند، پيدا كرده و طوري آرايشش كند كه طرف احساس آرامش فكري كند.

نهادهاي مروج گرايش حجتيه

انجمن حجتيه از سال‌هاي قبل از انقلاب اسلامي با تاسيس هيئت مذهبي، مدارس، كتاب خانه‌ها، اماكن ورزشي و ... تا حدود زيادي در ترويج ديدگاهش توفيق يافته است هزينه اين فعاليت‌ها از دو راه بازاريان و تجار مرتبط با انجمن حجتيه و هم چنين وجوهات شرعي به دست مي‌آيد.

آن‌ها توانستند از بعضي مراجع تقليد اجازه هزينه وجوهات شرعيه در برنامه‌هاي كلي خودشان را بگيرند كه اين به معناي تضمين پشتوانه مالي اين حركت بود.

اجازه استفاده از وجوهات به اين انسان متدين آرامش مي‌دهد كه دارد وجوهاتشان را در راه خدا و براي رشد معارف اسلامي هزينه مي‌كند، البته اين عده در زمان شاه برايشان مهم نبود كه مثلاً در محله سرچشمه در هفته گذشته 4 نفر دستگير يا مفقود شده‌اند، لااقل برويم به زن و بچه‌شان برسيم، يا امروز مثلاً بايد به مردم مظلوم فلسطين و مجاهدان حزب اللهي كمكي كرد.

يكي از نهادهاي مهم فرهنگي انجمن حجتيه، مدارس معروف غير انتفاعي به خصوص در شهر تهران است. در اين مدارس با تربيت دانش‌آموزان ممتاز مذهبي با گرايش حجتيه‌اي، ضربه مهمي به انقلاب وارد مي‌شود از يك طرف با اشغال تعداد زيادي از موقعيت‌هاي دانشگاهي و به تبع آن موقعيت‌هاي مهم اجتماعي در آينده با دانشجويان ملهم از ديدگاه حجتيه‌اي، نخبگان جامعه را با خود هماهنگ مي‌كنند و از نگاه خط امامي دور مي‌كنند و از طرف ديگر مثل غالب مدارس غيرانتفاعي، چرخه فاسد پول- تحصيلات- موقعيت اجتماعي را تقويت مي‌كنند تا براي هميشه وحدتي بين طبقه نخبگان و ثروتمندان در جمهوري اسلامي تثبيت شود.
 
ترويج تشيع حجتيه‌اي

در بيش از چهل دبيرستان ممتازي كه در تهران با رويكرد فرهنگي حجتيه‌اي اداره مي‌شود به دانش آموزان به عنوان يك پروژه‌ فرهنگي- اجتماعي نگاه مي‌شود (به قول يكي از موسسين، اين مدارس كارخانه آدم سازي است!) ضمن دقت بسيار زياد به وضعيت درسي دانش‌آموزان و نظم بي‌نظير در برنامه‌هاي علمي، از برنامه‌هاي تفريحي متنوع و جذاب هم (در اماكن تفريحي خارج از شهر متعلق به مجموعه) فروگذار نمي‌شود.

در ضمن در همه اين برنامه‌ها هم تشيع حجتيه‌اي ترويج مي‌شود، يعني تشيعي كه با مسائل روز بيگانه است و براي عدالت و حاكميت اسلام تره هم خرد نمي‌كند و تبرايش فقط لعن خلفاء وهابيت است. راهپيمايي در شهادت‌ها و تئاترهايي از تاريخ ائمه و جزواتي در رد اهل سنت.
 
حدود بيست درصد دانش آموزان هم پس از فارغ التحصيل شدن به سمت جلسات مذهبي حجتيه‌اي جذب مي‌شوند كه غالباً استاد مدرسش يك مهندس يا دكتر خوش لباس و خوش تيپ و حوزه نرفته است.

بعد از چند سال، خود از فعالان مذهبي حجتيه مي‌شوند، اما متاسفانه در جبهه حزب اللهي‌ها تربيت افراد بي‌حساب است و هيچ مدرسه‌اي ممتاز و اهل فعاليت‌هاي فرهنگي را نمي‌توان پيدا كرد كه با رويكرد انقلاي و خط امامي اداره شود.

ادامه دارد ...
 
پربازدیدترین آخرین اخبار