کد خبر:۱۵۱۳۳۴
سالروز شهادت چهارمين شهيد محراب؛
آيتالله اشرفی اصفهاني با وجود کهولت سن ماهي دوبار به جبهه ميرفت
رهبر معظم انقلاب درباره شهيد آيتالله اشرفی اصفهانی فرمودند: اين پير سالخورده و روشنضمير در دوران جنگ تحميلی لباس نظامی به تن كرده و اسلحه به دوش گرفته و در صحنههای گوناگون نبرد حضوری فعال داشت و همواره در دفاع از اسلام و انقلاب پيشقدم بود.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ حضرت آيتالله خامنهای فرمودند: «آيتالله اشرفی اصفهانی، عالمی ربانی، مجاهدی پارسا و عاشق حضرت امام(ره) بود و همواره از امام مدد میگرفت و من عميقاً به ايشان ارادت می ورزديم.
اين پير سالخورده و روشنضمير در دوران جنگ تحميلی لباس نظامی به تن كرده و اسلحه به دوش گرفته و در صحنههای گوناگون نبرد حضوری فعال داشت و همواره در دفاع از اسلام و انقلاب پيشقدم بود.
ياد و خاطره اين بزرگواران هرگز نبايد از تاريخ انقلاب اسلامی و اذهان مردم پاك شود و از كنارشان به سادگی گذشت. اين خونهای پاك، شعله مقدس انقلاب اسلامی را پيوسته برافروختهتر و گدازندهتر خواهد كرد.(ديدار خانواده شهيد آيتالله اشرفی اصفهانی با رهبر انقلاب)
عروج به قله های بزرگ معرفت، هدف همه خداباوران و تزکیه کنندگان نفس است، چه بسیار سالکانی که در تلاش برای رسیدن به حقیقت مطلق اراده خود را به کار می گیرند، ولی در پایان راه، معدودی از آنها به قله عبودیت و ملاقات محبوب نائل می آیند، «چه سعادتمند و پیروزند آنان که در نشیب و فرازها و پست و بلندیهای حیات خویش به دامهای شیطانی و وسوسه های نفسانی نیفتاده، آخرین حجاب بین محبوب و خود را با محاسن غرق به خون خرق نموده و به قرارگاه مجاهدین فی سبیل الله راه یافتند.»( امام خمینی، صحیفه نور، جلد 17، صفحه 49) و عبد واقعی خداوند شدند.
یکی از اسوه های معرفت و هدایت شهید محراب آیت الله اشرفی اصفهانی است که حیات و مماتش سراسر عزت و افتخار در راه اسلام بود.شهید عطاءالله اشرفی اصفهانی در سال 1281 شمسی در خمینی شهر اصفهان (سده) در خانواده ای اهل علم و دانش متولد شد. پدر، پدربزرگ و اجدادش همه از سلسله روحانیت بودند، در سن 20 سالگی برای ادامه تحصیل وارد شهر قم شد و بعد از فوت آیت الله حائری، شهید اشرفی در درس علمای ثلاث حضرات آیات عظام حاج محمّدتقی خوانساری، آیت الله حجت و آیت الله صدر حضور یافت.
آیت الله اشرفی با سالها تلاش در راه کسب معرفت در سن چهل سالگی به درجه اجتهاد نائل آمد. تحولات سیاسی ایران بعد از مشروطه و تلاش رضاخان در دو دهه برای اسلام زدایی، باعث تضعیف و کندی رشد فرهنگ اسلام در جامعه گردید. عواقب جنگ دوم جهانی همچون ناامنی، فقر، جدال احزاب و گروهها سیاسی در دهه 1320 ش، مانع جدی برای جبران خلأ فرهنگ اسلامی بود. در دهه 1330 آیت الله بروجردی با درک مشکلات بر سر راه ترویج فرهنگ اسلامی، تلاش های زیادی را در جهت نشر و تبلیغ برای جبران عقب ماندگی آن نمود.
یکی از فعالیت های ماندگار آن مرد بزرگ ایجاد مدارس و حوزه های دینی در بعضی از استانها و شهرها بود. به همین منظور حوزه علمیه ای را در سال 1335 در کرمانشاه تأسیس نمود تا با تربیت طلاب و مبلغین، فرهنگ اسلام را در منطقه غرب کشور تقویت نماید.
بررسی تاریخ معاصر نشان می دهد که کرمانشاه به دلیل موقعیت سوق الجیشی همیشه موردتوجه سیاستمداران و فعالان سیاسی و کانون مناقشات داخلی و خارجی و بزرگترین دروازه برای تهاجم مختلف از جمله فرهنگی بوده است. با توجه به چنین موقعیتی آیت الله بروجردی توجه خاصی به آن نمود.
تأسیس حوزه علمیه و تربیت طلاب راهی بود که می توانست خلأ فرهنگی چند دهه اسلام زدایی را جبران نماید، لذا برای اداره حوزه نیاز به شخصیتی با توانمندی بالا در علم، اراده و مدیریت قوی صبر و تعامل در ایجاد همدلی و وفاق مذهبی در منطقه بود.
همه این خصائل در شخص آیت الله اشرفی وجود داشت. حضور ایشان در کرمانشاه و سرپرستی حوزه علمیه این استان زمینه را برای گسترش فرهنگ اسلامی در منطقه فراهم آورد.
بعد از فوت آیت الله بروجردی، شهيد اشرفی قصد بازگشت از کرمانشاه را داشت که امام خمینی ایشان را بر ادامه راه و خدمت در همان استان، تشویق و تکلیف نمود.
شهید اشرفی در این چند سال توانست با تلاش و پشتکار باورهای مردم منطقه را به اسلام تقویت نمایند و با ایجاد همدلی میان اهل تسنن و تشیع تلاش دشمنان اسلام را ناکام بگذارد. بعد از فوت آیت الله بروجردی، آیت الله اشرفی قصد بازگشت از کرمانشاه را داشت که امام خمینی ایشان را بر ادامه راه و خدمت در همان استان، تشویق و تکلیف نمود.
شهید اشرفی سالها از محضر امام خوشه های معرفت چیده بود و به خوبی با اندیشه ایشان آشنایی داشت، لذا بعد از فوت آیت الله بروجردی، امام را به عنوان مرجع اعلم تشخیص داد و جهت معرفی افکار، اندیشه و مرجعیت ایشان در منطقه کرمانشاه تلاش زیادی بعمل آورد. رابطه آیت الله اشرفی با امام به یک رابطه شاگرد و استاد خلاصه نمی شود بلکه رابطه مدیر و مراد، عاشق و معشوق و رابطه دو عارف حق بین در مسیر سیر الی الله بود.
شهید اشرفی از بدو ورود به حوزه علمیه قم به دلیل صفات پسندیده ای همچون تقوا و مجاهدتهای علمی و عملی موردتوجه امام امت قرار گرفت و تا زمان شهادت این علاقه ادامه یافت که در این زمینه امام می فرمایند: «شهید عزیز محراب این جمعه ما از آن شخصیتهایی بود که اینجانب یکی از ارادتمندان این شخص والامقام بوده و هستم. این وجود پربرکت متعهد را قریب شصت سال است که می شناسم.»( امام خمینی، صحیفه نور، جلد 17، صفحه 50)
امام خميني: شهید عطاءالله اشرفی را به صفای نفس،اطمینان قلب، مطیع امر مولا و جامع علم مفید و عمل صالح می شناسم
امام در قسمتي از پيامي كه به مناسبت شهادت ايشان صادر شد، فرمودند:
«مرحوم شهید بزرگوار حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا عطاءالله اشرفی را در این مدت طولانی به صفای نفس و آرامش روح و اطمینان قلب و خالی از هواهای نفسانی و تارک هوی و مطیع امر مولا و جامع علم مفید و عمل صالح می شناسم در عین حال مجاهد و متعهد و قوی النفس بود.»( امام خمینی، صحیفه نور، جلد 17، صفحه 50)
آیت الله اشرفی درباره امام می گوید:
«مقام علم، تقوا و زهد و مقام بی هوایی امام، انصافاً در زمان ما بی نظیر است...( مجله شاهد، شماره 242، خرداد 1374) کسی در تمام عمرش یک ترک اولایی از او صادر نشده است، این کلمه را بارها گفته ایم که دیگران را با امام نمی شود مقایسه کرد و ما آنچه که در تاریخ می خوانیم خیال نمی کنیم که در زمان غیبت کسی را مـانند امام امت دیده باشیم در زمان غیبت کبرای امام زمان(عج) امام امت نظیر ندارد.»( روزنامه کیهان، شماره 11989 ـ 21/7/1362)
آیت الله اشرفی در شمار پیشتازان اصلی انقلاب و یکی از مهمترین ستون های اصلی آن در غرب کشور بود. او به خوبی راز و رمز و اهداف نهضت را می شناخت و در تمام فراز و فرود انقلاب با حمایت خود روح تازه ای به کالبد آن می دمید و تمام توان خود را برای بالندگی و رشد آن بکار می گرفت تا جایی که می توان گفت حیات انقلاب در منطقه کرمانشاه مرهون تلاش چند دهه این شخصیت روشن ضمیر بود که با همکاری مردم به تحقق پیوست.
ایشان در دفاع از امام و انقلاب از هیچ کوششی فروگذار نکرد. خود در این زمینه می گوید: «من اگر هیچ خدمتی به اسلام نکرده باشم جز دفاع از مرجعیت و رهبری امام پیش خداوند روسفید هستم.»( کیهان، شماره 15762 ـ 22/7/1357)
یکی از بزرگترین دغدغه ایشان دفاع از اصل ولایت فقیه بود که دشمن از حضور آن در کانون سیاست و رهبری به شدت هراسان بود. لذا از روز تصویب این اصل در قانون اساسی با تمام قدرت برای حذف و تخریب آن مشغول گردید.
تا آخرین نفس و تا قطره آخر خونی که در بدن ما ائمه جمعه است از ولایت فقیه حمایت خواهیم کرد
شهید اشرفی با شناخت از این اصل به دفاع از آن پرداخت تا جایی که فرمود: «تا آن آخرین نفس و تا آن قطره آخر خونی که در بدن ما ائمه جمعه است از ولایت فقیه به رهبری امام امت و شخص امام امت حمایت خواهیم کرد و از هیچ قدرتی هم ما وحشت نداریم... ما ائمه جمعه و ما مردم شریف ایران و پیرو امام و پیرو ولایت فقیه نسبت به شخص امام هر که مخالف باشد، تا حد توان او را خواهیم کوبید.» (غروب خورشید در محراب باختران، انتشارات شرکت سهامی چاپخانه (وزارت ارشاد اسلامی)، تهران 1362، صفحه 396)
این است که ایشان در تمام مراحل زندگی به خصوص بعد از انقلاب تا لحظه شهادت لحظه ای برای دفاع از آرمان انقلاب اسلامی و رهبری امام خمینی آرام و قرار نداشت.حفاظت و دفاع از انقلاب به مراتب از پیروزی آن مشکل تر است، دشمن که با از دست دادن موقعیت و منافع زیاد، بعد از پیروزی انقلاب تمام مساعی خود را برای کسب اعتبار گذشته بکار گرفت و بر این اساس دهها توطئه و حرکت علیه انقلاب ساماندهی شد.
تلاش دفتر هماهنگی به رهبری بنی صدر، حرکت جبهه ملی علیه لایحه قصاص فتنه های خلق مسلمان و گروهک منافقین و دیگر احزاب ملحد در مناطق کُردنشین و اقصی نقاط ایران، کودتای نوژه در نهایت جنگ تحمیلی همه نشان دهنده عزم دشمن برای بازگشت به گذشته بود.
حیات ما، استقلال ما، جمهوری اسلامی ما، به برکت وجود یکی از فرزندان راستین پیامبراکرم است
شهید آیت الله اشرفی تمام تلاش خود را بر خنثی سازی نقشه های دشمن معطوف نمود. دفاع ایشان از رهبری امام یک دفاع تکلیفی نبود بلکه از روی اعتقاد و عشق به امام بود که خود در این رابطه می فرمایند:
«اگر هر آینه امام امت در میان ما ملت شریف ایران نبود، نه ازما خبری بود نه از کشور ما خبری بود، حیات ما، استقلال ما، جمهوری اسلامی ما، هر چه داریم برکت وجود یکی از فرزندان راستین پیامبراکرم است، فرزند جسمانی و روحانی پیامبر و وارث انبیاء «العُلَماء وَرثه الانبیاء» پس از آن حادثه چهاردهم اسفند در تهران در دانشگاه یک هفته طول کشید و امام ساکت بود، دیدید به اینکه این وضع مملکت به کجا منجر شد، از جنوب و غرب و اطراف خود کشور ما همه مورد حمله واقع شدیم... .
چیزی که سبب این معنا به اینکه این آتش را به وسیله اطلاعیه امام، این آتش خاموش شد، مانند آبی که روی آتش ریخته شود قلب ها همه آرام و جلوگیری از اختلافات و دو دستگی ها شد.»( غروب آفتاب در محراب جمعه 112)
دشمن که از توطئه های مختلف نتوانسته بود شعله انقلاب اسلامی را خاموش کند جنگی نابرابر را برملت عظیم ایران تحمیل نمود. شهید آیت الله اشرفی با توجه به کهولت سن برای تقویت روحیه رزمندگان اسلام حداقل هر ماه دوبار به جبهه ها می رفت و از نزدیک با رزمندگان اسلام دیدار می کرد و گاهی در خط مقدم جبهه تیر حضور می یافته و در پشت جبهه با جمع آوری کمک های مردمی شامل، پول آذوقه و دیگر مایحتاج رزمندگان از جبهه ها حق پشتیبانی می نمود تا جایی که امام امت فرمودند: «او در جبهة دفاع از حق از جمله اشخاصی بود که مایه دلگرمی جوانان جماهه بود و از مصادیق بارز «رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه» بود».(امام خمینی، صحیفه نور، جلد 17، صفحه 50)
ایشان سومین امام جمعه ای بود که از طرف امام امت پس از شهر تهران و قم منصوب شد. جمعه، روز عبادت و روز تسبیح خدا، روز بعثت و بازگشت به درون و تزکیه و خودسازی، روز تجلی وحدت میان مسلمین و روز شناخت دوست و دشمن است روزی که امام جمعه در سنگر محراب به انسانها درس تقوا و رستگاری می دهد و تعلیم و تربیت بر محور اندیشه الهی برای فردای بهتر ترویج می شود و به قول شهید اشرفی روز جمعه «روز بیعت با رهبری است».
میعادگاه نماز جمعه جلوه ای از اعتصام به حبل الله در جهت اهداف انقلاب و نمایشی از قدرت عاشقان تا سرحد فنا در حق است شهید آیت الله اشرفی هر چند که در سال 1358 از طرف امام امت به سمت نماینده ایشان و امام جمعه کرمانشاه منصوب شد، ولی از سال 1343 به عنوان نماینده تام الاختیار ایشان در کرمانشاه بود و این انتصاب دوباره وظیفه ایشان را در احیاء برگزاری نماز جمعه دوچندان نمود چون نماز جمعه بعد از انقلاب اسلامی سنگر مهمی برای پاسداری از ارزشها و آرمانهای انقلاب اسلامی محسوب می شد.
سنگر نماز جمعه
نماز جمعه آگاهی سیاسی، فرهنگی بود که جامعه را برای رشد تعالی آماده می کرد، کلاسی بود که محصلان آنها از همه صنف ها در کنار هم به قنوت می ایستادند. هر چند که گروهکهای ملحد در ابتدای انقلاب تلاش گستردة خود را در غرب کشور بخصوص در کردستان برای انحراف افکار عمومی بکار گرفتند، ولی شهید اشرفی از منبر نماز جمعه با هوشیاری توطئه های آنها را خنثی می کرد و با شفاف سازی چهره آنها، دستشان را از جامعه کوتاه می نمود «اما در این زمان خودمان گرفتـار این گروهک ها و این ضد خلقی ها و و این منافقین هستیم و اشخاصی دیگر که آنها علنی دیگر خودشان را بر ضد اسلام معرفی کردند، مثل دموکرات ها، کومله، اینجور اشخاص قبلاً یاداداشت هایی کرده بودم که معرفی اینها را در مقابل شما بکنم و شما را آگاهی که اینها را بشناسید و به توطئه آنها آگاه باشید و بدانید به اینکه اینها دشمن شما هستند.»
شهید اشرفی رکن اصلی انقلاب را ولایت فقیه می دانست و در تمام شرایط از آن دفاع می کرد. بخصوص در اکثر خطبه های نمازجمعه به تبیین و تشریح ولایت فقیه می پرداخت. کسانی که توانایی مخالفت با ولایت فقیه را نداشتند سعی در تضعیف بازوان انقلاب که در حقیقت بازوان امام بودند، می نمودند و مخالفت خود را با امام و ولایت فقیه نشان می دادند. ایشان در این زمینه می فرمود:
«عمده این توطئة برای تضعیف روحانیت، آن هم روحانیت باز تنها هدف نیستند، هدف اصلی مسأله رهبر و مسأله مرجعیت و مسأله ولایت فقیه است، آنهارا می خواهند تضعیف کنند، اگر هر آینه در آن مجتمع گفتند مرگ بر بهشتی، منظورشان بهشتی نیست، چون نمی توانند نسبت به امام توهین و جسارت بکنند، کسانی که بازوی قوی امام هستند و حامی امام و حامی انقلاب و اسلام هستند آنها را با این شعارها می خواهند بکوبند. ... که عمده هدف جداکردن مردم است از روحانیت و روحانیت را به انزوا کشاندن و لیکن این آرزو را باید به قبر ببرند»
و این است که شهید آیت الله اشرفی شجاعانه در سنگر محراب به دفاع از ارزشها، آرمانهای انقلاب، ولایت فقیه و رهبری امام امت می پردازد، و با نشان دادن چهره های دشمن و جداکردن خط آن از خط امام فعالیتهای آنها را ناکام می گذارد، و همین امر مورد غضب دشمن واقع می شود چون دشمن ایشان را تجلی اندیشه امام وخط امام در منطقه می دانست و می خواست با حذف ایشان، خط امام را در منطقه حذف کند. با چنین تحلیلی آیت الله اشرفی به دست منافقین در سنگر نماز جمعه به درجه رفیع شهادت نائل آمد. روحش شاد.
منبع:
فصلنامه حضور: پاییز 1382، شماره 46، نویسنده: سید محمد هاشمی
سايت khamenei.ir
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰