کد خبر:۱۵۱۴۰۳
آیندهای که از آن مدعیان نخواهد بود
قصه ملالآور وبلاگهای ضدانقلاب
تعدادی از وبلاگهای ضدانقلاب به تریبون جریانهای مختلف بدل شده است. یعنی یک شخصیت ضدانقلاب، علاوه بر خود، وبلاگش را هم در اختیار فلان گروهک یا جریان غیرقانونی و بعضاً معاند قرار داده و در نهان یا حتی آشکارا به تبلیغ آنها روی آورده است.
چریده اینترنتی خبرگزاری دانشجو؛ وبلاگ ها به عنوان تریبونهای شخصی گردانندگان خود، نقش مهمی در انتقال اخبار و مفاهیم دارند. به رغم پررنگ شدن نقشآفرینی آنچه web 2 و شبکههای اجتماعی مجازی، وبلاگ ها هنوز هم به حیات خود ادامه می دهند. حیاتی که گاه و بی گاه با رویشهای مهمی همراه شده و نیروهای جوان و مستعدی را به این عرصه میآورد.
در این میان وبلاگنویسان سابقاً اصلاحطلب که یکی در میان به خارج از کشور رفته و تحت عناوین جعلی کوچ، مهاجرت اجباری و حتی تبعید، اقدام به اقامت 24 ساعته در پشت کیبوردها کرده و در موارد متعدد، به صورت شبانهروزی اقدام به انتشار مطلب د روبلاگهای خود میکنند!
تناقضات آشکار
از یک سو تبلیغ میشود که صاحبان این وبلاگها د رایران هستند و از سوی دیگر خبر میرسد که دست کم بخش عمده وبلاگنویسان شاخص ضدانقلاب، در خارج از کشور سکونت دارند که این را خودشان لابلای مطالبی که مینویسند، لو دادهاند.
به هر صورت چه در خارج از کشور، چه داخل ایران، فعالیت این دسته از وبلاگنویسان معنایی جز تناقض میان گفتار و رفتار ندارد.
وبلاگنویسان ضدانقلاب که در خارج از کشور بهسر میبرند و با حقوق دریافتی از ممالک غربی (فرقی نمیکند تحت عنوان حقوق پناهندگی، جایزه میابقات ادبی و یا موارد دیگر) امرار معاش کرده و سنگ سیاست و فرهنگ غربی را به سینه میزند، چگونه میتواند مدعی دلسوزی برای ایران شود خصوصاً آنکه تابعیت دوگانه ایرانی – کانادایی ، آمریکایی - ایرانی و یا هر جایی – ایرانی داشته باشد!!!
ضدانقلاب یهم که در ایران نشسته و سخیفترین اهانتها، دروغترین ادعاها و نامربوطترین نوشتهها را به نظام و دولت و ملت و مملکت نسبت داده و مخالفانش را ساندیسخور، دوستانش را حامیان حقوق انسان و خود متفکری نظریه پرداز (اما کشف نشده!!!) تصور کرده و تنها مجازاتش فیلتر شدن وبلاگ بوده و بس، چگونه میتواند مردمسالاری دینی را زیر سوال ببرد، در حال یکه رفقای وبلاگنویسش در آن سوی آبها ملزم به مدیحه سرایی برای فرهنگ غرب هستند. غربی که از نظر این حضرات نماد آزادی بیان است.
وبلاگهایی برای انتشار خبر
عده پرشماری از وبلاگهای ضدانقلاب هم که غالباً دارای نویسندگان مجهول الهویه هستند، اقدام به انتشار اخبار، همسو با ساستهای القادی از سوی غرب کرده و عموماً نوشتههای بیبیسی، صدای آمریکا، رادیو فردا، جرس، کلمه، سحامنیوز، بالاترین و دیگر سایتهای ضدانقلاب و بیگانه را بازنشر میدهند.
معلوم نیست که این اشخاص چگونه مدعی استقلال، میهندوستی و حتی گاهی جنایت از اسلام میشوند و در عینحال مدعی وبلاگنویسی هم هستند.
تجربه ثابت کرده است که اینگونه وبلاگها عمر چندانی نخواهند داشت و زودتر از آنچه در تصور بیاید دچار رکود و تعطیلی میشوند.
وبلاگ یا تریبون جریانها؟
تعدادی از وبلاگهای ضدانقلاب هم به تریبون جریانهای مختلف بدل شده است! یعنی یک شخصیت ضدانقلاب، علاوه بر خود، وبلاگش را هم در اختیار فلان گروهک یا جریان غیرقانونی و بعضاً معاند قرار داده و در نهان یا حتی آشکارا به تبلیغ آنها روی آورده است.
یقیناً اینگونه تریبونها، حتی اگر دوام طولانی داشته باشند باز هم شکست خورده محسوب میشوند چون دیر یا زود تمام بازدیدکنندگان آنها را حامیان همان گروه تشکیل خواهد داد.
وبلاگنویسی برای جلب ترحم
نوشتن متون عاشقانه، ابراز دلواپسی برای کسی که به جرم طراحی اغتشاش یا اقدام علیه امنیت ملی در زندان بوده و ماهی یکبار به مرخصی میآید (که این هم یک مدل زندان است!)، جار و جنجال راه انداختن بر سر موضوعات ساده و پوچ مانند «کمپین های اینترنتی برای احقاق حق آببازی» همه و همه راههایی است که بخشی از وبلاگهای ضدانقلاب برای جلب ترحم در پیش گرفته و آن را ادامه میدهند.
کافی است سری به این وبلاگها بزنید تا ملاحظه کنید که حوصله مخاطبان دیر یا زود سر رفته و این وبلاگها را بعد از دوره اوج بازدید، با شیبی نه چندان ملایم به قعر جدول پربازدیدترین وبلاگها میبرند.
ابهام در ادامه حیات وبلاگهای ضدانقلاب
در چنین شرایطی وبلاگهای ضدانقلاب با مشکلاتی همچون عدم وجود استراتژی واحد، بیصداقتی در ایجاد ارتباط با مخاطب و مواردی از این قبیل آینده روشن در پیش رو ندارند. آیندهای که یقیناً از آن آنها نخواهد بود و تکرارهای ملالآور امکان هرگونه عرض اندام در گلوگاههای پیش رو مانند انتخابات آتی مجلس را از آنها خواهد گرفت.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰