سير تحول جايگاه دين در دنياي مدرن
کد خبر:۱۵۱۵۴۰
از سلسله مباحث تبيين مباني انديشه مدرن؛

سير تحول جايگاه دين در دنياي مدرن

به طور کلی چهار دسته از تحولات را می توان موجد سکولاریزم دانست: تحولات بینشی، تحولات گرایشی، تحولات نگرشی و تحولات رفتاری كه تحولات بینشی شامل تغییراتی در زمینه...

گروه علمي «خبرگزاري دانشجو»- متين عزيزي؛ دین همواره یکی از اساسی ترین مسائل در حیات بشری بوده که پیرامون آن بحث های زیادی شکل گرفته است.

تا پیش از عصر نوزایی در مغرب زمین، دین مسیحیت و روحانیون مهمترین نقش را در رقم زدن تصمیمات اصلی جامعه داشتند، اما بتدریج هژمونی دین در مناسبات قدرت کمرنگ شد و عوامل دیگری جانشین دین در این زمینه گشت.

با افول دین و دین گرایی در غرب توجهات بسیاری برای تئوریزه کردن نقش دین در دنیای جدید شکل گرفت که سکولاریسم مهمترین تلاش نظری در این مورد است.

در هنگامه تولد جامعه شناسی در قرن نوزدهم نیز جامعه شناسان پیرامون دین به نظریه پردازی پرداختند و همگی بالاتفاق به مرگ دین در دنیای مدرن اذعان کردند، اما پس از حدود یک قرن، جهان شاهد تمایلات مصرانه بشری برای بازگشت دین به صحنه اجتماع بود که انقلاب اسلامی مهمترین رویداد در این زمینه است.

سوالی که در بدو امر برای ما پیش می آید، این است که ماهیت سکولاریسم چیست و به چه مسائلی می پردازد و چرا این نظریه در جهان غرب زمانی بسرعت رشد کرده و اکنون در حال افول است.

براي فهم دقيقتر مفهوم سكولاريسم ابتدا اشاره كوتاهي در معناي دين مي كنيم و پس از آن به بررسي سكولاريسم مي پردازيم. 

چیستی دین

برای روشن شدن معنا و فرایند سکولاریسم، در وهله اول باید به تعریفی از دین دست بزنیم؛ زیرا اگر برای دین تعریف مشخصي در ذهن نداشته باشیم در ارائه معنا و مفهومی مشخص برای سکولاریسم  دچار مشکل می شویم.

مقدار زیادی از ابهاماتی که در مورد تدقیق معنایی سکولاریسم صورت گرفته، به علت روشن نکردن معنای مشخصی برای دین در ابتدای امر است.

متفکران غربی برای بررسی میزان دینداری افراد جامعه خود هر گونه غیب باوری و عرفان هایي چون بودیسم (هر گونه اعتقاد به ماورالطبیعه) را در زمره تمایلات دینی مردم خود تفسیر می کنند.

رابرتسون در تعریفی فرهنگ دینی را «مجموعه ای از اعتقادات و نمادهاي مربوط به تمایز بین واقعیتی تجربی و واقعیتی متعالی و فرا تجربی» بیان کرده است.

دورکیم نیز دین را «نظام یکپارچه ای از اعتقادات و اعمال مرتبط با امور مقدس که حرمت یافته و ممنوعه اند می داند.»

در تعریفی که از دینداری نزد متفکران وجود دارد و در بالا نيز به آن اشاره شد، تمامي اشكال دينداري هاي انحرافي جديد و عرفان هاي نوظهور كه فرد را با امور روحاني و فراتجربي مرتبط مي گرداند، دين تعريف مي شود، ولي در تعريفي كه علماي اسلامي از دين داشته اند دين عرفي را مد نظر نداشته و به دين به معني حقيقي آن التزام داشته اند؛ به طور مثال علامه طباطبایی دین را چنين تعريف كرده اند:

«عقاید و دستورهای عملی اسلام است که پیامبران از طرف خدا برای هدایت بشر آورده اند كه دانستن این عقاید و انجام این دستورها سبب خوشبختی انسان در دو جهان است.»

در اين تعريف آنچه عامل كليدي در تعريف دين است، مجموعه اي از اعتقادات و اوامر و نواهي است كه توسط پيامبر برگزيده خدا براي انسان ها بيان مي شود، بنابراين محوريت فرهنگ و سنت هر جامعه در تعريف دين كم اهميت خواهد بود.

چیستی سکولاریزم

واژه سکولاریسم از کلمه سکیولوم که به معنی نسل یا یک دوره است، مشتق شده؛ اولین باری که کلمه سکولار شدن در معنایی نزدیک با کاربرد امروزین آن به کار رفت در جریان مذاکرات صلح وست فالیا بود. در آنجا این کلمه توسط نمایندگان فرانسه به معنای انتقال کنترل املاک و دارایی های کلیسا به دولت، دلالت داشت.

تا اینجا این کلمه معنایی خنثی داشت، اما در قرن نوزدهم در جریان برنامه های هولیک (برنامه هایی جامعه سکولار) این کلمه در معنای ستیزه جویانه آن به کار رفت.

ماکس وبر و ارنست تروخ اولین بار این واژه را به صورت تحلیلی و توصیفی به کار بردند؛ البته کلمه سکولاریسم و سکولاریزاسیون در گذر زمان دچار تحولات بسیاري شد و اکنون معانی اي چون تقدس زدایی از عالم، جدایی امور دنیا از دین، همنوایی با این دنیا، افول دین و از اين قبيل را داراست.

سکولاریزم مفهومي روشنگر است و در جریان بازاندیشی در دین حاصل شده است؛ در واقع اگر دين را به دو صورت دین حداکثری و جمعی و دین حداقلی و نسبی و فردی در نظر بگيريم، دین سکولار شده به دینی حداقلی اشاره دارد.

برایان ویلسون، جامعه شناس بریتانیایی، بزرگترين نظریه پرداز تئوری دنیوی شدن است که بیشترین مطالعات را در این زمینه انجام داده است.

برای این لفظ در فارسی معادل های بسیاری بر افواه عموم جاری است؛ همانند جدایی دین از سیاست، عرفی شدن، خروج دین از صحنه اجتماعی، دنیاگرایی و ...

برخی چون دکتر شجاعی زند عرفی شدن را بهترین معادل فارسی آن می دانند و برخی دیگر جدایی دین از سیاست را مناسبتر می انگارند.

سکولاریزم به عنوان مولود روشنگری بیشترین تاثیر را از عقلانیت مدرن پذیرفته است؛ عقلانیتی که مآل اندیش و حسابگر است و تجلی تام خود را در نظام تولید صنعتی غرب یافته است.

در عقلانیت مدرن هر آنچه توسط عقل آدمی درک نشود، طرد شده و بدین ترتیب ایمان به امور غیبی، رمزباوری و بینش شهودی مومنین سست می شود.

همان طور که پبیتر برگر در کتاب «ذهن بی خانمان» خود اشاره می کند، نظام تولید صنعتی غرب و دیگر نهادهای مدرن بر آگاهی مدرن تاثیر می گذارند؛ این بدین معناست که نهادهای مدرن موجد تفکرات مدرنی شده است که تفکر عقلانی یکی از  نتايج آن است، اين عقلانيت مدرن بر نگرش ديني افراد تاثير گذارده و آن را به سمت ديني فردي سوق داده است.

به طور کلی چهار دسته از تحولات را می توان موجد سکولاریزم دانست: تحولات بینشی، تحولات گرایشی، تحولات نگرشی و تحولات رفتاری.

تحولات بینشی شامل تغییراتی در زمینه معرفت آدمی نسبت به غایت نگری، فایده گرایی، عدول از بینش شهودی و عقلانیت است.

تحولات گرایشي شامل رشد نسبیت گرایی و فروکاهی تعصبات مذهبی، تحولات نگرشی شامل اندیشه هایی چون خودخواهی، مصلحت اندیشی، دم غنیمت شماری، قدرت جویی و عافیت طلبی است و تحولات رفتاري به تغییراتی در رفتار افراد اشاره دارد كه شامل تغییر در زمینه انجام مناسک دینی است.

به طور كلي بايد گفت كه سكولاريسم مولود تغيير در تفكرات انسان غربي و رشد مدرنيته است؛ تفكري كه تمامي سازمان هاي اجتماعي كلان و خرد جامعه و علاوه بر آن نگرش هاي موجود غربي را دچار تحولي بنيادين كرد.

سوالي كه اينجا مي توانيم طرح كنيم اين است كه آيا در جامعه ما سكولاريسم در حال رشد و توسعه است و اينكه دين عرفي شده و فردي، روش دينداري دينداران جامعه ماست يا خير.

در هر صورت بايد در نظر داشته باشيم كه آنچه در غرب منجر به پيدايش و رشد سكولاريسم شد براي جامعه اسلامي ايران داراي اهميت بسياري است؛ زيرا با آگاهي و در نظر گرفتن زمينه رشد سكولاريسم مي توان به شناختي جامع در مورد آن دست يافت.

پربازدیدترین آخرین اخبار