آقاي قاليباف سلام !
کد خبر:۱۵۲۰۲

آقاي قاليباف سلام !

وبلاگ مجاهدت
29 آبان 1387

اين روزها سر آقاي قاليباف و هم‏کاران‏شان در شهرداري تهران شلوغ‏تر از هميشه است که دليل آن هم برگزاري اولين اجلاس شهرداران کلان‏شهرهاي آسيايي در تهران است. ايشان در آخرين يادداشت سايت شخصي‏ خود به اين مطلب اشاره کرده‏اند و در توضيح اهداف اين اجلاس نوشته‏اند:
در اين اجلاس مجموعه‏اي از تجربه‏ها، خلاقيت‏ها و مديريت‏هاي موفق در سطح جهاني به تهران مي آيند، تهران را مي‏بينند و با ما رو راست حرف مي‏زنند، مي‏خواهيم از آنها بياموزيم.
مي‏خواهيم از جا به جايي پرحجم مسافر در پکن بياموزيم؛ از شبکه خوب مترو در سئول، از خيابان‏هاي چند طبقه توکيو، از پاکيزگي کوالالامپور، از شبکه خوب تاکسيراني بعضي کشورهاي عربي و هزاران آموختني ديگر. اين اجلاس، اجلاسي است براي مردم تهران؛ براي مردمي که سعي مي‏کنيم با اين تجربه آموختن، حمل و نقل روان‏تري برايشان داشته باشيم، فضاي سبز بهتري ايجاد کنيم، ديگر اعصابشان در اين ترافيک تهران خرد نشود و... گرچه راه طولاني است اما پيمودني است.


 

بدون شرح 


 

اينکه اين اجلاس چنين نتايج خوش‏آيندي را براي تهران به ارمغان بياورد، نويدي مبارک است که اميدواريم با تلاش خدمتگزاران مردم به ثمر بنشيند و کام شهروندان تهراني را شيرين کند. اما نکته‏ي اصلي در نگارش اين پست بخش آخر يادداشت ايشان است و يکي دو تکمله که با اجازه‏ي آقاي قاليباف مي‏خواهم بيان کنم. ايشان در ادامه نوشته‏اند:
زماني پيمودن اين راه سخت مي شود که از صفر شروع کنيم، به آزمون و خطا مشغول شويم؛ هزينه گزاف از بيت المال بدهيم و بخواهيم چرخ را دوباره اختراع کنيم... نمي‏دانم چرا بعضي فکر مي‏کنند آموختن از تجربه ديگران زشت است! اتفاقا من فکر مي‏کنم که نه تنها زشت نيست بلکه عقلانيت ايراني را به سايرين نشان مي‏دهد.
لازم است به حضور آقاي قاليباف عرض کنيم که کسي آموختن از ديگران را آنگونه که شما پنداشته‏ايد، زشت نمي‏داند؛ بلکه آنچه زشت است «خودباختگي» در برابر مظاهر تمدن و پيشرفت کشورهاي توسعه يافته است؛ درد مزمني که متأسفانه تعدادي از مسوولان کشور و يا کساني که به يکي دو سفر خارج از کشور رفته‏اند مبتلاي به آن شده و مي‏شوند.
آنچه کشور ما امروز به آن نيازمند است «اعتماد به نفس ملي» است و تأمين اين هدف مهم جز با خودباوري آحاد جامعه خصوصاً جوانان و مسوولان کشور امکان‏پذير نخواهد شد.
مقام معظم رهبري بارها در ديدارهاي‏شان با اهالي دانش‏گاه و علم و فن‏آوري بر اين مطلب تاکيد فرمودند که ما آموختن از ديگران را ننگ و عار نمي‏دانيم و هيچ‏کس هم نگفته‏است که نبايد شاگردي کنيم؛ آنچه موجب عقب‏افتادگي ما در عرصه‏ي حلّ عالمانه‏ي مشکلات جامعه مي‏شود، احساس زبوني و ضعف نفس و ناتواني دروني است. رهبر عزيزمان در تبيين اين بيماري مي‏فرمايند:
نقطه‏ى مقابل اعتماد به نفس، خودکم‏بينى است؛ خودکم‏بينى در مقابل فکر يک جناحى از ملت‏هاى عالم - که امروز غرب مظهر آن است - خودکم‏بينى در مقابل فلسفه‏ى آن‏ها، خودکم‏بينى در مقابل علم آن‏ها، حتّى خودکم‏بينى در مقابل الگوهاى توسعه‏ى ملى که آن‏ها پيش‏نهاد مي‏کنند؛ در حالى که الگوى توسعه‏ى ملى نسبت به ملت‏هاى مختلف، گوناگون است. خودکم‏بينى، اين بيمارى بسيار خطرناک، که در طول ده‏ها سال متوالى آن را در کالبد ملت ما تزريق کردند. واژه‏ى فرنگى، فکرِ فرنگى، گرده‏بردارى از واژه‏هاى فرنگى، جزو کارهاى رايج ماست. من الان گوش مي‏کنم، متأسفانه مى‏بينم علاوه بر واژه‏هاى فرنگى‏اى که در طول ده‏ها سالِ گذشته بر زبان مردم جارى شده و وجود دارد، باز در راديو و تلويزيون ما هر چند وقتى يک بار، يک واژه‏ى فرنگىِ ديگر مطرح مي‏شود که مردم بايد از هم سؤال کنند: آقا اين يعنى چه؟! بروند به يکى مراجعه کنند؛ آقا معنايش چيست، تا معنايش را بفهمند! خب، چه لزومى دارد؟ اين مفهومى که تازه وارد کشور شده که شما مي‏خواهيد برايش لغتى بيان کنيد، خب برايش لغت بساز! زبان فارسى با اين گستردگى...
آقاي قاليباف! راه دور نرويم! واژه‏ي فرنگي BRT را چه کسي براي اولين بار بر زبان مردم اين شهر انداخت و با تاکيد و آب و لعاب بسيار بارها تکرار کرد تا همه آن را فرا بگيرند و به کار ببرند؟ البته اين تنها يک نمونه از خودکم‏بيني‏هايي است که اين روزها زياد مي‏بينيم و مي‏شنويم.
اميدوارم آقاي قاليباف در اين اجلاس آنچه براي اداره‏ي بهتر شهر و انجام مسوولانه‏تر وظايف شهرداري به آن نياز دارند را از هم‏تايان آسيايي خود بياموزند و حقيقتاً به فکر خدمت به مردم و حل مشکلات پيچيده‏ي کلان‏شهر تهران باشند و خداي‏نخواسته اين اجلاس پرهزينه که به فرموده‏ي شهردار محترم بايد کلاس درسي براي آموختن ايشان و هم‏کارانشان باشد، به محملي براي تبليغات پر زرق و برق زودهنگام رياست جمهوري تبديل نشود.

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار