کد خبر:۱۵۲۷۰۴
علوم انسانی و مسائل خاص آن
در بحث آسیب شناسی علوم انسانی، قبل از هر موضوعی، تبیین اهداف و روش تحول در علوم انسانی، بایستی مورد توجه و اولویت قرار گیرد، تا از افتادن در طرح بحث های انحرافی و با اهداف غیر حقیقی و سوگیرانه که ...
گروه علمی «خبرگزاری دانشجو»، سمانه شمس؛ در باب علوم انسانی، اهمیت، جایگاه و باید و نباید های آن بحث های بسیاری وجود دارد که پرداخت و توجه به آن در پیشرفت این دست از علوم بسیار حائز اهمیت می باشد؛ اما یکی از مسائل مهم در این بحث، مسئله آسیب های موجود در این حوزه است که در این مجال سعی بر آن است به بحث در این خصوص پرداخته شود.
باید گفت آسیب شناسی علوم انسانی همچون آسیب شناسی سایر موضوعات، دو مفروضه کلی دارد. نخست آنکه وضعیت فعلی علوم انسانی در ایران مطلوب نبوده و دوم آنکه شرایطی مطلوب در گذشته و یا به صورت آرمانی در آینده امکان تحقُّق را داراست. به عبارتی وضعیتی مفروض است که وضعیت موجود با آن مورد مقایسه قرار گرفته و نقایص آن مشخص و معلوم می گردد.
از این رو پرداختن به بحث آسیب شناسی علوم انسانی کنونی، نیازمند اتکا و تبیین ویژگی های و مختصات علوم انسانی مطلوب است. به عبارتی ابتدا بایستی ملاک و معیار تشخیص درستی از نادرستی محتوای علوم انسانی در اختیار قرار گیرد و سپس به آسیب شناسی وضعیت موجود آن پرداخت.
در مباحثی که به همین منظور در پی هشدار مقام معظم رهبری، شکل گرفت و از آن تحت عنوان کلی «تحول در علوم انسانی» یاد می شود، مفروضات گفته شده کمتر مورد توجه قرار گرفته و کمتر تلاش علمی، دقیق و جامعی در این باب دیده می شود و بسیاری تلاش ها تنها پاسخی موقت است به سوالات و مطالبات جامعه پس از طرح این موضوع. به همین دلیل است که پیش بینی می شود، این تلاش های سطحی با تغییر جهت توجه و نگاه جامعه و اشتغال به موضوعات دیگر، ابتر مانده و کنار گذاشته شوند.
با این وصف، شاید آنچه خود نیازمند آسیب شناسی و توجه دغدغه مندان حقیقی تحول در علوم انسانی است، «آسیب شناسیِ روش آسیب شناسیِ علوم انسانی» باشد.
اما آنچه در این بین موجب خوشنودی و امیدواری است، پذیرش ضرورت تحول در علوم انسانی از سوی اکثریت اصحاب آن می باشد که خود قدم بزرگی در این راه است. به بیان دیگر پذیرفتن این موضوع که علوم انسانی فعلی، با وضعیت مطلوب فاصله دارد، خود جای شکر دارد.
قائلین به ضرورت تحول در علوم انسانی اگر چه در یک موقعیت زمانی مشترک، و تحت عنوانی واحد، ابزار وجود و اظهار نظر می کنند، اما از نگاه های متفاوت و بعضا متعارضی در اهداف و روش آن برخوردارند.
در این بین دو دسته کلی قابل مشاهده است: دسته اول افراد، مراکز و جریاناتی هستند که با تاسی به مقام معظم رهبری (دامت برکاته)، هدف از تحول در علوم انسانی را تطابق با مبانی و اصول الهی اسلام و برگرفته از جهان بینی و انسان شناسی فطری می دانند که روش آن نیز هر آن چیزی است که در تعارض و تضاد با این اصول قرار نداشته و هدف را تامین نماید، حرکت می کنند.
دسته دیگری که البته طرفداران کمتری نیز دارد، کسانی اند که جهت و روش فعلی علوم انسانی را مطلوب می دانند و بحثشان بر سر سهم تولیدات علوم انسانی و دانش آموختگان و و متخصصین این رشته ها در فرآیندهای تصمیم سازی در جامعه و ارتباط با سایر بخش های اجتماع است.
به بیان دیگر، ایشان الگوی اخذ شده از متخصصین خارجی، با هر مذهب و هر شرایط اجتماعی را قابل کاربرد و نتیجه بخش در جامعه ایران اسلامی دانسته و علت عقب ماندگی فعلی را ناشی از میدان ندادن به متخصصان این رشته ها و عمکردهای غیر تخصصی در حوزه های مرتبط می دانند. شرایط مطلوب از نگاه ایشان، ایجاد شرایطی است که در آن علوم انسانی فعلی امکان تصمیم سازی و عمل در سطح نهادهای مختلف جامعه را داشته باشد.
لذا در بحث آسیب شناسی علوم انسانی، قبل از هر موضوعی، تبیین اهداف و روش تحول در علوم انسانی، بایستی مورد توجه و اولویت قرار گیرد، تا از افتادن در طرح بحث های انحرافی و با اهداف غیر حقیقی و سوگیرانه که حرکتی در جهت خلاف منویات مقام معظم رهبری و دلسوزان انقلاب و اسلام را خواهانند، پیش گیری شود.
از مخاطرات دیگری که مباحث آسیب شناسی علوم انسانی را تهدید می کند، غفلت از ابعاد متنوع و متعدد آن و تمرکز بر وجوه سهل الوصول و سطحی است. همانطور که ذکر شد، متاسفانه نحوه برخورد با این موضوع در برخی موارد، تنها به هدف پاسخگویی به نیاز آنی و زودگذر جامعه است و درک درستی از مفهوم تحول در ذهن موجود نیست. این شکل از مواجهه به علوم انسانی، علاوه بر آنکه سودمند نیست، خود آسیبی دیگر بر پیکر علوم انسانی نیمه جان ما خواهد زد؛ چرا که با نداشتن برنامه مدون و هدفمند، موجب اتلاف وقت و توان دغدغه مندان و افراد و سازمان های درگیر، تنها مرهمی موقت و شعاری بر موضوع مهم و سرنوشت ساز علوم انسانی شده و در نهایت آن را بدست فراموشی می سپارند.
بنابراین پرداختن به تحول در علوم انسانی، نیازمند تلاشی دقیق، اصولی و متعهدانه و با تکیه بر اصول روشن منبعث از مبانی اسلام و انقلاب است که تکلیفی به دوش همه افراد و نهادهایی است که به نوعی با این موضوع درگیرند.
* دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشگاه تربیت مدرس
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰