دانشگاه و دانشجو از ديدگاه امام (ره) و مقام معظم رهبري
کد خبر:۱۵۲۷۲۷
دانشگاه مزرعه توليد علم- بخش اول

دانشگاه و دانشجو از ديدگاه امام (ره) و مقام معظم رهبري

دانشگاه مبدا همه تحولات است؛ شايد اين جمله معمار كبير انقلاب اسلامي به حق ناب‌ترين و بهترين گفتار در تبيين جايگاه والاي دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالي كشور بوده است، به طوري كه ...
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»، علي امينيان؛ دانشگاه مبدا همه تحولات است. شايد اين جمله معمار كبير انقلاب اسلامي به حق ناب ترين و بهترين گفتار در تبيين جايگاه والاي دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي كشور بوده است، به طوري كه هرگاه نامي از دانشگاه به ميان مي آيد، ناخودآگاه اين جمله در ذهن صاحب نظران تداعي مي شود.
 
دانشگاه ها در آرمان ها و عقايد حضرت امام (ره) داراي چنان جايگاه رفيعي بود كه بدون شك مي توان آن را جز مسائل طراز اول براي انقلاب و كشور معرفي كرد تا جايي كه ايشان در ديدار جمعي از مسئولان فرهنگي كشور در دوران جنگ تحميلي و همزمان با تجاوز نظامي عراق به ميهن اسلامي، اهميت دانشگاه ها را از مسئله جنگ نيز مهم تر دانسته و فرمودند: «مسئله جنگ يك امر موقت است، در صورتي كه مسئله مهم و ماندگار و اساسي، دانشگاه هاست.»
 
امام خميني (ره) با نگاه عالمانه و حكيمانه خود كه با شناخت توام با بصيرت همراه بود براي دانشگاه ها اهميت ويژه اي قائل بودند، به نوعي كه اين نهاد را عامل هلاكت و يا سعادت اسلام و ايران معرفي نمودند كه بهترين گواه بر اين ادعا در نصايح مشفقانه ايشان در وصيت نامه سياسي- الهيشان تجلي پيدا كرد.

ايشان در بخشي از رهنمودهاي عملي و سازنده خويش به صراحت پيرامون نقش و اهميت دانشگاه ها با ملتف مسئولان و دولتمردان جمهوري اسلامي سخن گفته و با كلامي قاطع حجت را بر آنان تمام مي كنند و مي فرمايند:
 
«… بايد ملت غارت شده بدانند كه در نيم قرن اخير آنچه به ايران و اسلام ضربه مهلك زده است قسمت عمده اش از دانشگاه ها بوده است. اگر دانشگاه ها و مراكز تعليم و تهذيب و تربيت ديگر با برنامه هاي اسلامي و ملي در راه منافع كشور به تعليم و تهذيب و تربيت كودكان و نوجوانان و جوانان جريان داشتند، هرگز ميهن ما در حلقوم انگلستان و پس از آن آمريكا و شوروي فرو نمي رفت و هرگز قراردادهاي خانه خراب كن بر ملت محروم غارت زده تحميل نمي شود و هرگز پاي مستشاران خارجي به ايران باز نمي شد و هرگز ذخاير ايران و طلاي سياه اين ملت رنجديده در جيب قدرت هاي شيطاني ريخته نمي شد و هرگز دودمان پهلوي و وابسته هاي به آن اموال ملت را نمي توانستند به غارت ببرند و در خارج و داخل پارك ها و ويلاها بر روي اجساد مظلومان بنا كنند و بانك هاي خارج را از دسترن اين مظلومان پر كنند و صرف عياشي و هرزگي خود و بستگان خود نمايند.
 
اگر مجلس و دولت و قوه قضائيه و ساير ارگان ها از دانشگاه هاي اسلامي و ملي سرچشمه مي گرفت ملت ما امروز گرفتار مشكلات خانه برانداز نبود و اگر شخصيت هاي پاكدامن با گرايش اسلامي و ملي به معناي صحيحش، نه آنچه در مقابل اسلام عرض اندام مي كند، از دانشگاه ها به مراكز قواي سه گانه راه مي يافت، امروز ما غير امروز و ميهن ما غير اين ميهن … بود. »
 
شاخص و محوري بودن بحث دانشگاه ها در كلام و سياست گذاري هاي مقام معظم رهبري نيز انعكاس يافته است ايشان در تبيين اهميت، نقش و جايگاه دانشگاه ها اظهار داشتند: «دانشگاه انصافا مسئله مهمي است و ما به اين اهميت از بن دندان معتقديم. اگر ما دانشگاه را امروز نداشته باشيم پس فردا هيچ چيز نداريم و مجبوريم به طرف اين و آن دست دراز كنيم. امروز براي گندممان، براي آن آهنمان، براي ماشين آلاتمان به ديگران مراجعه مي كنيم و گدايي مي كنيم، فردا براي كسي كه اين آهن آلات را براي ما سرهم و سوار هم بكند بايد از ديگران گدايي بكنيم؛ يعني سازندگي مملكت براي آينده، ديگر يك افسانه و يك سراب بيش نخواهد بود…»
 
امام خميني (ره) با نگرش عالمانه و دورانديشانه خود و با چشم اندازهايي برآمده از اسلام و انقلاب با برجسته نمودن نقش فرهنگي و اجتماعي دانشگاه ها در جامعه مسلمان، جوان، پرشتاب و رو به آينده ايران دانشگاه را نقطه آغاز تمامي تحولات معرفي نموده است.

اما در ميان وظايف اصلي دانشگاه «توليد علم و آموزش و پژوهش» بيشتر از ديگر كاركردهاي اين نهاد اجتماعي نقش اساسي و غير قابل انكار در روشن نمودن موتور حركت تحولات جامعه ايفا خواهد نمود، از همين رو مقام معظم رهبري «نوانديشي علمي» را وظيفه آرماني محيط هاي علمي و دانشگاهي معرفي مي نمايد و فرهنگ نوآوري علمي را لازمه جامعه دانشگاهي كشور دانسته و فرمودند: «… يكي از وظايف مهم دانشگاه ها عبارت است از «نوانديشي علمي» … آنچه كه براي يك محيط علمي و دانشگاهي وظيفه آرماني محسوب مي شود اين است كه در زمينه مسائل علمي، نوانديش باشد. معناي واقعي توليد علم اين است توليد علم فقط انتقال علم نيست نوآوري علمي در درجه اول اهميت است اين بايد يك فرهنگ بشود اين نوانديشي فقط مخصوص اساتيد نيست؛ مخاطب آن، دانشجويان و كل محيط هاي علمي است…»
 
ايشان در ادامه اين موضوع؛ توليد علم به معناي حقيقي كلمه را در گرو زنده ماندن روح نوآوري علمي در دانشگاه ها معرفي مي كنند و مي فرمايند: «… نبايد صرفا مصرف كننده فرآورده هاي علمي ديگران بود بايد علم را به معناي حقيقي كلمه توليد كرد البته اين كار، روشمندي و ضابطه لازم دارد مهم اين است كه روح نوآوري علمي در محيط دانشگاه زنده بشود و زنده بماند… »
 
معظم له قدرت علمي را به تنهايي براي به حركت در آوردن كاروان علم كافي ندانسته و قوه محركه آن را «جرات علمي» معرفي مي نمايند كه در صورت ايجاد آن در جامعه، زمينه اعتلاء كشور تا بدان جا فراهم مي گردد كه نظريات علمي و فلسفي با زبان فارسي به جهان معرفي شود.
 
ايشان در خطبه هاي نماز جمعه تهران در مورخ 9/7/87 و همزمان با بازگشايي دانشگاه ها با ترسيم افق پيشرفت علمي كشور در اين زمينه مي فرمايند: «… ما بايد به آنجا برسيم كه اگر در اكفاف عالم يك پژوهشگر، يك دانشمند، بخواهد به فلان نظريه علمي يا نظريه فلسفي دست پيدا كند، ناچار باشد زبان فارسي را ياد بگيرد بعضي با نگاه انكار آميز به اين نگاه مي كنند من معتقدم و مي بينم در مقابل خودم كه چنين چيزي شدني است. ما اگر همت كنيم، مي توانيم تا بيست سال ديگر، تا سي سال ديگر، كاري كنيم كه وقتي نام آوران عرصه علم و فناوري را در دنيا نام مي آورند، ايرانيان و كشور ما در صدر قرار بگيرد…»

اما پر واضح است كه دولت هاي مسلمان و بويژه كشور ما نبايد براي دستيابي به اين مرز از پيشرف علمي آن هم در بستر دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي كشور انتظار دريافت علوم طراز اول، ابداعات، اكتشافات و اختراعات را از كشورهاي اروپايي، غربي و آمريكا داشته باشند، در جهان كنوني دانشگاه مهمترين نهاد در فرآيند خلق و نشر دانش است، اين نهاد نه تنها جايگاه بسياري از علوم پايه است بلكه مركزي است براي چرخش نظام پيچيده‌اي نشريات، كتب و پايگاه‌هاي اطلاع رساني كه دانش را به سراسر جهان منتقل مي كند، اما اين انتقال دانش از سوي كشورهاي غربي در مورد كشورهاي مسلمان محقق نمي شود و اين دولت‌هاي استكباري بنا به تعبير مقام عظماي ولايت با بهره گيري از خست علمي اجازه درس خواندن را به دانشجويان مسلمان نمي دهند ايشان در اين خصوص مي فرمايند.
 
 آنان (كشورهاي غربي) نسبت به علم خست مي ورزند شما نگاه نكنيد كه در دانشگاه‌ها ظاهراً روي افرادي كه به آنجا مي روند، باز است اين مقدار را چاره‌اي ندارند، بهترين پيشرفت‌ها، بهترين اختراعات، برترين كشفيات علمي آن روزي مجاز است به دست ملت‌هاي ديگر غير از خودشان به خصوص ملت‌هاي شرق، به خصوص ملت‌هاي مسلمان برسد كه آنها يا بدلش را به وجود آورده باشند يا آن علم برايشان از مد افتاده باشد و الا اجازه نمي دهند شما هم برويد درس بخوانيد، نمي گذارند، ياد نمي دهند.
 
اما نگاه ژرف انديش رهبر معظم انقلاب، در اين مسئله نيز جايي براي غلبه ياس و نااميدي براي دانشجويي مسلمان باقي نمي گذارد، ايشان در اين خصوص در ابتدا با تشبيه پياده و سواره وضعيت يك ملت مسلمان را توصيف نموده و در ادامه راهكار و راهبرد مقابله با اين تحريم نانوشته علمي را بهره گيري از راه‌هاي ميان بر علم معرفي نمود و فرموده‌اند.
 
ما از لحاظ علمي عقب مانده‌ايم و بحث ده سال و بيست سال هم نيست، اما بايد قبول كرد كه حتماً راه ميان بر هم وجود دارد، راه ميان بر نيز خودش يك حركت علمي است؛ يعني ما بدانيم كه اگر بخواهيم به سطح علمي امروز دنيا برسيم، لازم نيست از همه‌ي اين مراحل كه ديگران طي كرده‌اند عبور بكنيم، بلكه مي توانيم راه‌هاي ميان بر را پيدا نماييم يك طرز فكر اين است كه ما پياده هستيم و رقباي ما در دنيا سواره، شما اينجا مي خواهيد پياده برويد تا به آن كسي برسيد كه او هم دارد مي دود، منتها سواره، هر چه شما پيش مي رويد، ده برابرش او پيش مي رود اين يك طرز فكر است نتيجه‌اي اين طرز فكر آن است كه خودتان را خسته نكنيد و كار فني و تكنيكي بي خودي انجام ندهيد طرز فكر ديگر آن است كه نه، اين غلط است كه خيال كنيم ما پياده‌ايم، آنها سواره، اگر آنها سواره‌اند، ما هم سواره‌ايم، منتها مركب ما با مركب آنها فرق دارد، مركب آنها، صنعت آنهاست، مركب ما «همت» و «ايمان» و «استعداد انساني» ماست.
 
در بررسي ابعاد مختلف مسئله علم در دانشگاه‌ها، شناخت آسيب‌ها و آفات كسب علم نيز ضروري و لازم مي باشد در تمامي جوامع كنوني يكي از كاركردهاي اصلي و لاينفك دانشگاه‌ها ارائه مداراك تحصيلي به دانشجويان مي باشد، اين وظيفه و كاركرد از آغاز كار دانشگاه‌ها در قرون وسطي مطرح بوده است، اما در سال‌هاي اخير بسيار گسترش يافته است و اين مدارك تحصيلي براساس قوانين موجود از جمله لازمه‌هاي تصدي مشاغل دولتي و خصوصي مي باشد و در واقع منصفانه است كه بگوييم براي اكثر جايگاه‌هاي قدرت، مسئوليت و وجهه‌اي اشخاص در جوامع امروز مدرك دانشگاهي ضروري است و اين واقعيت قدرت بسياري به دانشگاه‌ها مي دهد.
 
اين كاركرد (ارائه مدرك تحصيلي) زماني به صورت يك شاخص منفي بروز مي كند كه مدرگ گرايي براي دانشجويان به ارزش تبديل مي شود و به طبع آن جايگاه علم و پژوهش تنزل مي يابد، مقام عظماي ولايت با شناخت و اشراف كامل بر روي اين مساله در رهنمودي خطاب به جمعي از اساتيد و دانشگاه‌ها در سال 72 مي فرمايند: «..... دانشجو را از اول اين طور تربيت كنيد كه فقط براي اين تكه كاغذي كه به او مي دهند تا برود آنجا استخدام بشود، درس نخواند، اين واقعاً عيب بزرگي است بايداين روحيه حب به علم، حب به تحقيق، عشق به اصل فراگيري و تحقيق را در دانشجويان تزريق كرد»

از ديگر آفاتي كه دانشگاه‌ها را به عنوان «مزارع توليد علم» در تمام مقاطع زماني تهديد مي كند «محافظه كاري» و اكتفا به داشت‌هاي علمي و نداشتن روحيه همت و بلند پروازي در مسير شكوفايي علمي است كه مقام معظم رهبري در تعبيري هشدار دهنده از آن به عنوان قتلگاه انقلاب ياد كرده و مي فرمايند: «... بنده طرفدار دانشگاهي هستم كه اصولي، اعتلاء طلب، رو به مردم، فعال و از لحاظ علمي و فكري پرنشاط باشد، هرگز من دانشگاه و دانشگاهيان را به محافظه كاري و اكتفا به آنچه كه امروز از فكر و فرهنگ و معرفت در دست دارند، توصيه نمي كنم. دانشگاه بايد دائم نردبان ترقي را طي كند و پيش برود. من معتقدم محافظه كاري و اكتفاي به آنچه كه داريم و نداشتن همت و بلندپروازي در همه زمينه هاي فكر و فرهنگ قتلگاه انقلاب است…

مقام عظماي ولايت شوق و دلسوزي در مسير تعليم و تعلم را خصوصيت لازم و بارز دانشجويان و اساتيد مسلمان مي داند؛ خصوصيتي كه از منظر ايشان در مرتبه اي از اهميت قرار دارد كه معظم له «فساد علمي» و «فساد اخلاقي» را از نتايج منفي و خسارات جبران ناپذير خلاء اين خصوصيت معرفي مي نمايند.

ايشان در بيانات مهمي كه در ديدار با خانواده هاي شهداي دانشگاه تربيت مدرس داشتند در اين خصوص بيان داشتند: «… فساد علمي معنايش اين است كه در دانشگاه نه متعلم و دانشجو براي ياد گرفتن دلسوزي كند و نه معلم براي درس دادن و ياد دادن دلسوزي كند. نتيجه، بي سواد بار آمدن، بد فهميدن و نفهميدن و عدم رشد استعدادهاست. فساد اخلاقي، معنايش اين است كه آن كه درس مي خواند يا نمي خواند، از لحاظ اخلاقي، شرافت و غيرت و انگيزه و ايمان لازم را در خود پرورش ندهد. اين هم نتيجه اش باشق اول يكي است؛ شايد هم گاهي بدتر… »
 
و السلام

ادامه دارد...
 
پربازدیدترین آخرین اخبار