نفوذ صهيونيسم در شيطان بزرگ
کد خبر:۱۵۳۴۱۷
وبلاگ «من و قلم»

نفوذ صهيونيسم در شيطان بزرگ

نفوذ و سیطره اندیشه صهیونیستی بر ارکان ایالات متحده، امری غیرقابل انکار است که نشان می دهد سردمداران کنونی نظام سلطه همان صهیونیست هایی هستند که تجلی عینی آنها را می توان در فلسطین اشغال شده مشاهده كرد.
جريده اينترنتي «خبرگزاري دانشجو»، در آخرين بروزرساني وبلاگ «من و قلم» طي مطلبي با عنوان «شيطان در بحران» آمده است:
 
وجود ۲۶۸ پایگاه نظامی و اطلاعاتی آمریکا در آلمان، ۱۲۴ پایگاه در ژاپن، ۸۷ پایگاه در کره جنوبی، ۸۳ پایگاه در ایتالیا، ۴۵ پایگاه در انگلیس و ۲۱ پایگاه نظامی و اطلاعاتی آمریکا در پرتغال و صدها پایگاه در دیگر نقاط جهان  مانند جمهوری آذربایجان، عراق، افغانستان، بحرین و ... سیطره ای جهانی را نشان می دهد که در نگاه نخستین دو سوال اساسی را در ذهن هر انسان آگاهی ایجاد می کند. یکی که ریشه این قدرت کجاست؟ دوم اینکه این قدرت چگونه جهانی شده است؟
 
آمریکا در تلاش برای دستیابی به مقام ربوبیت است تا جامعه بشری را بطور مطلق تابع خواسته و آمال خود سازد.این اقدامات آمریکا پایه و اساس کاملا عقیدتی داشته و صرفا در راستای تامین منافع و مقاصد اقتصادی-سیاسی نیست.دکترین این قوم، نظم نوین جهانی است. دکترینی که از کتاب مقدس نشات گرفته و خاستگاه دور جدید توسعه طلبی آمریکاست. و هدف نهایی حاکمیت بر جهان را دنبال می نماید، وآن هم به جهت اینکه اداره جهان را حق ملت برگزیده می داند!
 
آمریکا در حال حاضر بزرگترین قدرت شیطانی است که عبودیت و ربوبیت الله را به چالش کشیده است.قدرت شیطانی که خود دعوی ربوبیت و جانشینی خداوند را داشته و مردم را به جای اطاعت از خداوند به اطاعت از خود می خواند. با نگرش اصولی به تحولات امروزی جهان و بررسی روند رشد نظام سرمایه داری می توان دلایل آشکار و روشنی مبنی بر مقاومت توده های بیدار شده افکار عمومی با خروجی امروزی نظام سرمایه داری به دست آورد. ریشه یابی تفکر امروزی لیبرال سرمایه داری وجود قدرتی پنهان در پشت پرده غولهای بزرگ اقتصادی را نشان می دهد که مسیر حرکت آن به بردگی کشیدن افکار عمومی ملتها از هر راه ممکن می باشد.
 
در حقیقت یهود و مسیحیتی که به دست فیلسوفان افسارگسیخته مسیری انحرافی به خود گرفته و منشا جنبشهایی مانند آناباپتیستها و عرفانهای دروغین و... گشته بود در ترکیب دو اندیشه تحریفی و با پشتوانه محاسبات مادی، نظامی را بر جهان حاکم نمودند که بعد از قرنها نسل کشی و مغزشویی، امروز پشتوانه های مادی و ذخایر تئوریکی خود را یکی پس از دیگری از دست می دهد.
 
یهود و مسیحیت
 
به نظر هر فرد یهودی بنای مجدد معبد سلیمان، بزرگترین نشانه آمدن مسیح خواهد بود و مسیح نیز حکومت جهان گستر یهود را تاسیس خواهد کرد.
 
روزی که کلمب قدم به سرزمین جدید گذاشت، دو هدف عمده داشت:
 
1-یافتن سرزمینی خوب و مناسب برای یهودیان
 
2-بدست آوردن منابع ثروتهای جدید و دست یازی به قدرت لازم جهت تجدید بنای معبد سلیمان، بعنوان نشانه آمدن مسیح بر روی زمین
 
هنگامی که کلمب آمریکا را کشف کرد در آنجا سی میلیون سرخ پوست زندگی می کردند. در حالیکه امروزه، با یک جمعیت  دو میلیونی از آنها که چندان به چشم نمی آیند مواجه هستیم و همین مطلب به خوبی می تواند بیانگر بسیاری از واقعیات باشد.شعار یک بومی خوب، یک بومی مرده است که توسط کلمب مطرح شد، موجب گردید تا قرن ها بعد، هم نژادان او بتوانند به راحتی بگویند:
 
یک فلسطینی خوب، یک فلسطینی مرده است.
 
او به ایجاد کُلُنی های اسپانیایی در مناطقی که کشف کرده بود، سرعت بخشید. بومیان را برده نامید تا بعنوان مالیات به دولت اسپانیا طلا بدهند. و او اولین کسی بود که به تجارت بردگان پرداخت. فشارها و سیاستهای وحشیانه و استعماری او نسبت به بومیان، از سوی اشغالگرهای دنباله رو او کونکویستادورها (تسخیر کنندگان)نیز ادامه یافت.
 
به عنوان مثال، جمعیت جزیره ای که تا آمدن کلمب بالغ بر دویست هزار نفر بود، پس از بیست سال به 50هزار نفر کاهش یافت. این روند تا جایی ادامه یافت که در سال 1540 نیز از آن جمعیت، تنها هزار نفر باقی مانده بود.
 
کورتیس مشهورترین کونکویستادور بود در سال 1519با هفتصد نفر به خاک مکزیک قدم گذاشت. جمعیت سرخپوستان مکزیک در آن سال بالغ بر 25 میلیون نفر بود که در سال 1605 به یک میلیون نفر کاهش یافت. کونکویستادورها در مدت زمانی بالغ بر نیم قرن 75 میلیون سرخپوست را نیست و نابود کردند و 240هزار اسپانیایی را جایگزین آنها ساختند.
 
با ریشه یابی مراحل شکل گیری قدرت شیطانی صهیونیست های آمریکایی با برنامه ای حساب شده و رو به جلو مواجه می شویم که بنای آن بر دو پایه خون و پول استوار شده است. اساسی که ریشه ای یهودی دارد. یعنی خون ریزی عنان گسیخته و ثروتی بر مبنای ربا و سوداندوزی بی حساب.
 
در سالهای آغازین سده شانزدهم میلادی، آئین جدیدی در انگلستان رو به  گسترش گذاشت.در این آیین که ویلیام تیندل آنرا پایه گذاشته بود.بسیاری از آموزه های پروتستانتیزم و در راستای رادیکالیزه شدن وجود داشت. جالب توجه اینجاست که نتیجه اصلی آن تبدیل عهد عتیق (تورات)به تنها منبع و مرجع اعتقادی این مذهب جدید بود.رویکرد به عهد عتیق چیزی جز گرایش به یهودیت نبود و این همان حرکتی بود که پیوریتانها به آن دامن زدند..براساس محتوی دانشنامه بزرگ یهود پیوریتانیزم که دارای ساختار اخلاقی کاملا توراتی بود، به یهودیت انگلیسی شهرت یافت.
 
نویسنده آمریکایی،کارون آرمسترانگ در کتاب خود، جنگ مقدس، با توجه به روحیه یهودی پیوریتانها خاطر نشان می کند پیوریتانها خود را هنگام ورود به آمریکا زائر می نامند که بعدها برای صهیونیستهایی که به فلسطین می رفتند عینا این صفت مورد استفاده قرار گرفت. آرمسترانگ، یهودی انگاری پیوریتانها را چنین توضیح می دهند:پیوریتانها مجادله های خود در نیواینگلند را همانند مجادله های یهودیان که در تورات نقل شده، می پنداشتند و به همین دلیل بود که عنوان کنعان انگلیس را بر کلنی خود گذاشتند.کنعان نام دیگر سرزمین فلسطین در تورات است.
 
همانگونه که اسرائیلیان مردم کنعان را نیست و نابود کردند، اسرائیلیهای(پیوریتانها)کلنی ماساچوست نیز سرخپوستان را تار و مار ساختند.
 
تورات(تحریف شده) در مورد نابودی کنعانیان چنین می گوید: «وای بر شما ای فلسطینی هایی که در ساحل دریا و سرزمین کنعان زندگی می کنید؛ زیرا شما هم داوری خواهید شد.خداوند شما را به هلاکت خواهد رسانید و حتی یک نفر از شما هم باقی نخواهد ماند. و بنا بر آیات بعدی اقدامات وحشتناک دیگری که باید اعمال می شد، از این قرار بود:و چون یهوه خدایت، آن را بدست تو بسپارد، جمع ذکوران ایشان را به دم شمشیر بکش، لیکن زنان و اطفال و بهایم و آنچه در شهر باشد، یعنی تمامی غنیمتش را برای خود به تاراج بر. سر غنایم دشمنان خود را که یهوه خدایت به تو دهد،...بخور.»
 
قتل عام وحشیانه سرخپوستان یکی از تلخ ترین وقایع تاریخ بود که با استناد به این آیات انجام پذیرفت. نوام چامسکی در کتاب خود، سال1501اشغال همچنان ادامه دارد، درباره قتل عام بی سابقه سرخپوستان بدست پیوریتانها به بهانه شباهت آنها با مردم کنعان می نویسد: یکی از بزرگترین قتل عامهای صورت گرفته در نیواینگلند، نابودی سرخپوستان پیکوت در سال 1637بود. با بیانیه های رسمی منتشر شده پس از آن این قتل عام که بدست پیوریتانهای استعمارگر انجام شده بود چنین توجیه شد: سرخپوستان پیکوت که وجود آنها در بهشت روی زمین مورد خواست خداوند نبود، نابود شدند و خداوند را شکر می کنیم از اینکه دیگرکسی که نام پیکوت برخود داشته باشد، برروی زمین باقی نماند.
 
اتحادی بین آمریکا، انگلیس، اسپانیا و ... با محوریت اندیشه ای صهیونیستی که برای تسخیر جهان از سال 1500تا سال 2011 سیطره ای اهریمنی بر جهان پیدا نموده است که بزرگترین قدرت جهان یعنی افکار عمومی را  دهها قرن با امواج بی امان تئوری های دست ساز و بی اساس در مسیر بندگی خود قرار داده بود، امروز و بعد از قرنها برنامه ریزی و تئوری پردازی با امواجی مواجه می شود که سرنوشتی تاریک را برای آن نشان می دهد.
 
نفوذ و سیطره اندیشه صهیونیستی بر ارکان ایالات متحده، امری غیرقابل انکار است که نشان می دهد سردمداران کنونی نظام سلطه همان صهیونیستهایی هستند که تجلی عینی آنها را می توان در فلسطین اشغال شده مشاهده نمود. به عبارتی روشن، سیطره جهانی نظام سلطه یعنی تبدیل جهان به فلسطینی بزرگ که در وجب به وجب آن باید شاهد خونریزی و غارت و چپاول بود. در ادامه این مبحث در مورد شیوه های نفوذ یهود در ارکان حاکمیت ایالات متحده و تسخیر آمریکا به دست سرمایه داران یهود خواهیم پرداخت. ان شاء الله
 
منابع: فلسفه سیاسی غرب-برتراند راسل     تاریخ ناگفته و پنهان آمریکا-عدنان اکتار
 
پربازدیدترین آخرین اخبار