کد خبر:۱۵۳۴۹۶
وبلاگ «مسئوليت و سازندگي»
آبرويمان را چند ميفروشيم؟
فلان مسئول فکر میکند ولی نعمت ماست و لطف کرده و منت سرمان گذاشته که تشریف فرما شده به جمع مطبوعاتیها!
جريده اينترنتي «خبرگزاري دانشجو»، «ميثم تولايي» ضمن درج مطلبي با عنوان «آبرويمان را چند مي فروشيم؟» در آخرين بروزرساني وبلاگ خود به نام «مسئوليت و سازندگي» نوشته است:
۱۸دوره است که جشنواره و نمایشگاهی برای بچههای مطبوعات برگزار میشود و امسال هم مثل تمام دورهها این اتفاق در حال رخ دادن است. اما حقیقت و اصل برگزاری این نمایشگاه و جشنواره چیست؟
اینکه مسئولی پس از یک سال دویدن خبرنگاران به دنبالش حالا بیاید و به همان خبرنگاران خدا قوت بگوید و دستشان را «حداقل» بفشارد. اینکه مسئولی بیاید و آن روزنامهنگار یا سایتنگاری که سالهاست خم شده و خودش را پلهای کرده برای بالارفتن او و در مواقع حساس و بحرانی کمکش کرده را تنها یک خدا قوت بگوید و بس.
این نوشته انتقاد به غیر نیست، نوعی انتقاد به خود است. این خود که میگویم یعنی همه بچههای رسانه. حقیقتش امسال تا الآن نمایشگاه مطبوعات نرفتم و اگر خدا بخواهد و بگذارند نخواهم رفت(البته مهم نیست!) چرا که به عقیده من این نمایشگاه، ویترینی است برای بیشتر دیده شدن حقارت رسانه و اصحابش.
ویترین شدن این حقارت برای مردم خیلی بد است. ما اصلا دوست نداریم اینها را مردم ببینند. اینکه خبرنگاری میدود دنبال مسئولی برای مصاحبه! یا خبرنگاری به اجبار بالادستیاش باید به التماس بیافتد برای حضور سخنگو یا نماینده درجه چندمی که باز هم حضورشان در این نمایشگاه برای "خدا قوت" نیست و تنها برای بیشتر دیده شدن است!
یعنی اصل ماجرا این است که جشنواره و نمایشگاه مطبوعات ما شده تجمع چند پله کنار هم! پلههایی که تک تک بودند حالا یک جا جمع شدند تا بلکه نمایندهای برای دور بعد رای بیاورد یا وزیر و رئیسی که دیده نمیشد حالا دیده شود.
به هم ریختگی این نوشته حکایت از یک درد فوران کرده دارد. نگاهی که ابزاری است و هیچ کس حاضر نیست این نگاه را نسبت به قشر ما درست کند و ما هم خودمان حواسمان نیست. حواسمان نیست که داریم به بهایی ناچیز مثل یک مصاحبه یا هر چیز دیگری حیثیتمان را میفروشیم.
آن آقای سردبیر یا مدیرمسئولی که خبرنگارش را مجبور میکند تا بدود به دنبال مسئول آمده به نمایشگاه واقعا یا خبرنگاری را درک نکرده یا اینکه نمیفهمد آن آقا یا خانم مسئول برای این آمده به نمایشگاه که با شما دیدار کند. او آمده اینجا تا به وظیفه خودش عمل کند. وظیفهاش بوسه زدن به قلم ماست. احترام به کار ماست. اما وقتی که میبیند هر تکه از بدنش و یا کتش را یکی چسبیده وهم برش میدارد و اینجاست که فراموش میکند برای چه به نمایشگاه ما آمده!
فکر میکند ولی نعمت ماست و لطف کرده و منت سرمان گذاشته که تشریف فرما شده به جمع مطبوعاتیها!
همه کلامم را در همین جمله خلاصه کنم و آن هم اینکه اجازه ندهید آن تصویری که مردم از رسانهای جماعت برای خودشان ساختهاند در همین یک هفته سالانه به هم بریزد یا بشکند. در کنار این اجازه ندادن، اجازه بدهید یک مسئول وقتی پایش را به نمایشگاه میگذارد به وظیفهاش عمل کند و راحت و بیتکلف به تک تک غرفههایتان سر بزند و خدا قوت بگوید. این همان کاری است که حقیقتا یکی، دو سایت و روزنامه هر سال انجام میدهند اما متاسفانه نمیشود نامشان را ببرم و دمشان واقعا گرم که این اقتدار را حفظ میکنند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰