مدرس، تنها فريادي كه پرده خفقان حاكمه را دريد
کد خبر:۱۵۳۶۳۵
به مناسبت سالروز شهادت سيدحسن مدرس

مدرس، تنها فريادي كه پرده خفقان حاكمه را دريد

مقام معظم رهبري فرمودند: «چه بسا که در بسیاری از جریانات سیاسی کشور تنها یک فریاد بود که پرده خفقان حاکمه را می درید و آن فریاد، خروش دشمن شکن مدرس بود. مدرس نمونه‌ای از مقاومت جامعه روحانیت در همه زمان‌هاست.»
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، حامد صفائي؛ شهید مدرس در شرح حالی که با قلم خود نوشته و به روزنامه اطلاعات داده است، خود را از سادات طباطبايی زواره معرفي كرده، همانطور كه آیت الله مرعشی نجفی نسب ایشان را به امام حسن مجتبی (ع) می رساند.

مختصري از زندگي شهيد مدرس

سید اسماعیل طباطبائی، دختر سید کاظم سالار را که از سادات طباطبايی زواره بوده، به عقد خویش درآورد که ثمره این پیوند، پسری بنام سید حسن بود.

سید حسن نزد مادر خود در زواره زندگی می کرد و پدرش در سرابه مشغول رسیدگی به امور شرعی بود. شش ساله بود که پدرش او را به همراه خود به سرابه برد. پس از آن به قمشه عزیمت نمود و در آنجا نزد جد بزرگوارش به تحصیل علوم دینی پرداخت.

سید پس از اتمام تحصیلاتش و ازدواج  در روستای اسفر قمشه به نجف اشرف مهاجرت کرد و خانواده خود را در همان روستای اسفر اقامت داد. در نجف نزد آیت الله میرزای شیرازی تشرف يافت.

سيد حسن مدرس در مورد حضورش در نجف می گوید: «بعد از ماجرای معروف تنباکو به نجف مهاجرت کرده و بطور تبرک در درس اکثر علمای  آن دیار شرکت نمودم. ولی غالب تحصیلاتم در نجف نزد آخوند ملا محمد کاظم خراسانی و آخوند سید کاظم یزدی بود.»

استعداد قوی وي در درس و بحث باعث شده بود که خیلی سریع به مقام مرجعیت رسيده و مورد تایید علمای آن عصر نيز قرار گیرد؛ به طوری که به وي پیشنهاد پذیرش مرجعیت شیعیان هند داده شد، ولی با ردّ این پیشنهاد به وطن خود اصفهان بازگشت.

زمانی که مدرس به اصفهان بازگشت، اثرات انقلاب مشروطه در این شهر کاملا مشهود بود. استبداد صغیر (دوره حکومت محمد علی شاه) سعی داشت برای استحکام پایه های لرزان حکومت خویش و از بین بردن نیروی آزادی خواهان، حکام جدیدی را روی کار آورد.

از سوي ديگر افراد آزادیخواه بیکار ننشستند و حاج نورالله مسجد شاهی و سیدحسن مدرس و گروهی دیگر بصورت مخفیانه انجمنی به نام «انجمن ولایتی» تشکیل دادند كه در این انجمن شهید مدرس به عنوان «نايب رئیس» انتخاب شد.

در همین ایام به مدرس اطلاع دادند که حاکم اصفهان افرادی را به جرم اخاذی شلاق زده است. وي به شدت ناراحت شد و گفت:« حاکم چنین حقی ندارد. اگر شلاق زدن حق شرعی است، پس در صلاحیت مجتهد می باشد. اینها دیروز به نام استبداد و امروز به نام مشروطه مردم را کتک می زنند.»

انتخاب مدرس به عنوان مجتهد طراز اول مجلس دوم

در دوران مشروطه در اصل دوم متمم قانون اساسی ایران پیش بینی شده بود که قوانین مصوبه مجلس باید زیر نظر هیئتی از مجتهدان طراز اول باشد، به همین منظور باید حداقل پنج نفر از مجتهدان در مجلس حضور مي داشتند.

با انتخاب شدن مدرس به عنوان یکی از علمای طراز اول در مجلس دوم، تلگراف زیر از طرف مجلس به وي مخابره شد: «اصفهان به توسط انجمن محترم ولایتی. خدمت جناب مستطاب ملاذالانام آقا میرزا سید حسن مدرس. از جمله منتخبین علمای عظام در مجلس شورای ملی، وجود محترم آن جناب مستطاب عالی است، ان شاالله عاجلا حرکت فرموده به تهران تشریف بیاورید که عموم ملت از سعادت حضور حضرت عالی بهره مند گردند.»

مدرس با ورود به تهران در اولین فرصت، درس خود را در ایوان زیر ساعت مدرسه سپهسالار (شهید مطهری فعلی) آغاز نمود و تاکید می کرد: «کار اصلی من تدریس است و سیاست کار دوم من است.»

27 تیر 1304 احمد شاه قاجار نیابت تولیت مدرسه سپهسالار را به مدرس داد. در همین راستا مدرس به منظور حسن اداره این مدرسه نظام نامه ای تدوین کرد و امور تحصیلی طلاب را مورد رسیدگی قرار داده و برای اعضا و کارکنان آنجا حقوق متناسب مشخص کرد.

مدرس در تهران هم، مبارزاتش را ادامه داد و در مقابل حکام ستمگر ایستادگی کرد. در قضیه مهاجرت همراه ديگر بزرگان، (برای اعتراض به سیاست های حکومت) به قم هجرت کرد و کمیته دفاع ملی تشکیل دادند که در هیئت چهار نفره این کمیته نام شهید مدرس نيز به چشم می خورد.

وي همچنین به سبب مخالفت با سیاست های رضاخان  که بر خلاف مجلس و قانون اساسی و بنیان های آنان بود، مورد سوءقصد قرار گرفت. رضا خان به خاطر مخالفت های زیادی که مدرس با سیاست هایش می کرد، قصد كرد مدرس را از سر راه خود بردارد که به لطف خدا و تیزهوشی مدرس نقشه رضاخان برای ترور وي ناکام ماند و به اين حادثه به «ترور کور» معروف شد.

ناتوانی رضاخان در مقابله با مدرس

رضاخان از اینکه تحمل دخالت مدرس را در امور سیاسی نداشت و از سوي ديگر نمی توانست از طریق ترور و فریب و ... این مبارز را از سر راه خود بردارد، دستور بازداشت و تبعید آن فقیه را صادر کرد.

سرتیپ محمد خان درگاهی (رئیس شهربانی تهران) که کینه خاص و ديرينه اي به مدرس داشت، براساس دستوری که از رضاخان گرفته بود، شبانه با چند تن از ماموران به خانه مدرس حمله کرد و لگدی بر سینه مدرس زد و حکم تبعید وی را نشان داد و به ماموران اشاره کرد که سید را سربرهنه و بدون عبا دستگیر کنند؛ به طوري كه حتی نگذاشتند سید کفش به پا کند.

آنان مدرس را به منطقه «خواف» در حوالی مرز ایران و افغانستان بردند. محل اقامت مدرس قلعه ای بود که در وسط باغ قرار داشت. مدرس به مدت 9 سال در این قلعه مخوف زندانی بود. پس از 9 سال به دنبال اجرای نقشه شیطانی رضا شاه، سید را روانه کاشمر کردند. گويا تصمیم داشتند مدرس را به قتل برسانند.

«اقتدار نظام»، رئیس شهربانی کاشمر از اجرای قتل مدرس خودداری کرد و گفت: «من برای آسایش و امنیت مردم استخدام شدم نه برای آدمکشی» بالاخره، «مستوفیان» از عوامل رضاخانی مسئول این کار شد. وي عمامه سید را در حین نماز از سرش برداشته و دور گردنش انداخت و این سید بزرگوار را در سن 69 سالگی به شهادت رساند.

مدرس در كلام مقام معظم رهبری

«شناخت رضاخان و پیش بینی عاقبت شومی که سلطنت او می توانست به بار بیاورد، برای همگان آسان نبود. کمتر کسی می توانست اطلاع کامل از عمق کردار رضاخان پیدا کند. در میان این گروه معدود که صاحب تشخیص بودند، کمتر کسی این شهامت را داشت که آنچه را که دانسته است را برملا سازد.

در چنین حالی شهید مدرس کسی بود که با فراست خویش، هم ماهیت ضد اسلامی و ضد مردمی رضا خان را تشخیص داد و هم با شجاعت کم نظیری، با او به مبارزه پرداخت.»

مدرس به عنوان یک روحانی که در انجام تکلیف الهی و شرعی که مبارزه با ظلم و فساد و اختناق را سرلوحه احکام خویش قرار داده، تنها بودن را بهانه سکوت قرار نداد و چه بسا که در بسیاری از جریانات سیاسی کشور تنها یک فریاد بود که پرده خفقان حاکمه را می درید و آن فریاد، خروش دشمن شکن مدرس بود. مدرس نمونه ای از مقاومت جامعه روحانیت در همه زمانهاست.
 
منابع:

1- مدرس مجتهدی شکست ناپدیر. ص 29

2- یادنامه ی شهید مدرس ص74

3- مجلس و پژوهش، شماره 5 ص 246

4- چهار سال با مردم.سید علی خامنه ای ص 367
 
پربازدیدترین آخرین اخبار