کد خبر:۱۵۳۶۶۷
پرداختی از بالا به فلسفه اسلامی
عقلانيت فلسفي در بوته نقد
بر مبناي تعاليم اصيل ديني، عقل قوايي است در وجود انسان محدود، که حيطه شناخت او حيطه مخلوقات است و توان شناخت نامحدود را ندارد؛ اين خود نداي عقلانيت است که به ما ميگويد بکارگيري هر امري خارج از مقصود خودش، انحرافي و خود، امري ضد عقل است.
گروه علمی «خبرگزاری دانشجو»- محدثه عمید، کارشناس ارشد فلسفه و کلام اسلامی؛ کارشناس ارشد فلسفه و کلام اسلامی و مدرس دانشگاه امام صادق (ع)؛ آن چه بر اساس دغدغه ديني انديشمندان مسلمان در قالب فلسفه اسلامي شکل گرفت، ساختاري است که بخش الهيات و موضوعات مطروحه در آن پررنگ بوده وحاوي مسائلي است که متناظر با حوزه جهان بيني ديني است و اهميتش از آن رو است که فرد با تعميق مباني نظري و شناخت يقيني و کارآمد در اين حوزه ميکوشد تا در عرصه عملي حيات به گونه اي عمل کند تا به سعادت دست يابد.
يکي از مبنايي ترين و مهمترين مسائلي که در رابطه با آسيب شناسي فلسفه اسلامي و ماهيت آن بايد مورد توجه قرار گيرد، مساله عقلانيت است. هرجا سخن از فلسفه است، در کنار آن سخن از تعقل و انديشهورزي است و اساساً دغدغه فيلسوف شناخت عقلاني از هستي است.
فلسفهاي که انديشمندان مسلمان با آن آشنا شدند و اولين فيلسوفان مسلمان آن را تحت عنوان مکتب فلسفي مشاء مدون نمودند، فلسفهاي بود که تکيه بر قياس برهاني داشت؛ استدلالي که همه مقدمات آن يقيني و جزو بديهيات يا مبتني بر آنهاست و از اين رو نتيجه آن نيز قطعي و يقيني خواهد بود و بر همين اساس شريفترين اقسام استدلال خوانده شده و شايد جايگاه ويژهاي که اين علم در ميان انديشمندان اسلامي يافت و پرداختن به آن را ارزشمند مينمود، اين نکته بود که هدف غايي اين علم، رسيدن به علم قطعي و يقيني است؛ اما با بررسي مسائل فلسفه اسلامي در حوزههاي مختلف، اين امر روشن ميشود که تعداد براهين و استدلالهايي که مبتني بر بديهيات و در نتيجه يقينآور باشد، عملاً بسيار محدود بوده است.
علاوه بر آن با تدقيق و تامل بيشتر، مشخص ميشود که در بسياري از مباحث الهيات، اصولي که به عنوان پيش فرض پذيرفته شده و در استدلالها بکار رفته، در حقيقت چيزي فراتر از فرض نبودهاند؛ فرض هايي علمي که اصولاً رهآورد انديشههايي است که بدون پشتوانه وحياني، تلاش در تبيين و اثبات عالم الوهي و مخلوقي و رابطه اين دو با يکديگر، داشتهاند.
متاسفانه در بسياري موارد، مباني انديشه يوناني، توسط انديشمندان مسلمان به عنوان مباني عقلي مسلم در فلسفه اسلامي پذيرفته شد و با غفلت از توجه مستقل و کافي به تبيين ديني اصيل اين موضوعات در کتاب و سنت اسلامي صحيح، بيشتر تلاش فيلسوفان معطوف نشان دادن سازگاري اين پيشفرضها با مباني اسلامي و تفسير و تبيين آموزههاي ديني در قالب اين مباني و اصطلاحات شد.
عقل اين نعمت عظيم خدادادي و وجه تمايز انسان از ديگر موجودات، در مکتب وحي، معنا و شاخصهها و کارکردها و حدود روشني دارد که متاسفانه آنگونه که شايسته است به نحو مستقل به آن پرداخته نشده است.
در هيچ ديني به اندازه دين اسلام، تعقل و تدبر تا اين حد ستوده نشده و عاقلان و تدبرکنندگان بر غير آنان ترجيح نيافتهاند؛ منابع ديني ما سرشار از بياناتي در باب دعوت به تعقل،چيستي، اهميت، و ثمرات آن است و فراتر از آن، پذيرش اصول اعتقادي دين تنها در پرتو تحقيق و عقلانيت پذيرفتني است.
از تعاليم اسلامي اينگونه استنباط ميشود که پس از اصل خلقت انسان، اولين نعمتي است که به انسان ارزاني شده عقل است؛ نيرويي که نقش اصلي آن هدايتگري و مسيرنمايي است و حجت باطني لقب گرفته است.
عقل اين پيامبر دروني، وديعه الهي در وجود ماست که شايد بتوان آن را به عنوان قاضي وجود انسان توصيف نمود؛ حقيقتي نوري در وجود انسان که "ما عبد به الرحمن" و ثمره آن "اکتسب به الجنان" است. عقل بر مبناي تعاليم اصيل ديني، قوايي است در وجود انسان محدود، که حيطه شناخت او حيطه مخلوقات است و توان شناخت نامحدود را ندارد؛ اين خود نداي عقلانيت است که به ما ميگويد بکارگيري هر امري خارج از مقصود خودش، انحرافي و خود، امري ضد عقل است، معضلاتي که از عدم توجه و پايبندي به اين آموزه صريح ديني ناشي شده، در فلسفه اسلامي به خوبي مشهود است.
نکته ديگر که ذکر آن ضروري به نظر ميرسد آن است که عقل، اين نيروي عظيم و مقدس و کارکردهاي بنيادين آن را نميتوان منحصر در علمي خاص و اصطلاحات آن نمود، تعقل در معناي صحيح آن متعلق به همه حوزههاي شناخت است. اين همه تاکيد در باب عقلانيت و تشويق در به کارگيري آن در تعاليم اسلامي مسلماً ناظر به چيزي نبوده که پس از چند قرن از انديشه يوناني وارد جهان اسلام شد و بسياري از اصول پذيرفته شده آن علاوه بر تعارض آشکار با معتقدات وحياني ار لحاظ عقلي و برابر با ساير اصول فلسفي قابل خدشه است و نياز به اصلاح در برخي موارد وجايگزيني در موارد ديگر دارد و اميد است در فرصت هاي آتي به نحو تفصيلي تر به آن بپردازيم.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۱