رجبي‌دواني: پذیرش مکتب اسلام توسط ایرانیان از معجزات اين دين بود
کد خبر:۱۵۳۷۴۲
سلسله جلسات تاريخ اسلام -2؛ بخش دوم و پایانی

رجبي‌دواني: پذیرش مکتب اسلام توسط ایرانیان از معجزات اين دين بود

عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين(ع) گفت: یکی از معجزات اسلام شکوفایی و تمدن‌سازی براي قومی عقب مانده بود که اعراب در مقابل قدرت‌های آن روز از جمله ایران طوری عمل کردند که ایرانیان پذیراي این مکتب شدند و به تبلیغ آن پرداختند.
به گزارش خبرنگار دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»، دکتر محمدحسین رجبی دوانی در ادامه جلسه دوم کارگاه آموزشی-تحلیلی تاریخ اسلام که به همت موسسه «صهبای بصیرت» در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد، پس از بیان وضعیت اجتماعی اعراب، به بررسی وضعيت فرهنگ و تمدن آنها پرداخت.

وی با بیان اینکه آنچه امروزه به عنوان محورهای فرهنگ و تمدن مطرح می شود، در زمان عرب جاهلی معنا نداشت، گفت: هنر از معیارهای تمدن است که مصادیق آن معماری است.

عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين(ع) افزود: یمنی‌ها تمدن پیشرفته‌ای داشتند که نمونه آن کاخ 20 طبقه قمدان است؛ پادشاه در طبقه بیستم این کاخ مستقر بود و هیئت‌های کشورهای مختلف با اسب به طبقه بیستم، نزد پادشاه رفته و پیغام و امور خود را مطرح می‌کردند.

رجبی دوانی با اشاره به اینکه هِمیَری خط یمنی‌ها بود که به عربستان نیز وارد شده بود، گفت: در زمان ظهور اسلام در مکه تنها 17 نفر خواندن و پنج نفر نوشتن می‌دانستند که آن هم به دلیل همجواری مکه با دیگر کشورها بود.

وي در ادامه گفت: حارث بن کلده و نصر بن حارث، شوهر خاله پیامبر و پسر او، قبل از ظهور اسلام به خوزستان رفتند و در دانشگاه جندی شاپور به آموختن علم پزشکی پرداختند.

عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين(ع) افزود: عتبه بن ربیعه در سفری که به ایران داشت و مهمان یکی از اشراف بود، از هنر آيینه‌کاری ایرانیان بسیار خوشش آمد و در هنگام بازگشت، یکی از ایرانیان را به قصد آيینه‌کاری به همراه خود آورد.
 
رجبي دواني با اشاره به اینکه اعراب چون سنگ ها را به شکل بت می‌ساختند، مجسمه‌سازی در میان آنها رواج نداشت، گفت: مسیحیان و یهودیان نيز در داخل کعبه نقاشی می‌کردند و با وجود همسایگی با کشورهای متمدن مانند ایران، مصر، یمن و روم همچنان بر جهل خود استوار بودند و به آن اصرار داشتند و حاضر به اعمال تغییر در فرهنگ و تمدن خود نبودند.
 
راحت‌طلبی در میان اعراب
 
وي با بیان اینکه بحث از جاهلیت به معنای نفی هوش و ذکاوت آنان نیست، گفت: اعراب به منظور راحت زندگی کردن، حاضر به تأثیرپذیری از اطرافیانشان نبودند و نمی‌پذیرفتند که شاید آبا و اجدادشان اشتباه کرده باشند.

عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين(ع) با بیان اینکه تنها چیزی که از آن به عنوان هنر اعراب یاد می‌شود، شعر و شاعری بود، گفت: در بازاری به نام بازار ادبی تازه‌ترین سروده‌ها خوانده می‌شد، داوران نظرات خود را اعلام می‌نمودند و مردم بسرعت اشعار را حفظ می‌کردند.

رجبي دواني در ادامه افزود: 17 قصیده به عنوان سندهای برجسته عرب و مشهور به معلقات سبع انتخاب و در کعبه نصب شده بود.

وی گفت: دُهاتُ العرب به معنی سیاستمداران عرب به چهار نفر اطلاق می‌گردد که به سبب ظهور اسلام این قابلیت در آنها شکوفا شد و عبارتند از عمرو عاص، معاویه، زیاد بن ابیه، مغیره بن شعبه ثقفی.
 
از معجزات اسلام
 
عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين(ع) با اشاره به معجزات اسلام گفت: یکی از معجزات اسلام شکوفایی و تمدن‌سازی براي قومی عقب مانده بود؛ به طوری که اعراب توانستند در مقابل قدرت‌های آن روز از جمله ایران طوری عمل کنند که ایرانیان پذیراي این مکتب شوند و به تبلیغ آن بپردازند.

رجبي دواني در ادامه به اوضاع مذهبي جزيرةالعرب پرداخت و گفت: قبل از پديد آمدن بت در جزيرة‌العرب، پرستش اجرام آسماني مانند ماه و ‌خورشيد رايج بوده که گفته می‌شود از يمن آمده و آن هم از بين النهرين آورده شده بود، اما با آمدن حضرت اسماعيل، دين حضرت ابراهيم تبليغ شد.

وي افزود: اولاد حضرت اسماعيل ساکنان و صاحبان مکه بودند كه در اثر حمله قبيله خزاعي‌ها از آنجا رانده شدند؛ عده‌اي به اميد بازگشت همان اطراف ماندند و بقيه پراكنده شدند.
 
اعراب جاهلي بد دين بودند، ولي بي‌دين نبودند

عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين(ع) با بيان اينكه يكي از افراد قبيله خزاعي در سفر به شام علاقه‌مند به بت‌پرستي شد و براي قومش بت سوغاتي آورد، گفت: هبل اولين بتي بود که به عربستان وارد شد و آن را در داخل کعبه نصب کردند؛ طوري كه بجز بت هاي خانگي 360 بت به تعداد روزهاي سال وجود داشت.

رجبي دواني با اشاره به اينكه عرب جاهلي به الله معتقد بود،‌ گفت: اعراب بت‌ها را واسطه فيض به الله مي‌دانستد و مي‌گفتند ما به الله (خالق کل هستي) دسترسي نداريم، بنابراين براي اين‌ها قرباني مي‌کنيم تا الله به ما نظر کند.

وي افزود: اعراب جاهلي بد دين بودند، ولي بي‌دين نبودند؛ در اشعار و سخنراني‌ها «باسمک اللهم» مي‌گفتند که اسلام «بسم الله الرحمن الرحيم» را جايگزين كرد.

عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين(ع) با بيان اينكه غير از شرک و بت‌پرستي، يهود و مسيحيت هم در عربستان ساكن بودند، گفت: يهود به دو دليل يكي فرار از دشمنان و ديگر غلبه بر پيامبر آخرالزمان، بيشتر در منطقه شمالي حجاز سكونت داشتند.
 
دو شكست يهوديان از بخت‌النصر
 
رجبي دواني افزود: يهود در دو نوبت مهاجرت کردند، يک بار زماني ‌كه بخت‌النصر، حاکم بابل (در جنوب عراق امروزي) حمله کرد و با شكست يهود، فلسطين را گرفت و چون آن‌ها حاکم بخت‌النصر را کشتند،‌ اين بار بخت النصر براي قتل عام آن‌ها عده زيادي را کشت و 70 هزار نفر را اسير کرد و عده اي به حجاز فرار کردند.

وي با اشاره به اقدامات كوروش در مورد يهوديان گفت: کوروش زماني‌كه بابل را گرفت، يهوديان را آزاد کرد، لذا آن‌ها کوروش را خيلي دوست دارند.

عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين(ع) با اشاره به دومين دليل حضور يهوديان در شمال حجاز گفت: در تورات ذکر شده بود آخرين پيامبر در اين منطقه ظهور مي کند، بنابراين آنها با اين نقشه كه اولين گروندگان به آخرين پيامبر شوند و بتوانند بر آن غلبه کنند، به حجاز مهاجرت كردند.
 
«اصحاب الاخدود» چه كساني بودند؟
 
استاد تاريخ اسلام با بيان اينكه يثرب يهودي‌نشين بود، گفت: عده‌اي از اعراب (اوس و خزرج) از يهوديان خواستند که به آنها اجازه زندگي بدهند، اما آن‌ها با وجود اينكه اجازه دادند، ولي اذيت مي‌کردند، لذا اعراب به يمني‌ها اعتراض كردند كه در نتيجه آن «تبع» پادشاه يمن با حمله به يهود کشتار زيادي به راه انداخت، اما به توصيه علماي يهود همه را نکشت و آن‌ها را به يمن فرستاد.

وي در ادامه افزود: ذوالنواس كه نوه تبع بود، يهودي شد و بعد با نجرانيان جنگيد و 20 هزار نفر از مسيحيان را در چاله انداخته و سوزاند كه از آنها به «اصحاب الاخدود» نام برده مي‌شود.

درگيري‌هاي ايران، روم و اعراب
 
عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين(ع) با بيان اينكه ايران و روم دو ابرقدرتي بودند كه نمي‌توانستند از مرزهاي جنوبي خود در برابر اعراب محافظت کنند، گفت: اعراب فرز و چابک بودند و به سختي‌ها عادت داشتند، لذا به مرزهاي ايران و روم حمله کرده و غارت مي‌کردند.

رجبي دواني افزود: اين دو ابرقدرت دو سه نوبت قواي منظم فرستادند، ولي موفق نشده و تلفات دادند تا اينکه دو قبيله عرب از يمن به نام‌هاي بني‌لخم و بني‌غسان هجرت کرده و با سكونت در مرزهاي ايران و روم توانستند از آنها در مقابل اعراب محافظت كنند.

وي در ادامه گفت: بني‌لخم در جنوب ايران و بني‌غسان در مرزهاي جنوب غربي روم ساکن شدند و در اثر مجاورت با رومي‌ها همگي مسيحي شدند كه در اثر آن دولت هم مسيحي شد؛ مردم قبيله خزاعه نيز مسيحيت را پذيرفتند، لذا تا مرز حجاز و يمن مسيحي بودند و ذوالنواس همه اين‌ها را سوزاند.

رواج خرافات در ميان اعراب
 
عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين(ع) با بيان اينكه خرافات هم در ميان اعراب رايج بود، گفت: اعراب تيرهاي چوبي به نام «انصاب» و «ازلام» داشتند و کاهن قبيله آنها را در کيسه مي‌ريخت كه ‌براي رفتن به جنگ، براي تعيين حلال‌زادگي و حرام‌زادگي بچه‌ها و قماربازي استفاده مي‌شد.

رجبي دواني با اشاره به عادت بسيار زياد اعراب به اين آلات گفت: به دليل اين عادت اعراب، انصاب و ازلام همزمان با قمار و شراب حرام نشد، بلكه از اول سال چهارم هجرت حرام شد؛ همين طور شرابخوري آن‌قدر در جامعه عربي جا افتاده بود که هفت سال پس از بعثت حرام شد. 
 
پایان
 
پربازدیدترین آخرین اخبار