کاش گذرگاه خدا در غزه بسته نبود
وبلاگ : خاکريزيسم
اينکه غزه ارضي است که در اين مقطع زماني کربلاست شکي درش نيست اما نسبت کربلايي بودن تنها به کودکاني مي چسبد که بي هيچ گناه و جرمي بخاطر استفراغ نمودن حيا توسط دولت "مردان(!)"عربي، بايستي بميرند و آنگاه با قرار گرفتن کالبدهاي ضعيف الجثه شان زير خروارها خاک، تازه طعم آرامش را تجربه کنند.
اما چرا کربلاي غزه تنها علي اصغر(ع) و سکينه(س) دارد؟! پاسخ اين سوال پيچيدگي خاصي ندارد تنها بايد ربط کربلا و خدا را بيابيم. کربلاي سال61 هجري فقط عبارت نبود از ظلم و ظالم و مظلوم که اگر اينطور فکر کنيم مي بايد چگوارا و آبراهام لينکن را هم شهيد خطاب کنيم!(کما اينکه بعضيها اين کار را کردند).

عاشورا با عشق و سوزهجران خدا، عاشورا شد و اين شاه پارامتري است که در غزه کيمياتر از هر آب و برق و سوختي است و فلسطينيان سالهاست که آن را گم کرده اند. "از جنوب لبنان تا جنوب ايران" آقارحيم[صفوي] را بخوانيد تا اين فقد تاريخي مردم فلسطين را دريابيد آنجا که مي گويد وقتي براي آموزش فلسطينيان به اردوگاههاي پناهندگان رفته بودم ديدم در مقابل پيشنهاد من براي نمازخواندن حتي مبارزانشان هم گفتند نماز باشد روز فتح قدس!!
براي نجات و يا حداقل تسکين دردهاي قدس، خيلي کارها مي توانيم که بنظرم همه شان را بايد انجام دهيم چه فلسطينيان مومن باشند چه نباشند چون آنان خواسته يا ناخواسته در خط مقدم جبهه ي نبرد انقلاب اسلامي با خود خود شيطان قرار گرفته اند و گذشته از وظيفه مسلمانيمان، براي نجات خودمان هم که شده بايستي از هيچ امدادي غفلت نکنيم اما بهترين کار دعا و تمناي از خداي متعال است که دلهاي فلسطينيان را چون مجاهدان حزب الله لبنان به خودش نزديک و نزديکتر نمايد. انشاءلله

ــــــــــــــــــــــــــــپي نوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــ
اين جمله رو از آقا داشته باشيد: "مشکل بزرگ مردم دنيا دوري از قرآن است
/انتهاي پيام/