داروينيسم؛ تفكري كه در ذهن سياستمداران امروز هم ماندگار است
کد خبر:۱۵۳۹۵۹
از سلسله مباحث جایگاه علوم‌انسانی در عصر کنونی؛

داروينيسم؛ تفكري كه در ذهن سياستمداران امروز هم ماندگار است

خوب است بدانیم و بفهمیم که علوم‌انسانی که در غیاب خدا و دین شکل گرفته است و مستقل از هر چیز خارج از حواس و خرد بشر عمل می‌کند، اگر پیش رود چه نتایجی در بر خواهد داشت و به کجا کشیده می‏شود ...
گروه علمی «خبرگزاری دانشجو»، زینب مددی، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه دانشگاه تهران؛ در این یادداشت قصد داریم به بررسی سه جریان مهم فکری که از فرزندان خلف تحولات دوران مدرن بوده‏اند و نقش اساسی و ریشه‏ای در جریان‏های پس از آن داشته‏اند، بپردازیم.
 
داروینیسم یا همان نظریه تکامل از قرن هجدهم به ذهن تعدادی از متفکران خطور کرده بود، اما سرانجام توسط داروین به طور کامل و با روش علمی مستدل در کتابی با عنوان «اصل انواع» در سال 1859 منتشر شد.
 
نظریه تکامل به ‏جای اینکه باور مرسوم خلقت الهی را درباره انسان و به تبع آن دیگر موجودات بپذیرد، گزینه انتخاب طبیعی به معنای تاثیر جبر شرایط زندگی بر جسم انسان و تطبیق انتخابی و طبیعی این موجود با شرایط در اعصار متوالی را برگزید.
 
رد پای جدایی دین از علم و کفایت عقل و تدبیر انسان در یافتن حقایق بدون نیاز به خدا که از رهاورد‏های اصلی تفکر مدرن است، در این نظریه به خوبی نمایان مي باشد، اما این همه ماجرا نیست، نکته مهمتر تاثیری است که این نظریه بر جریان‏های فکری پس از خود گذاشت؛ از آن جمله می‏توان به داروینیسم اجتماعی اشاره کرد که در اواخر قرن 19 مطرح شد.
 
داروينيسم اجتماعي مفاهيمي را كه توسط داروين عنوان شده بود، براي تفسير ماهيت كاركرد جامعه به كار گرفت.
 
هربرت اسپنسر با الهام گرفتن از زیست شناسي و نظريات داروين فكر تطور اندامواره ای را به عنوان پيشرفت تدريجي زندگی اجتماعي از اشكال ساده به سوي اشكال پيچيده و همچنين از همساني ساده به طرح ناهمساني فزاينده مطرح ساخت و قصد داشت قوانين تكامل را بر جامعه بشري منطبق سازد.
 
وي همچنين كوشيد قوانين طبيعي حاكم بر حيات زيستي انسان را بر سرنوشت انسان در تاريخ تعميم دهد.
 
برخی از پارادایم هایی که در نتیجه ظهور و توسعه نظریه داروینیسم اجتماعی به وجود آمد، عبارتند از:
 
1- پارادايم فضاي حياتي راتزل؛ که بر اساس اين پارادايم راتزل اعتقاد داشت كه هر آلماني براي داشتن يك زندگی مطلوب، نيازمند به حداقل 60 مترمربع فضا است؛ اين پارادايم زمينه توسعه طلبي ارضي را فراهم كرد.
 
2- پارادايم قايق نجات؛ که براساس اين پارادايم دنيا همچون قايقي است كه با افزايش جمعيت، شرايط غرق شدن قايق فراهم مي شود، بنابراين و ناگزير برخي از انسان ها بايد از بين بروند تا اكثريت به سرمنزل مقصود برسند.
 
3- پارادايم نژاد برتر؛ که بر اساس اين پارادايم نژاد سفيد (ژرمن) برتر از نژادهاي ديگر است.
 
شاید چنین به ذهن آید که این پارادایم‏ها دیگر جایی در تفکرات دنیای مدرن ندارند و عصر این دست از تفکرات بسر آمده است، اما با کمی دقت و کنکاش و ریشه یابی در آراي سیاستمداران و اندیشمندان دنیای امروز می توان تأثیر این نمونه از تفکران را بر آرا و اعمال آنها به خوبی دید و مشاهده کرد که توجه به این دست از امور برای فهم جایگاه علوم انسانی و تاثیر شگرف تحولات علوم انسانی در زندگی بشر تا چه حد یاری دهنده است.
 
و نتیجه آن که خوب است بدانیم و بفهمیم که علوم انسانی که در غیاب خدا و دین شکل گرفته است و مستقل از هر چیز خارج از حواس و خرد بشر عمل می کند، اگر پیش رود چه نتایجی در بر خواهد داشت و به کجا کشیده می‏شود، گرچه از این موضوع نیز نباید غافل شد که رد کردن بی چون و چرای تمام دستاوردهای فکری و علمی غرب افراطی است مساوی با پذیرش بی حد و حصر آن و هر دو به حکم عقل مردودند.
 
منابع
 
داروين و داروينيسم، نوشته: ريچارد داوكينز، ترجمه: كاوه فيض اللهى
 
نظریه داروینیسم اجتماعی، علی بیرانوند
پربازدیدترین آخرین اخبار