جستاری پیرامون عقلانیت مدرن
کد خبر:۱۵۴۱۰۳
از سلسله مباحث تبيين مباني انديشه مدرن

جستاری پیرامون عقلانیت مدرن

عقلانیت غربی با اومانیسم گره خورده است، در تفکر اومانیستی که در دوران رنسانس و پس از آن در اروپا رشد کرد، انسان دارای اصالت محوری است و به جایگاهی خدای گونه برای هدایت امور دنیوی ارتقا می یابد.
گروه علمي «خبرگزاري دانشجو»، متين عزيزي*؛ عقلانیت (rationality )یکی از اساسی ترین عناصر مدرنیته و یا می توان گفت مهمترین عنصر آن است.  عقلانیت یا عقل باوری اشاره به اصالت دادن به عقل بشری در مواجهه با مسائل انسانی و طبیعی  دارد. در واقع عقل باوری جایگاه انسان جدید را در جهان بشری تغییر داده است و بشری که تا قبل از آن خود را نیازمند استمداد از امور غیبی و ماورایی می دانست، پس از ظهور و رشد عقل باوری، عقل خویش را منبعی مکفی و راهگشا در راهبری امور خویش می پندارد.
 
عقل باوری هم اکنون در زیربنای تمدن سرمایه داری ریشه دوانیده و اساس تفکر انسان مدرن را تشکیل می دهد، عقلانیت همچنین در بطن سازمان های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مدرنیته نیز ریشه دارد؛ به طور مثال بوروکراسی به عنوان سیستم مرکزی تمامی سازمان های اداری مدرن حاوی خصلتی عقلانی است و تمامی مولفه های آن بر اساس عقلانیت انسانی کنار هم قرار داده شده است.
 
بدون تردید عقلانیت غربی با اومانیسم (انسان باوری) گره خورده است، در تفکر اومانیستی که در دوران رنسانس و پس از آن در اروپا رشد کرد، انسان دارای اصالت محوری است و به جایگاهی خدای گونه برای هدایت امور دنیوی ارتقا می یابد و دیگر مسائل حتی دین و وحی الهی در برابر خواست و دیدگاه او اهمیتی ثانوی می یابد.
 
عقلانیت نیز اشاره به خود محوری انسان و عقل و در نوع نگرش او به جهان واقع دارد، به طور مجمل می توان گفت در تفکر اومانیستی انسان و تجربه و ادراکش و در موازات آن عقلش برای شناخت جهان بیرونی او را کفایت می کند و نیازی به هیچ منبع بیرونی و یا ماورایی برای شناخت و یا مدیریت زندگی خویش ندارد.
 
برای اینکه بتوانیم درکی جامع تر از مفهوم عقلانیت داشته باشیم می توان با تقسیم بندی های رایج در این حوزه آشنا شد.
 
جورج ریتزر، جامعه شنای معاصر آمریکایی عقلانیت را در سه دسته قرار مي دهد: 1- عقلانیت صوری: عقلانیت صوری به آن نوع عقلانیت اطلاق می‌شود که مستلزم اهمیت روزافزون ساختارهایی چون دیوان سالاری است که آدم ها را وادار می‌سازند که در گزینش وسایل دستیابی به هدف هایشان به شیوه عقلانی عمل کنند.
 
2- عقلانیت ذاتی: این نوع عقلانیت عبارت است از چیرگی هنجارها و ارزش ها در انتخاب عقلانی وسایل دست یابی به اهداف؛ به عبارت دیگر انتخاب بهترین روش ها برای رسیدن به اهداف مورد نظر است.
 
3- عقلانیت نظری: عقلانیت نظری کوشش شناخت و ادراک است که ترجیحاً واقعیت‌ها را از طریق مفاهیم فوق‌العاده انتزاعی و مجرد شناسایی می‌کند و شناخت حاصل از آن شناختی مفهومی است، نه شناختی که از طریق کنش حاصل شده باشد. (ریتزر، 1380: 777-778)

اما آن عقلانیتی که در جامعه مدرن اهیت بیشتری یافته است و همانطور که گفته شد در تمامی سازمان های مدرن و همچنین نگرش های انسان مدرن رسوخ کرده است، همان عقلانیت ابزاری یا صوری است، این عقل ابزارى که تنها به دنبال وصول عقلانی به اهداف انسان است، بلكه توان داورى درباره ارزش‏‎ها را ندارند؛ زیرا تنها به دنبال راهنمایی انسان مدرن به اهداف خود است و در مورد وسایل و شیوه های وصول به مقصود ارزشیابی ارائه نمی دهد، در نتیجه این عقلانیت به نوعی به بی اهمیت نگاشتن ارزش ها و همچنین اخلاق منجر می شود.

به طور قطع می توان گفت كه عقلانیت مدرن علاوه بر تناقض هایی که برای خود انسان مدرن به همراه داشته است در متون اسلامی نیز چنین عقلانیتی در مباحثی که عقل را تعریف کرده، مد نظر نبوده است.

در تقسیم بندی که آقای رحیم پور ازغدی (رحیم پور، 82 :1388) کرده اند عقلانیت اسلامی به سه قسمت تقسیم شده است: عقلانیت در مقیاس کلی( که به شناخت فلسفه حیات اشاره دارد.)، عقلانیت و ارزش ها(جایگاه عقل در تنظیم رابطه انسان و معماری اخلاقیات) و عقلانیت ابزاری
 
اما همانطور که در موارد فوق به آن اشاره شد، در عقلانیت غربی فقط به نوع سوم آن بسنده می شود؛ عقلانیتی که بسیاری از ارزش ها و اصول اخلاقی دینی در آن زیر پا گذاشته می شود.
 
دکتر طه عبدالرحمن به تناقض عقل باوری و ایمان باوری اشاره می کند و می گوید: «نقص نخست عقل باوری این است که مخالف ایمان باوری است؛ زیرا اگر در شناخت معرفت خویش نسبت به تمام جهان، تنها به عقل بشری بسنده کنیم، با اعتقاد شخص مسلمان که به وحی و پیام وحیانی ایمان دارد، سازگار نخواهد بود.»
 
نكته قابل تامل اين است كه عقلانیت ابزاری عقلانيتي است گريز ناپذير؛ بدين معنا كه در تمامي حوزه ها از جمله  فرهنگ، تکنولوژی، سازمان های اداری، اخلاق، دین، سیاست تجلی يافته، به گونه اي كه جدايي اين نوع از عقلانيت از سازمان ها و نهادهاي توليدي جامعه مدرن غربي عملا غير ممكن است و همين گزاره معرفتي است كه تامل جدي مصلحان و صاحب نظران بومي هر جامعه اي از جمله جامعه ايراني را در فهم بعد معرفت شناسانه و فلسفي غرب مي طلبد.
 
*دانشجوي كارشناسي ارشد جامعه شناسي دانشگاه علامه طباطبايي
پربازدیدترین آخرین اخبار