کد خبر:۱۵۴۳۲۴
حكومت و ملزومات آن؛
ضرورت تشكيل و حفظ حاكميت در جامعه
امام علی (ع) در نهجالبلاغه علت کمک کردن به خلفای سهگانه را چنين عنوان میفرماید: «من برای اینکه چرخ جامعه بچرخد و جامعه اسلامی پا برجا بماند به این ناحقی تن دادم و گرنه قیام میکردم.»
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، بهاره مقدم - سيد احمد حسيني؛ امروز دغدغه بسياري از دانشجويان، استادان و روشنفکران جهان اسلام و دیگر کشورها این است که آیا دین الهی و رستگاری، حق است و میتواند در جلو راندن علمی، فرهنگی و سیاسی یک کشور تاثیر داشته باشد یا مانند قرون وسطی، دین مانع پیشرفتهای انسانی میشود و لازم است حکومت سکولاریسم ايجاد شده و دین کنار گذاشته شود تا روند پیشرفت فوقالعاده صعودی شود.
چرا یک کشور به حکومت نیاز دارد؟
خوارج در زمان امام علی (ع) بر این اعتقاد بودند که در اداره یک کشور نیازی به قوانین و حکومت نيست و مردم باید کشور را اراده کنند، در حالي كه اصل ضرورت حکومت بر جامعه در تمام مکاتب و نظریه های سیاسی معتبر است.
تنها مخالفان وجود حكومت در جامعه آنارشیسمها هستند كه معتقدند بشر میتواند زندگی خود را با اصول اخلاقی اداره کند و احتیاجی به دستگاه حکومت ندارد، ولی سایر مکاتب فلسفی این فرض را غیرواقعبینانه میدانند و در عمل، قرن ها تجربه نشان داده، عدهای در جامعه بشری مستلزم به اصول نمیشوند و دست قدرتی باید بالای سر آنها باشد.
از ائمه اطهار نقل شده كه ميفرمايند: داشتن یک حاکم ظالم و حکومت باطل در یک کشور از بیثباتی و نداشتن حکومت مرکزی بهتر است، طوري كه در افغانستان به دليل عدم وجود حكومت هر روز شاهد ناآرامیهای بیشتر هستیم؛ زيرا کسی نیست که با قاطعيت قوانین کشور را اجرا کند.
امام علی (ع) در نهج البلاغه علت کمک کردن به خلفای سه گانه را همین بر میشمرند و میفرمایند: من برای اینکه چرخ جامعه بچرخد و جامعه اسلامی پا برجا بماند به این ناحقی تن دادم و گرنه قیام میکردم. (1)
آیا فرد یا گروه به خودی خود و بالذات مشروعیت دارند؟
در یک تعریف ساده، حکومت دستگاهی است که بر رفتارهای اجتماعی یک جامعه اشراف دارد و سعی میکند آنها را در مسیر خاصی جهت داده و هدایت كند؛ حاکمیت میتواند به روشهای مسالمتآمیز یا با توسل به دستگاه انتظامی افراد را مجبور به پذیرفتن مقررات و آن رفتار خاص کند و این هم برای حکومتهای مشروع و هم غیر مشروع صدق میکند.
مشروعیت یک حکومت چیست؟
فیلسوفان و مکتبهای فلسفه سیاسی اینگونه در نظر گرفتهاند كه اگر فردی دارای قدرت فیزیکی و بدنی برتر و از نظر فکری و ذهنی در مرتبهای بالاتر یا از نظر ثروت یا نژاد، برتر باشد چنین فردی شایسته حکومت است.
مبانی نظریههای سیاسی ولایت فقیه مبتنی بر این است که حاکمیت حق ذاتی هیچ فردی نبوده و امری موروثی و قابل انتقال از پدر و مادر نیست، بلکه باید از جای دیگر و منبع دیگر ناشی شود؛ اغلب مکاتب فکری از جمله مکاتب طرفدار دموکراسی با این نظریه موافق هستند.
پينوشت:
1- تاریخ اسلام در مجموعه آثار شهید مطهری
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰