رجبی دوانی: «بهرههاي بالا» عامل رواج يافتن بردهداري در ميان اعراب
به گزارش خبرنگار دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، دكتر محمدحسين رجبي دواني در سومين جلسه كارگاه آموزشي- تحليلي تاريخ اسلام که به همت موسسه «صهبای بصیرت» برگزار شد به بررسي شرايط اقتصادي و سياسي جزيرةالعرب و مردم آن پيش از اسلام پرداخت.
وي با بيان اينكه از ابعاد مختلف، شمال و جنوب عربستان با بخش مرکزي آن متفاوت است، گفت: در شمال عربستان دو امپراطوري عربي حيره و غساني قرار داشتند که تابع ايران و روم بوده و در نتيجه در همه جهات متأثر از آنها شده بودند؛ به جهت اقتصادي هم اين دو طايفه وضع خوبي داشتند و شرايطشان مشابه ايران و روم بوده و هر آنچه در ايران و روم رايج بود، آنجا نيز رواج داشت.
عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين(ع) در ادامه با توضيح وضعيت اقتصادي يمن گفت: يمن که در قسمت جنوبي عربستان واقع شده بود، اقتصاد و بازرگاني پيشرفتهاي داشت؛ زيرا در مسير ترانزيت کالا از هند و آفريقا به امپراطوري روم و مصر قرار گرفته بود.
رجبي دواني در ادامه افزود: علاوه بر وضعيت اقتصادي، به جهت داشتن آب و هوايي بسيار بهتر نسبت به عربستان، از اقتصاد کشاورزي خوبي هم برخوردار بود و باغها و زمينهاي زراعي فراواني داشت؛ به عنوان مثال کندر که مادهاي خوشبو بوده و در معابد روميان و مصريان بسيار استفاده ميشد، از طريق يمن تأمين ميگرديد.
وي افزود: يمن صادرات صنعتي هم داشت؛ به طوري كه سلاح، شمشير، منجنيق و غيره در يمن ساخته شده و به سرزمين هاي ديگر صادر ميشد.
عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين(ع) با بيان اينکه پيامبر اکرم (ص) نيز در جنگ با طائف از منجنيق استفاده كردند، گفت: پس از فتح مکه، طائفيان احساس خطر کردند و تصميم گرفتند با حمله به پيامبر (ص) به اسلام خدشه وارد كنند، لذا لشکري فراهم کرده و از قبيله هوازن هم افرادي را براي اين کار جمع کردند، اما رسول خدا از طريق وحي از اين توطئه باخبر شدند و به سوي آنها لشکرکشي کردند و آنها را در جنگ حنين (قرن هشتم هجري) شکست دادند.
رجبي دواني در ادامه گفت: طائفيان عقبنشيني کردند و پيامبر اکرم (ص) كه بايد آنها را سرکوب ميکردند، طائف را محاصره نمودند و چون طائف داراي برج و بارو بود و پيامبر (ص) وسايل از بين بردن آن استحکامات را نداشتند، افرادي را براي تهيه منجنيق به يمن فرستادند.
وي افزود: يمن صنايع نساجي قابل توجهي هم داشت، به عنوان نمونه برد يماني که از گذشته معروف بوده و امروزه نيز وجود دارد، از محصولات يمن است.
عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين(ع) با تأکيد بر اينکه يمن داراي اقتصاد شکوفايي بود، گفت: همين امر موجب ميشد تا مورد طمع حبشيها قرار بگيرند و چندين بار به آنان حمله شود.
استاد تاريخ اسلام در ادامه به توضيح وضعيت اقتصادي بخش مرکزي عربستان پرداخت و گفت: بخش مرکزي عربستان يعني حجاز که شامل سه شهر مهم مکه، يثرب و طائف بود، آب و هواي مناسبي نداشت؛ طائف يک منطقه کوهستاني بود، گاهي کمي برف داشت و به سبب آن چشمههايي ايجاد شده بود و مي توانست براي کشاورزي مورد استفاده قرار گيرد.
وي در ادامه افزود: يثرب هم اندک آبي داشت و مردم با حفر چاههاي عميق توانسته بودند نخلستانهايي ايجاد كنند، اما کافي نبود و مسلمانان يثرب در سختي و فقر بودند؛ به طوري كه در جنگ بدر اکثر آنها زره و سلاح نداشتند و به نقلي يك يا دو اسب بيشتر در اختيارشان نبود.
عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين(ع) با تأکيد بر اينکه يهوديان يثرب از وضع اقتصادي بهتري برخوردار بودند، گفت: آنها هم کشاورزي، هم نساجي و هم صنعت داشتند و بازار يثرب در کنترل محض يهوديان بود.
رجبي دواني در ادامه درباره وضعيت اقتصادي مکه گفت: مکه فاقد همين امکانات جزئي طائف و يثرب بود و به غير از زمزم که آن هم به معجزه الهي پديد آمده بود، آبي نداشت كه آن هم مدتي پس از پيدايش کور شده بود.
وي درباره چگونگي کور شدن زمزم گفت: اولاد حضرت اسماعيل (ع) که در مکه موقعيتي پيدا کرده بودند از کاروانهايي که براي مراسم عبادي به مکه مي آمدند، حق الورود ميگرفتند، همچنين از آنجا که مکه در محل عبور کاروانها قرار داشت، آنها هم مجبور بودند براي عبور حقالعبور پرداخت کنند.
عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين(ع) با بيان اينكه ثروت حاصل از حقالعبور، قبيله خزاعه را به طمع انداخت كه به آنها حمله کند، گفت: اولاد اسماعيل (ع) ادوات زيادي از طلا ساخته و وقف کعبه كرده بودند، با حمله خزاعيان، اولاد حضرت اسماعيل نه امکان ماندن داشتند و نه ميتوانستند اين ادوات را با خودشان ببرند، به همين دليل آنها را در چاه زمزم ريخته و به اين طريق سبب کور شدن آن گرديدند تا دشمن در صورت ورود به مکه نه به اين ادوات دسترسي داشته باشد و نه به آب زمزم.
رجبي دواني با اشاره به اينكه اقتصاد مکه فقط به درآمد توريستي متكي بود، گفت: مردم اين سرزمين با حمله به کاروانها و قبايل اطراف، نيازهايشان را برطرف ميکردند، لذا فرهنگشان فرهنگ خشني شده بود و قاعده حمله کردن و مورد حمله واقع شدن را پذيرفته بودند.
وي با بيان اينكه اين جريان تا زمان هاشم، جد پيامبر(ص) ادامه داشت، گفت: هاشم با سفر به فلسطين، غزه امروز، با حاکم آنجا قراردادي تجاري بست تا کالاهاي مود نياز آنها را از يمن برايشان تأمين كند و به اين طريق آن تعداد از اولاد اسماعيل (ع) را که در مکه بودند، به تجارت واداشت.
استاد تاريخ اسلام افزود: در زمان جد چهارم پيامبر، قصي ابن کلاب توانست با تدبيري خزاعيها را از مکه بيرون کند و اولاد اسماعيل را به مکه بازگرداند، اما همچنان زمزم کور بود و وضع اقتصادي مردم نابسامان؛ تا اينکه به وسيله هاشم تجارت در ميان آنها رايج شد.
عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين(ع) در ادامه گفت: به دنبال هاشم، برادران او، عبد شمس، نوفل و مطلب نيز با پادشاهان حبشه، يمن و ايران قراردادهاي تجاري بستند و پس از آن بزرگان ديگر مکه نيز از ايشان پيروي کردند و کم کم مکه داراي اقتصاد بازرگاني قوي شد.
رجبي دواني در ادامه گفت: خدا مي فرمايد: اين لطف ما بود که براي ايجاد انس و الفت بين قريش اين مسئله را به هاشم الهام نموديم و اين امر ميان آنها رواج يافت.
وي در ادامه افزود: خدا به ايشان لطف کرد تا از فقر و گرسنگي نجات يابند و به توحيد روي آورند، اما آنها کفران نعمت کردند، بر شرک و بتپرستي خود پاي فشردند و به جاي اين که قدر اين نعمت الهي را بدانند با دست يافتن به اين سرمايهها به رباخواري و استثمار روي آوردند.
عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين(ع) در ادامه به بيان چگونگي رواج يافتن بردهداري در ميان اعراب پرداخت و گفت: ثروتمندان مکه به نيازمندان وامهايي با بهرههاي بالا ميدادند؛ گاهي اين بهرهها به حدي بود که شخص قادر به پرداخت آن نبود، لذا قرار گذاشتند اگر کسي نتوانست بدهي خود را بدهد برده آنها شود.
رجبي دواني در ادامه افزود: يکي از علل اصلي دشمني سرمايهداران با اسلام، نفي رباخواري بود؛ زيرا باعث از دست دادن درآمدهاي کلان آنها ميشد.
استاد تاريخ اسلام در ادامه گفت: با رواج يافتن تجارت در ميان قريش، بازارهاي فصلي دهگانهاي نيز در عربستان پديد آمد که زمان مشخصي داشت و هر بار در بخشي از عربستان تشکيل ميشد و مردم آن مناطق نيازهاي خود را از آن تهيه ميکردند كه آخرين و مهمترين اين بازارها، بازار عکاظ بود که با جمع شدن آن، موسم زيارتي شروع ميشد و همگان براي زيارت وارد مکه ميشدند.
وي در ادامه افزود: بازار عکاظ يک بازار ادبي هم بود و شعرا تازهترين اشعار خود را در آن جا بيان ميکردند.
عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين (ع) با اشاره به وضعيت بد آب و هوايي بقيه مناطق بخش مرکزي عربستان يعني صحراي نجد گفت: در اين منطقه مردم سکونت نداشتند و زندگي به صورت چادرنشيني بود كه در کنار بئرها و غديرها برپا ميشد و با تمام شدن آب به جاي ديگر ميرفتند، لذا وحشي تر از مردم حجاز بودند و بيشتر حمله و غارت مي کردند.
رجبي دواني در ادامه افزود: سعوديهاي پليد متعلق به همين صحراي نجد بودند و تا حدود صد و اندي سال قبل در همان جا و به همان صورت بدوي زندگي ميکردند كه بعدها توسط انگليسيها وهابي شدند.
استاد تاريخ اسلام گفت: رياض در صحراي نجد برپا شد و بعد از بهبود اوضاع عربستان و کشف نفت، امکانات را به آنجا برده و آن را آباد كردند.