کد خبر:۱۵۴۷۱۵
مسابقه «نمايشگاه مطبوعات از دريچه وبلاگ» - 7
وبلاگ جلبك ستيز: شهدا در غریبستان در نمایشگاه مطبوعات
حداقل برای کسانی که برای امنیت امروزمان، دیروز جان خود را فدا کرده اند، حرمت قائل باشم و عکسشان را در کنار سطل زباله قرار ندهیم.
جريده اينترنتي «خبرگزاري دانشجو»؛ نويسنده وبلاگ «جلبك ستيز» با درج مطلبي تحت عنوان «شهدا میهمان راهروی غریبستان در نمایشگاه مطبوعات» ضمن شركت در مسابقه «نمايشگاه مطبوعات از دريچه وبلاگ» آورده است:
نمایشگاه مطبوعات امسال برای هجدهمین بار در تهران برپا شد تا بار دیگر اهالی اصحاب و رسانه را دور یکدیگر جمع کند. سایت های خبری تحلیلی، مجلات و نشریات، روزنامه ها و بعضا شبکه های رادیویی میهمان هجدهمین نمایشگاه بین المللی مطبوعات بودند تا به صورت رودررو با مخاطبان خود ارتباط برقرار کند.
نمایشگاه امسال از نکات قابل توجه و گاها تاسف باری برخوردار بود. در 2 روز ابتدایی بارش شدید باران در تهران و عوامل دیگر، مزید بر علت شد تا نمایشگاه با عدم بازدید چشمگیر مردم روبرو شود اما با نزدیک شدن به دقایق 90 ، کم کم استقبال از غرفه ها رو به افزایش رفت تا اینکه در 2 روز پایانی شاهد استقبال خوبی در راهروهای نمایشگاه بودیم.
قبل از هرچیز نکته تاسف باری که باید بدان اشاره کرد، باز هم غربت شهدا در این نمایشگاه بود.
یادمان شهدا در کنجي ترین مکان ممکن در نمایشگاه قرار می گیرد.
راهروی عکس های یادبود شهدای خبرنگار دقیقا در جایی قرار می گیرد که عمرا کسی از آن محل عبور کند و بهترین مکان برای قرار گرفتن سطل زباله می باشد!
و در نهایت 2 غرفه خبرگزاری شهدا و پایگاه اطلاع رسانی شهدای ایران در راهروی غریبستان، در تبعید گاه نمایشگاه قرار می گیرد.
بازهم به روال گذشته خود را به کوچه علی چپ می زنیم و می گوییم انشاءالله که این اتفاقات عمدی نبوده! انشاءالله که قصد و غرضی در کار نبوده و هزار انشاءالله دیگر...
گاهی با خود فکر می کنم اگر این دلگرمی ها را هم به خود نمی دادیم، روزی هزار بار از غم غربت در جامعه امام زمان می مردیم!
حق دارد فرزند شهید که خجالت بکشد در دانشگاه و خیابان های شهر بگوید من فرزند شهیدم؛ وقتی یادمان شهدا و غرفه های مرتبط با یادبود پدرش در پرت ترین نقطه نمایشگاه مطبوعات واقع می شود و غرفه آقایان کرواتی و خانومهایی که بعضا صورت هایشان را با بوم نقاشی اشتباه می گیری را در راهروی میانی و اصلی نمایشگاه به نظاره می نشینی و به یکباره احساس می کنی بر سر دوراهی تهران یا لندن قرار گرفته ای!
خوب می دانم شمایی که این را می خوانی مرا متهم می کنی به متهجّر بودن!
مانعی نیست. مرا متهم کن! شما مختاری و من هم!
اما من می گویم حداقل برای کسانی که برای امنیت امروزمان، دیروز جان خود را فدا کرده اند، حرمت قائل باشم و عکسشان را در کنار سطل زباله قرار ندهیم! همین!
اگر این حرفهایم تهجّر و چرندیات است، قبول!
ما متهجّر و شما روشن فکر. ما به این تهجّر افتخار می کنیم و شما به روشن فکری تان!
بگذریم!
در روزهایی که در نمایشگاه بودم و به دوستانم در غرفه های صراط و بولتن نیوز کمک می کردم با شخصیت ها و چهره های سیاسی و فرهنگی نیز دیدار های کوتاهی داشتم.
سردار نقدی فرمانده نیروی مقاومت بسیج جزء معدود افرادی بود که از غرفه یادبود شهدای خبرنگار بازدید کرد.
تا به حال بارها و بارها خلق نیکو و لب خندان «مهران رجبی» را در سینما و تلویزیون دیده بودم اما اینبار قسمت شد تا دقایقی با این هنرمند و پیشکسوت عرصه سینما در راهروهای نمایشگاه به بازدید و سپس در غرفه صراط نیوز به گفتگو بنشینیم.
نکته قابل توجه در این دیدار عکس یادگاری مهران رجبی از آخرین نقش آفرینی اش در گوشی همراهش بود که ما نشان داد.
آقایان رسایی، زاکانی، ملک محمدی و ... از عرصه سیاست و آقایان طالب لو، کی روش و فیروز کریمی از عرصه ورزش مهمانان دیگری بودند که افتخار همراهی با ایشان در نمایشگاه نصیبم شد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰