کد خبر:۱۵۴۸۸۴
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا
مسلم بن عقیل؛ سفیر حضرت عشق
هر سال با فرارسیدن ایام شهادت مسلم بن عقیل، گویا صدای حسین (ع) کم کم به گوش میرسد که محرم در راه است؛ مهیا باشید که کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، حیدر بیدخام؛ صدای فریادهای مردی از بالای دارالاماره به گوش میرسد؛ گویا او از پیامی در عذاب است که برای معشوقش فرستاده و اکنون اوضاع برخلاف روزگار دیروز است.
او از بیعت 18 هزار نفر به حسین بن علی پیام فرستاده است و اکنون از آن تعداد تنها اندک مردمانی بر سر عهد و پیمان خویش ماندهاند.
ای روزگار پست و دنیای فرومایه! چه زود چهرهات را نشان دادی و در این هجمه چه بر سر مسلم میآید و از آن بالاتر چه بر حسین (ع)، معشوق دیرین مسلم.
آن روز که مسلم وارد کوفه شد، جمعیت کثیری برای بیعت با حسین بن علی آماده شده بودند، از بزرگان کوفه گرفته تا مردم قبایل اطراف شهر؛ نعمان بن بشیر هم نتوانست شور مردمان شهر خویش را بخواباند و همه چیز بر وفق مراد بود تا اینکه ابن زیاد با پیکی از سمت یزید به کوفه وارد شد و خود را حاکم کوفه اعلام نمود، حال دیگر شرایط فرق کرده بود، رعب و وحشت تمام شهر را فرا گرفته بود و مردم از ترس، نفسها را نیز در سینه حبس کرده بودند و اما مسلم ...
مسلم که میدانست ابن زیاد خانه به خانه به دنبال او خواهد گشت در شهر آواره کوی و برزن شده بود. او که در جوانمردی و شجاعت همچون جد خویش استوار و بلند همت بود، حتی در شرایطی که امکان ترور ابن زیاد برای او مهیا شده بود، دست به ترور او نزد و این شیوه را شیوه مسلمانی ندانست.
آری مدتی در خانه مختار ثقفی ماند؛ مدتی در خانه هانی بن عروه و حالا دیگر از آن همه دستهای آماده برای بیعت، تنها اندک دستانی مانده بود و او در کوچههای شهر سرگردان و آخرین مقصد او خانه طوعه بود، زنی مسلمان و شیعه که نامردی پسرش مخفیگاه مسلم را افشا كرد و مسلم پس از رزمآوری شجاعانه به کاخ ابن زیاد برده شد.
مسلم در تاريخ هشتم ذی الحجه توسط نيروهاي ابن زياد دستگير، و به دارالاماره كوفه برده شد.
اشک از دیدگان مسلم سرازیر شد آن چنان که همه در این فکر بودند که علت این همه ناراحتی مسلم چیست؟ وقتی از او سوال کردند، مسلم بن عقیل فرمود: به خدا قسم که مرگ در نظر من بسیار شیرین است و تنها نگرانیم نامهای است که به حسین بن علی فرستادم داد و از بیعت 18 هزار کوفی خبر دادم و از ایشان خواستم که به کوفه بیاید که همه چیز مهیای اوست.
اما آن چه امروز در کوفه میبینم چیزی جز شهادت برای حسین بن علی نخواهد داشت و در لحظات آخر، شهادتین گفت و از حاضران خواست تا به وصیت او عمل کنند:
اول، اینکه 700 درهم بدهکار بود که خواست با فروش اموالش آن را بپردازند.
دوم، اینکه جسدش را در گوشهای به خاک بسپارند.
و سوم، اینکه به حسین بن علی خبر دهند که به کوفه نیاید که کوفی وفا ندارد؛ وصیتی که هیچگاه به آن عمل نشد و پس از شهادت مسلم بن عقیل او را به دارالاماره آویزان کردند تا او اولین شهید جریان کربلا باشد؛ سفیری که وفاداری او به مولایش بی نظیر و مثال زدنی بود.
هر سال با فرارسیدن ایام شهادت مسلم بن عقیل گویا صدای حسین کم کم به گوش میرسد که محرم در راه است، مهیا باشید که کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰