شاه ويترين حكومت بود / لانه جاسوسي پايگاه اداره كشور
به مناسبت فرا رسيدن سالروز 13 آبان و تسخير لانه جاسوسی توسط دانشجويان پيرو خط امام، گروه پرونده ويژه «خبرگزاري دانشجو»، با ناصر نوبری، سفير سابق ايران در اتحاد جماهير شوروی، گفت وگوی تفصيلی صورت داده است كه بخشی از آن ذيلا از نظرتان می گذرد؛ لازم به ذكر است مشروح اين گفت وگو متعاقبا منتشر خواهد شد.
چرا با وجود دو قطب آمريكا و شوروي در دنيا كه هر دوي اینها هم تفكراتي بر خلاف انقلاب اسلامي داشتند امام مقابله با آمريكا را پيش میگیرد؟
من اين سؤال شما را با يك مثال جواب میدهم اردوگاهي را فرض كنيد كه صد نفر در آن هستند كه 80 نفر اینها وابسته به شخص الف هستند 15 نفر وابسته به شخص ب و باقي به اشخاص ديگر وابستهاند. خب اگر ما بخواهيم اردوگاه را پاکسازی كنيم اول بايد با شخص الف كه نفوذي بيشتر از همه دارد برخورد كنیم.
آمريكاييها طي سالياني كه در ايران حضور داشتند توانسته بودند با حمايت رژيم شاه در بسياري از جاها نفوذ پيدا كنند و نسبت به نفوذ ساير كشورها اصلاً قابل مقايسه نبود. به همين خاطر وقتي سر و ويترين حكومت، كه شاه بود رفت، ريشه باقي مانده بود كه وجود آن انقلاب را ناكارآمد میکرد و تهديدي براي انقلاب بود. به همين خاطر براي حفظ محل جغرافيايي اين انقلاب لازم بود ريشه هم از بين برود.
اساساً آمريكا به دليل نفوذ در تار و پود ايران بعد از انقلاب امكان فعاليت بسياري داشت به همين خاطر نقشه هاي زيادي براي كودتا در كشور كشيده بود اما كشورهاي ديگر چنين امكاناتي را نداشتند. يعني اگر انقلابيون غفلت كرده بودند اينجا كه امروز شما آنرا لانه جاسوسي میخوانید پايگاه اداره كشور بود.
يعني در 22 بهمن 57 عروسك خيمه شب بازي از بين رفت اما عروسك گردان كه همه چيز را تحت كنترل میکرد همچنان سركار بود و به دنبال به وجود آوردن يك عروسك ديگر بود و زماني كه سفارت آمريكا تسخير شد ما تازه به اصل انقلاب رسيديم و به فرموده امام انقلاب دوم بسيار مهمتر از انقلاب اول بود.
با اين شرايط اينكه ما بگوييم حمله به سفارت آمريكا متأثر از تفكرات چپگرایانه کاملاً كودكانه است. زيرا اصلاً انقلاب اسلامي بيشتر از آن كه يك حركت خطي و سياسي و ايدئولوژيك بوده باشد يك حركت عقلاني بود و تسخير سفارت هم چنين بوده است.
اين حركت عقلاني بود یا ايدئولوژيك؟
نگاهي كه منجر به اين عمل شد بيشتر از آنكه از ايدئولوژي خاصي برخواسته باشد از يك تفكر عقلاني و منطقي بوده است و منافع ملي اقتضاء ميكرد كه اين كار صورت بگيرد. يعني هر كسي فارغ از نگاه خطي و ايدئولوژيك، بعد از خارج كردن يك اردوگاه بايد با گروهي كه خيل زيادي از افراد، وابسته به آن هستند درگير شود و اينكه اين كار توسط گروه هاي چپ خط دهي شده کاملاً در مقابل نهضتي كه امام خميني به راه انداخته بود و رهبري ميكرد ابلهانه است.