کد خبر:۱۵۴۹۳۲
كارگاه تاريخ اسلام - 2
رجبيدواني: يمنيها پيش از مادها و هخامنشيان، نظام سياسي داشتند
عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين (ع) با اشاره به تمدن يمن گفت: يمنيها حتي پيش از مادها و هخامنشيان در ايران، داراي نظام سياسي بودند و دولتهاي شناخته شدهاي داشتند.
به گزارش خبرنگار دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، دکتر رجبي دواني در ادامه جلسه سوم توصيف اوضاع جزيرةالعرب پيش از اسلام به تشريح وضعيت سياسي آن پرداخت.
وي در اين زمينه گفت: عربهايي که در شمال عربستان ساکن بودند، اگرچه به صورت قبيلهاي زندگي ميكردند و رئيس قبيله هم داشتند، اما بسرعت تحت تأثير ايران و روم قرار گرفتند و سلسلههاي شاهي در آنجا روي کار آمدند.
خسرو پرويز و افول آل منذر
استاد تاريخ اسلام با اشاره به حکومت آل منذر در حيره افزود: بيشتر پادشاهان حيره نام منذر داشتند (منذر اول، منذر دوم و ...)، لذا به آنان آل منذر يا مناذره ميگفتند كه با حکومت کردن در حيره وضعيت سياسي مناسبي يافته بودند و نظام سياسيشان مشابه ايران شده بود؛ به طوري كه برخي پادشاهان ساساني براي آموزش فرزندان و وليعهدهايشان آنها را نزد پادشاهان حيره ميفرستادند.
رجبي دواني در ادامه درباره چگونگي افول دولت حيره و تسليم شدن آنان گفت: خسرو پرويز آخرين پادشاه آل منذر را که فردي به نام نعمان ابن منذر بود، کشت و با کشته شدن او حکومت آل مندر کمکم افول يافت.
وي با اشاره به دو دليل اين عمل خسرو پرويز گفت: يک نقل اين است که گفته اند نعمان دختر زيبايي داشته و خسرو پرويز عليرغم داشتن حرمسراي مفصل، خواهان وي بوده و مخالفت در اين زمينه باعث شد که نعمان را بکشد و نقل ديگر اين است که چون نعمان توانسته بود قدرتي تشكيل دهد، ميتوانست تهديدکننده دولت خسرو پرويز باشد، لذا خسرو پرويز براي حفظ حکومت او را از ميان برداشت.
يمنيها حتي پيش از مادها و هخامنشيان در ايران، داراي نظام سياسي بودند
عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين (ع) در ادامه به توضيح حکومت غساني پرداخت و گفت: در دولت غساني، پادشاهان امراءالقيس نام داشتند و مرکز حکومتشان بصري بود، همان شهري که بحيرا در آنجا پيامبر اسلام را در زمان کودکي ديده بود كه اين حکومت در زمان ابوبکر از بين رفت.
رجبي دواني در ادامه به توضيح وضعيت سياسي يمن پرداخته و با تأکيد بر اينکه يمن از ديرباز داراي نظام سياسي بود، گفت: يمنيها حتي پيش از مادها و هخامنشيان در ايران، داراي نظام سياسي بودند و دولتهاي شناخته شده آنها عبارت بودند از: معينيان، قتبان، سبائيان و حميديان.
استاد تاريخ اسلام با اشاره به اوج يمن در زمان ملکه سبا افزود: خداوند به آنان نعمت فراوان داده بود، اما آنها ناسپاسي کردند و به سبب کفران نعمت، شرک و بتپرستي بر اساس سنت الهي، اين نعمتها از آنها دريغ شد.
علت فرو ريختن سد ساخته شده در تمدن يمن
وي در ادامه افزود: محققان تاريخ تمدن معتقدند به دلايل نامعلومي سدي که يمنيها ساخته بودند فروريخت و تمدن آنها را از بين برد، در نتيجه جايي که به بهشت روي زمين تبديل شده بود، نابود شد و همه كشته شدند، لذا بسياري از يمنيها مهاجرت کردند.
رجبي دواني با اشاره به علت فرو ريختن سد در قرآن گفت: در قرآن آمده كه ما آن را نابود کرديم، جانوري مأمور اين امر شد و در پايههاي سد رخنه نمود.
عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين (ع) افزود: پس از نابودي سبائيان، قبيله حميد بر سر کار آمد، اما هيچگاه آن عظمت تکرار نشد؛ تبع پادشاه اين قبيله بود که به يثرب لشكر کشيد و آن کشتار يهوديان را به راه انداخت.
استاد تاريخ اسلام در ادامه گفت: سپاهي به فرماندهي ارياط تشکيل شد و به يمن حمله کرد و در نتيجه حکومت به دست حبشيها افتاد؛ جانشين ارياط فردي بود به نام ابرهه الاشرم (همان ابرهه معروف) که به مکه حمله كرد و به هلاکت رسيد.
سياست بزرگمهر در قبال درخواست كمك پسر ابرهه
وي در ادامه با توضيح اينکه مرگ ابرهه به معني از بين رفتن حبشيها نبود، گفت: بعد از ابرهه دو پسر او روي کار آمدند كه در زمان مسروق ابن ابرهه، يمنيها با اينكه تابع حكومت روم بودند و با ايران و روم دشمن بودند، از انوشيروان پادشاه ايران کمک خواستند، اما انوشيروان آنها را تحويل نگرفت و با اين تصور که گدا هستند، به آنها کمک مالي كرد.
رجبي دواني افزود: بزرگمهر، وزير خردمند انوشيروان پيشنهاد كرد که سپاهي از زندانيان را براي کمک به آنها اعزام کنند و استدلالش اين بود که اگر اينها پيروز شوند، سرزميني ديگر به قلمرو آنها اضافه ميشود و اگر هم شکست بخورند، انوشيروان از دست عدهاي زنداني راحت شده است!
عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين (ع) گفت: يمن به دست ايرانيها فتح شد و سيف ابن ذي عزم، همان کسي را که از طرف يمنيها براي کمک خواستن به ايران آمده بود، حاکم آنجا كرد، وي فرد فهيم و موحدي بوده و به صراحت نيز ظهور پيامبر اسلام را بشارت داده بود.
وي با بيان اينكه پس از مرگ سيف، ايرانيها بر يمن حاکم شدند، گفت: در زمان ظهور اسلام فردي ايراني به نام باذان حاکم يمن بود، خسرو پرويز كه دعوت پيامبر (ص) را نپذيرفت به باذان نامه نوشت و از او خواست پيامبر را دستگير كرده و براي او بفرستد.
راه رستگاري هميشه هست ...
رجبي دواني در ادامه گفت: باذان با گروهي به نزد پيامبر (ص) رفت، اما حضرت آنها را به حضور نپذيرفتند و چند روزي معطلشان كردند تا اينكه پيامبر اکرم(ص) از طريق وحي از مرگ خسرو پرويز مطلع شدند و با پذيرفتن آنها فرمودند که مأموريت شما باطل شده است؛ زيرا خسرو پرويز کشته شده است.
عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين (ع) با توضيح اين که راه رستگاري هميشه هست به شرط آن که انسان به دنبال حق و حقيقت باشد، گفت: باذان فرد زرنگي بود و حرف پيامبر(ص) را ثبت كرد و پس از بازگو شدن تمام وقايع توسط پيک، مسلمان شد.
وي در ادامه افزود: پيامبر (ص) نيز حکم يمن را به نام باذان نوشتند و به اين ترتيب ايرانيها به حکم پيامبر در يمن حکومت ميکردند؛ در اواخر عمر رسول اکرم (ص) فيروز ديلمي حاکم آنجا بود و بعد از او نيز «شهر بن باذان» حاکم شد که به دست مرتدان عرب به شهادت رسيد.
استاد تاريخ اسلام گفت: اعراب سني ديد خوبي به ايرانيها نداشتند، با اين وجود به ايرانيهاي يمن احترام ميگذاشتند و به آنها ابناءالاحرار يعني «آزادزادگان» ميگفتند.
وي در ادامه در ارتباط با اوضاع سياسي حجاز گفت: حجاز شامل سه شهر مکه، يثرب و طائف بود كه در شهر طائف قبيله ثقيف حاکم بودند و اکثر مردم شهرنشين بوده و حاکم شهر داشتند، بهعلاوه اقليتي از قبيله هوازن هم در ثقيف ساکن شده بودند.
يهوديان ساکنان اوليه يثرب بودند
رجبي دواني در مورد شرايط يثرب نيز گفت: جمعيت يثرب مرکب از اعراب و يهوديان بود، طوريكه اعراب يثرب از دو قبيله اوس و خزرج و يهوديان شامل سه قبيله بني قينقاع، بني نضير و بني قريظه بودند.
وي درباره چگونگي شکلگيري يثرب گفت: يهوديان ساکنان اوليه يثرب بودند و اوس و خزرج با از بين رفتن تمدن يمن به آنجا آمده و ساکن شدند، اما تحت استثمار يهود بودند، سپس از پادشاه يمن يعني تبع تقاضاي کمک نمودند.
عضو هيأت علمي داشگاه امام حسين (ع) با اشاره به اختلافات اوس و خزرج گفت: به جهت درگيري دائمي اين دو قبيله با يکديگر اوضاع يثرب بيثبات بود؛ از طرفي يهوديهاي منطقه نيز گاهي با يکديگر درگير ميشدند و در دستهبندي اعراب شرکت ميکردند.
وي گفت: اهل يثرب با شنيدن خبر ظهور پيامبر (ص) و اينکه ايشان آييني آورده که ميتواند آنها را نجات دهد، اسلام آوردند و پيامبر (ص) را به يثرب دعوت نمودند، پس از آن ايشان با نام انصار شناخته ميشدند و دعواي قديميشان پايان يافت.
عبدالله بن ابي چه كسي بود و چرا كينه اسلام را گرفت؟
رجبي دواني در ادامه به توضيح بيشتر در مورد اين موضوع پرداخت و گفت: بزرگان اين دو قوم به اين نتيجه رسيده بودند که اين اختلافات آنها را فلج کرده است و نميخواستند دوباره جنگ شود، لذا جلسهاي تشکيل دادند و فردي به نام عبدالهن ابن ابي را به عنوان حاکم انتخاب كردند.
عضو هيأت علمي دانشگاه امام حسين (ع) در توضيح شخصيت عبدالله بن ابي گفت: او فردي سرشناس بود که با جنگ بعاث (آخرين جنگ اوس و خزرج) مخالفت کرد و در جنگ شرکت نکرد، به همين دليل اوسيها هم حاکم شدن او را پذيرفتند.
وي در ادامه گفت: پذيرفتن حاکميت عبدالله ابن ابي همزمان با حضور اسعد ابن قيس در مکه شد که از طرف اهل يثرب براي بررسي دعوت پيامبر به مکه رفته بود ولي با مسلمان شدن آنها عبدالله ابن ابي فراموش شد، لذا او کينه پيامبر (ص) و اسلام را به دل گرفت ولي چون انسان سياستمداري بود به ظاهر اسلام آورد و رهبر جريان نفاق شد.
استاد تاريخ اسلام در ادامه در مورد ورود پيامبر (ص) به مدينه گفت: پيامبر (ص) دو سه هفته در قبا توقف نمودند و منتظر حضرت علي (ع) بودند و براي اينکه در اين مدت کار مفيدي هم کرده باشند مسجد هم بنا کردند.
وي در ادامه گفت: بزرگان يهود با شنيدن توقف پيامبر در قبا به ديدار ايشان ميروند و سؤالاتي نيز از ايشان ميپرسند و به صراحت اعلام ميدارند که ما منتظر شما بوديم، سپس اعلام کردند که ما اسلام ميآوريم، اما در ازاي آن خواستند بر عربها امتياز داشته باشند.
رجبي دواني گفت: پيامبر (ص) در پاسخ آنها فرمودند: «شما تا ديروز موحد بوديد و بنابر کتابتان بايد به من ايمان بياوريد، اعراب هم مشرک بودند و امروز ايمان آوردهاند و حالا همه با هم يکسانيد»؛ يهوديان که تصور ميكردند ميتوانند با اسلام بر همه غلبه کنند، اما حالا بايد با همه يکسان باشند به مقابله با آن پرداختند.
وي در پايان ضمن تأکيد بر اين نکته که عدهاي از يهوديان فهيم به پيامبر (ص) ايمان آوردند گفت: اما ساير يهوديان با علم بر اين که او همان پيامبر موعود است به دليل آن که منافعشان در خطر بود ايمان نياوردند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰