تمایل آمریکا برای برقراری رابطه مجدد با ايران بیشتر است
کد خبر:۱۵۴۹۷۲
حمیدرضا آصفی در گفت‌وگوي تفصيلي با «خبرگزاري دانشجو»:

تمایل آمریکا برای برقراری رابطه مجدد با ايران بیشتر است

تمايل آمريكايي‌ها براي برقراي رابطه مجدد با ايران بيشتر است، اصولاً امريكا، ايران و رابطه با ما را به خاطر منافع خود مي‌خواهد ...
گروه پرونده ويژه «خبرگزاري دانشجو»؛ اين خبرگزاري در خصوص رابطه آمريكا و ايران با يكديگر و شرايط ايجاد رابطه مجدد و وضعيت كنوني، گفت وگوي تفصيلي را با حمیدرضا آصفی، سخنگوي اسبق وزارت امور خارجه و سفير ايران در امارات انجام داده است كه متن كامل آن در ادامه مي آيد:
 
مقدمه اي را در مورد ريشه رابطه و اختلاف ايران و آمريكا  بگوييد:
 
ما بايد به گذشته بازگرديم، چرا كه سخناني كه مربوط به رابطه با امريكا است يا احساسي است يا بر اساس دلسوزي بیش از حد مطرح مي‌شود.

رابطه با امريكا در سال 1257 ه. ق آغاز شد؛ جي‌ال مريك به عنوان يك كشيش وارد كشور شد تا این که در سال 1257 مذاكرات جورج ماش وزير مختار امريكا با احمد خان مصلحت گذار در استانبول به نتيجه مي‌رسد و روابط دو كشور ايجاد مي‌شود.

در سال 1305 آقاي معتمد‌الوزرا پسر ميرزا آقا‌خان نوري كه بعدها به حاجي‌واشنگتون معروف شد به واشنگتن اعزام می‌شود.

بعضي‌ها فكر مي‌كنند زورگويي و فشار امريكا در 20 تا 30 سال اخير به وجود آمده است، در حالی که با رجوع به گذشته، نوع نگاه امريكايي‌ها به ایران و اصولاً جهان سوم روشن‌تر خواهد شد.

سال 1322 قمري در خيابان سيروس كه به عنوان يكي از مراكز تجمع يهودي‌هاي در تهران، درگيري صورت مي‌گيرد و چند يهودي از دست مسلمان‌ها كتك مي‌خورند، به همین مناسبت جان تيلور كنسول سفارت امريكا در تهران يك يادداشت اعتراض‌آميز به وزارت امور خارجه مي‌دهد و حمايت رسمي دولت امريكا را از اقليت يهودي ايران اعلام مي‌كند.

نوع نگاه استكباري امريكايي‌ها و تنفر مردم ايران همه مربوط به ساليان اخير نيست. در سال 1287 شمسي مردم تبريز به كنسولگري امريكا حمله كرده و پرچم اين كشور را به پایین مي‌كشند.
 
پس شما ريشه اختلافات ايران و امريكا را در ايجاد انقلاب اسلامي نمي‌دانيد؟
 
به هيچ وجه. اين بغض بعد از انقلاب تركيد. دخالت‌هاي امريكا وجود داشت و تنها بعد از انقلاب تشديد شد.
در سال 1209 امريكا به صدور بيانيه‌اي از قرارداد 1919 ايران و انگليس انتقاد مي‌كند. بنده كار به خوب يا بد بودن آن قرارداد ندارم بلكه موضوع بحث اين است كه ايران به عنوان يك كشور به ظاهر مستقل با يك دولت خارجي قراردادي را امضا مي‌كند. بنابراين اعتراض يك دولت ثالث در اين بين چه معني دارد. از اين دست موارد بسيار زياد است.

شما چالش در روابط دو كشور را به سال‌ها قبل از پيروزي انقلاب مرتبط مي‌دانيد حال آن که امريكايي‌ها سنگ بناي روابط خصمانه فعلي را مرتبط با اشغال سفارت خود مي‌دانند.

اين يك مغلطه بزرگ سياسي است، از قبل از انقلاب امريكايي‌ها در ايران دخالت مي‌كردند اما به دلیل وابستگي حكومت قبلي مخالفتي صورت نمي‌گيرد. مردم بايد بدانند اين اولین بار نيست كه رابطه ما با امريكا قطع مي‌شود در زمان رضا خان در سال 1315 روابط ما با امريكا قطع شد.

 حتي در سال 1310 هجري شمسي امريكايي‌ها به ايجاد روابط اقتصادي بين ايران و شوروي اعتراض مي‌كنند، در سال 1322 به علت ايجاد مزاحمت امريكايي‌ها براي بانوان ايراني وزارت امور خارجه به سفارت امريكا اعتراض ولی در همان سال يك سرباز مست با ورود به قم كسبه را مجروح و متواری مي‌شود.

رژيم گذشته ايران بر روي خيلي مسائل سرپوش مي‌گذاشت و با بعضي كنار مي‌آمد. اعتراضات امام در سال 42 ناشي از كرنش شاه و نظام استبدادي در مقابل امريكا بود.

بنابراين اشغال سفارت را حركتي طبيعي ارزيابي مي‌كنيد؟
 
اين حركت خودجوش بود، اين حادثه امر محيرالعقولي نبود.

شخصاً فتح سفارت امريكا را در مجموع به سود منافع كشور مي‌دانيد؟

فتح و اشغال سفارت اقدامي خودجوش بود كه بايد در فضاي خود تحليل شود البته ضررهايي نيز داشت اما سرجمع باعث شد تا انقلاب از خطرهاي بسياري در امان بماند.

با اين اقدام چهره امريكا روشن شد، اصولاً امريكا، ايران و رابطه با ما را به خاطر منافع خود مي‌خواهد.

برژينسكي در فروردين 61 مي‌گويد «موقعيت استراتژيك ايران چنان براي غرب با اهميت است كه براي عدم خروج اين كشور از چنگال غرب حتی حمله نظامي هم مجاز است.»
 
اتفاقاتي كه رخ داد ريشه در تاريخ دارد اولين كشته شدگان امريكايي در ایران ناشی از اوج گیری انقلاب در دهه 40 و 50 نیست بلکه در سال 1303 شمسي آقاي انبري كنسول امريكا در ديدار از سقاخانه شیخ هادی كشته می‌شود. مردم ما بايد بدانند كه مسائل به وجود آمده در بعد از انقلاب حاصل بغض و انباشته شدن ده‌ها ساله کینه ظالم از قبل از پيروزي انقلاب است.
 
تعابير امام خمينی (ره) و مقام معظم رهبري با عنوان رابطه گرگ‌ و ميش و گفت‌وگو در شرايط برابر پشتوانه 80 ساله دارد نه بر اساس احساسات زود گذر.

اگر بخواهيم سوابق كشورها را بررسي كنيم سوابق انگليس بسيار سياه‌تر از امريكا است، اما اين اتفاق براي انگليس رخ نمي‌دهد، چرا؟

به واقع رابطه با امريكا را هم كه ما قطع نكرديم، خودشان قطع كردند.

مي‌توانست رابطه قطع نشود

حتي زماني كه مسئولان كشور خبر از محاكمه ديپلمات‌هاي امريكايي مي‌دادند.

امريكايي‌ها دچار تضاد و سردرگمي سياسي شدند؛ در 10 فروردين سال 1359 كارتر با ارسال پيامي به حضرت امام به اشتباهات دولت امريكا در قبال حركت مردم ايران اعتراف مي‌كند. 20 روز بعد رابطه از سوي امريكا قطع مي‌شود، اين به معناي آن است كه امريكا نمي‌دانسته چه سیاستی را اتخاذ کند، چطور دولتي ابتدا پوزش مي‌طلبد و 20 روز بعد طرف پوزش خود را مجازات مي‌كند!؟

سياستمدار عاقل در اين فرصت بايد به فكر ترميم روابط مي‌بود نه ايجاد چالش جديد. امريكايي‌‌ها يا سردرگم هستند يا به دنبال بازي دادن ما بودند. آقاي رابرت پليترو معاون اسبق امور خارجه امريكا در اسفند 1377 در دوران آقاي خاتمي مي‌گويد اكنون زمان پايان تحريم عليه ايران است، اما اكنون چند سال است كه از آن ادعا مي‌گذرد؟
 
جالب آنکه در طول 12 سال نه تنها تحريم‌ها كم نشده بلكه افزايش هم يافته است.

بله صحيح مي‌فرماييد انگليسي‌ها براي ما بيشتر مشكل ايجاد كردند اما دچار اين خبط‌ نشدند. حتي امام براي دفع شر رابطه را با امريكا قطع نكرد، بلكه خود امريكا اين كار را كرد.

امريكا از ايران بسيار قدرتمند‌تر بود. ايران نيز از طالبان قدرتمندتر، امريكا و ايران هر دو دشمنان ضعيف‌تر خود را افراطي مي‌دانستند، به هر حال بعد از حمله به كنسولگري ايران با وجود محكوميت اين حركت از سوي طالبان و انتساب آن اقدام به افراد خودسر واكنش ایران قاطعانه بود و حتي بحث جنگ نیز مطرح ‌شد...

نه این طور نبود ما با وجود حمله قطع رابطه نكرديم.

اما طالبان اين حركت را به افراد خودسر و تندرو منتسبت كرد.

در ايران هم دولت اين كار را نكرد بلكه دانشجويان دست به اين اقدام زدند. این مقایسه هم درست نیست
 
اما كاردار سفارت امريكا در وزارت امور خارجه دستگير و بعدها گروگان‌ها تحويل سپاه پاسداران شدند.

امريكايي‌ها خود شرايط يك كشور انقلابي را درك مي‌كنند در ضمن فشارهاي امريكا ايران را به سمت برخورد راديكالي هدايت كرد.

تحليل شرايط با وضعيت امروز جامعه كاملاً غلط است.

يك نظريه در رابطه با روابط ايران و امريكا وجود دارد كه گاهاً از سوي افراد مختلفي مطرح مي‌شود، اين نظريه حاكي از آن است كه انگلستان كه در زمان پهلوي دوم جايگاه خود را در مقابل امريكا متزلزل مي‌ديد بعد از انقلاب و تسخير سفارت با تهييج دو طرف سعي در خارج كردن امريكا از ميدان كرد و سود اصلي نبود رابطه را انگليس كسب مي‌كند.
 
نه من اين طور نمي‌بينم البته عده‌اي اين مطالب را مطرح مي‌كنند؛ درست است كه در نبود رابطه مستقيم با امريكا خيلي‌ها سود مي‌برند، وقتی ما جنس درجه يك را از امريكا نمي‌توانيم وارد كنيم قطعاً اروپايي‌ها و حتي دولت‌هاي عرب خوشحال مي‌شوند، اما مديريت انگليسي‌ها بعيد به نظر مي‌رسد.
 
در برقراري رابطه مجدد بين ايران و امريكا تمايل كدام يك از دو طرف بيشتر بوده است؟

تمايل امريكايي‌ها بيشتر بوده، در ابتدا براي برقراري رابطه با امريكا مشكلي نبود، رابطه با امريكا في‌نفسه نجس، حرام و غير ممكن نيست؛ ما تنها رژیم صهیونیستی را استثنا مي‌دانيم.

براي ايجاد رابطه امريكايي‌ها بايد پیش قدم شوند اين اشتباه است كه ما متقاضي برقراري رابطه شويم؟
 
بايد درك كنيم كه امريكايي‌ها فعلاً متقاضي برقراري رابطه نيستند.
 
در سال 1376 آقاي كلينتون گفت: امريكا براي برقراري رابطه مجدد با ايران سه شرط اصلي را دارد كه بعدها با اضافه شدن يك شرط ديگر به اين سه شرط در وب‌سايت رسمي وزارت امور خارجه منتشر شد. اين شرط‌ها عبارت بود از عدم حمايت ايران از تروريسم.
 
منظور حزب‌الله لبنان و حماس است؟
 
هرچه خودشان فكر مي‌كنند... بله

دوم عدم اخلال در صلح خاورميانه و سوم عدم تلاش براي دستيابي به سلاح‌هاي هسته‌اي. ماجراهاي فعلي در رابطه با مسائل هسته‌اي اصولاً جعلي است والا از سال 76 تا به امروز اين مسائل مطرح بوده و امروز اين مورد مجدداً دستاويز قرار گرفته است. در سايت هم حقوق بشر به سه شرط نخست اضافه شد.
سه شرط نخست به امنيت رژيم صهيونيستي باز مي‌گردد.
 
تمامي مشكلات ما با امريكا به اسرائيلي‌ها باز مي‌گردد. من نمونه تاريخي هم براي شما آورده‌ام، به هر حال امريكا بايد متقاضي رابطه باشد كه تا به امروز نبوده است، ثانياً زمان مذاكره بايد دقيق انتخاب شود. هم‌اكنون امريكايي‌ها به غلط فكر مي‌كنند كه ايران منزوي است و به علت تحريم‌ها داراي شرايط بد داخلي است در مذاكرات احتمالي حتماً امتياز می‌خواهند. اين شرايط مناسبي تا آنجا که من میدانم نيست.

يك عده واخورده خارج نشين و لوس‌آنجلس نشين كه اين شب‌ها در ماهواره‌ها حضور دارند اطلاعات غلطي مي‌دهند؛ و آمریکا بر اساس اطلاعات غلط تحلیل غلط می‌کند.
پربازدیدترین آخرین اخبار