کد خبر:۱۵۵۰۰۰
ناصر نوبری درباره چرایی اشغال سفارت امریکا-4:
با آمريكا هم ارتباط برقرار خواهيم كرد اگر آدم بشود!
آنچه كه بين ايران و آمريكا فاصلهاي را ايجاد كرده است متوجه نوع نگاه استراتژيك آمريكا به ايران ميشود. اين كشور سالها عادت كرده بود كه ايران را به عنوان تابع خود بپندارد و انقلاب اسلامي با شكستن مدل مطلوب آمريكا، ايران را به كشوري مستقل ...
به مناسبت فرا رسيدن سالروز 13 آبان و تسخير لانه جاسوسی توسط دانشجويان پيرو خط امام، گروه پرونده ويژه «خبرگزاري دانشجو»، با ناصر نوبری، سفير سابق ايران در اتحاد جماهير شوروی، گفت وگوی تفصيلی صورت داده است كه بخشی از آن ذيلا از نظرتان می گذرد؛ لازم به ذكر است مشروح اين گفت وگو متعاقبا منتشر خواهد شد.
چرا بعد از گذشت سی سال همچنان رابطه برقرار نشده است؟
آنچه كه بين ايران و آمريكا فاصلهاي را ايجاد كرده است متوجه نوع نگاه استراتژيك آمريكا به ايران ميشود. آمريكا سالها عادت كرده بود كه ايران را به عنوان تابع خود بپندارد و انقلاب اسلامي با شكستن مدل مطلوب آمريكا، ايران را به كشوري مستقل تبديل كرد و همين امر پايه اصلي اختلافات را شکل داد.
ايران خواهان ايفاي نقش مستقل در معادلات جهاني و منطقهاي است و آمريكا نميتواند به اين مدل تن بدهد. به عبارت ديگر تا به امروز آمريكاييها نميتوانند نقش مستقل ايران را به رسميت بشناسند و از اين رو حاضر به تعامل در اين سطح نيستند؛ نگاه حضرت امام خميني (ره) مبني بر طرح روابط گرگ و ميشي ناظر بر همين ديد آمريكاييهاست.
آمريكاييها در تمامي ايام ارتباط خود براي ايران نقش رعيت قائل بودند و اين جمله امام كه «با آمريكا هم ارتباط برقرار خواهيم كرد اگر آدم بشود» ناظر بر همین ديد آمريكاست.
متأسفانه هیئت حاكم بر آمريكا هميشه براي به رسمیت شناختن اين تغيير جديد، اختلاف ديدگاههايي را داشته كه ناشي از اميد به سراب كاذب (سرنگوني رژيم) تا به امروز نتوانستهاند لذت تبعيت ايران پهلوي از آمريكا را فراموش كنند.
اما در دوره ریاست جمهوری آقاي كلينتون، خانم آلبرايت با معذرتخواهي رسمي از ايران خواهان برقراري ارتباط مجدد شد، اين حركت در چارچوب استراتژي آمريكا چگونه قابل تفسير است؟
بايد بين ديپلماسي عمومي با ديپلماسي واقعي تفاوت قائل شد. جالب آن است كه در همان ايام اولين دولتي كه بيدليل ايران را بر مبني مصوبه خود تحريم كرد دولت كلينتون بود.
تازه در آن مقطع زماني نه بحث هستهاي و نه چالش جدي بين دو كشور مطرح بود؛ اين امر نشانگر حرفهاي بودن آمريكاييها در ديپلماسي عمومي است.
شما به ديپلماسي عمومي آمريكا در مطرح كردن ايران راديكالي اشاره كرديد حال آن كه به عقيده برخي از ابتداي پيروزي انقلاب، آمريكا به عنوان دشمن ملي ما معرفي شده، اين عده معتقدند كه چنانچه کوچکترین اتفاقي نظير خرمن سوزي توسط اشرار در روستايي صورت ميگرفت اين اقدام هم سريعاً به آمريكا منتسب ميشد؛ مليگرايان معتقدند طرح دشمني آمريكا تنها به دلیل ايجاد انسجام و وحدت ملي در كشور كاربرد دارد؟
مقام معظم رهبري در سخنان خود به زيبايي پاسخ اين ادعا را دادهاند كه آمريكا دشمن فرضي كشور نيست.
اگر خرمن سوزی صورت ميگرفت شايد مبني بر اين تحليل است كه خب اين امر موجب كاهش توليد گندم و وابستگي ايران به غلات خارجي و آمريكا خواهد شد خب اين تحليل بود، آمريكا اتفاقاً خود با شيوههاي پروپاگاندايي اين شبهه را مطرح كرده كه ايران با معرفي آمريكا به دنبال دشمن در صدد كمرنگ كردن مشكلات داخلي خود است؛ حال اين كه اين امر جزئي از ديپلماسي عمومي آمريكا به حساب ميآيد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰