کد خبر:۱۵۵۰۱۶
نگاهي به زمينهها و جوانب تسخير لانه جاسوسي؛-3
سرنوشت انتخابات ایالات متحده در دستان آیتاللهی در تهران
... «فرانسیس آنتونی بویل» در کتاب خود به نام «سیاست جهانی و حقوق بینالملل» در مورد گروگانگیری به دفاع از ایران پرداخته و میگوید: «دستگیری و زندانی کردن دیپلماتهای آمریکایی طبق ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد حق قانونی ایران در دفاع از خود بوده است.»
گروه پرونده ويژه «خبرگزاري دانشجو»؛ به مناسبت فرا رسيدن سالروز 13 آبان و تسخير لانه جاسوسی توسط دانشجويان پيرو خط امام، نگاهي داريم به زمينه ها و چگونگي اين حادثه بزرگ كه ذيلا از نظرتان مي گذرد:
اشپیگل: «زمانی ایالات متحده میتوانست تصمیم بگیرد که چه کسی در ایران بر مسند قدرت بنشیند اما امروز در ۱۹۸۰ آیت اللهی در تهران میتواند سرنوشت انتخابات ریاست جمهوری در ایالات متحده را تعیین کند.» اما به راستی این تغییر موضع از ضعف به قدرت و از روابط صمیمانه و تنگاتنگ به خصمانه و قطع روابط چگونه صورت گرفت؟ و به راستی تنها مشکلات ما در همان روز های آغازین انقلاب با آمریکا بود یا به پیش از آن برمی گشت؟ در مورد روابط ایران و آمریکا از آغاز تا قطع نکات مبهم زیادی وجود داشت نکاتی که شاید اگر در آن روزها با اشغال سفارت آمریکا مشخص نمیشد ملت ایران از بخشی از تاریخ خود که از دسترس او پنهان مانده بود برای همیشه محروم میشد.
علت بسیاری از بحرانهایی که مردم تنها دردهای آن را متحمل میشدند. اما این حرکت با روشن ساختن برخی از این نکات باعث شد که آیندگان نیز اسنادی را مشاهده کنند که با مشاهده آنها هیچ انسان منصفی موضعی غیر از موضعی که دانشجویان پیرو خط امام در این روزها اتخاذ کردند انتخاب نمیکند.
چرا اشغال سفارت آمریکا؟ «فرانسیس آنتونی بویل» در کتاب خود به نام «سیاست جهانی و حقوق بینالملل» در مورد گروگانگیری به دفاع از ایران پرداخته و میگوید: «دستگیری و زندانی کردن دیپلماتهای آمریکایی طبق ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد حق قانونی ایران در دفاع از خود بوده است.»
برای یافتن سابقه این رابطه باید به روز های قبلتری برگشت. نخستین تماس آمریکاییها و ایران در سال ۱۲۰۹ ه.ش مطابق با ۱۸۳۰ میلادی برقرار شد که بر اثر آن چند گروه از مبلغان مذهبی آمریکا با هدف تبلیغ آیین مسیحیت به مناطق شمال غربی ایران آمدند. آمریکا تا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ از بازیگران اصلی صحنه ایران به شمار نمیآمد. اما با اتفاقات قبل از این کودتا و خروج نیرو های اشغالگر انگلیسی و روسی از خاک ایران سعی کرد تا نقشی را که پیش از این دو کشور بر عهده داشتند عهدهدار شود و از کودتای ۲۸ مرداد به بعد نیز موفق به این کار شد تا یک دوره استعمار پنهان ۲۵ ساله را در ایران تجربه کند.
آمریکا که پیش از این با شعار آزادی برای ملتهای ستمدیده به میدان آمده بود چهره واقعی خود را نشان داد به گونهای که قاضی ویلیام داگلاس نیز در مورد تقبیح مداخله آمریکا در امور ایران مینویسد: «هنگامی که مصدق اصلاحات خود را در ایران آغاز کرد ما به هراس افتادیم و برای براندازی او با انگلیسیها متحد شدیم و در این کار نیز موفق شدیم. ولی از این پس دیگر نام ما در خاورمیانه با احترام یاد نشد.»
حمایت بی دریغ آمریکا از شاه حتی پس از جنایاتی چون ۱۷ شهریور و پیشینه سیاه این کشور در ایران روز به روز بر انزجار و تنفر مردم نسبت به آنان میافزود. آمریکا حتی گستاخی را تا بدان جا پیش برد که پس از تسخیر لانه جاسوسی مدارکی دال بر این به دست آمد که طراح اصلی کشتار صدها دانشآموز و دانشجو در ۱۳ آبان ۱۳۵۷ نیز آمریکا بوده است.
باید به تمام اینها نقش آمریکا در راه اندازی سیستم مخوف ساواک با الگوی آمریکایی آن سیا را نیز افزود که از عوامل ایجاد ترس و خفقان در رژیم سابق بود. با وجود تمام خاطرات بدی که مردم از آمریکا در اذهان داشتند اما در طی روز های انقلاب و پس از آن نیز سفارت آمریکا مورد تعرض جدی مردم قرار نگرفت.
این در حالی بود که موضع امام و مردم حتی پیش از انقلاب نیز نسبت به آمریکا واضح و مبرهن بود به طوری که امام در سخنرانی خود در سالهای پیش از انقلاب در ۲۴/۸/۱۳۴۳ میفرمایند : «دنیا باید بداند که هر گرفتاری که ملت ایران و ملل مسلمان دارند از آمریکا است ملت اسلام از اجانب عموماً و از آمریکا خصوصاً متنفر است.»
اما با این حال انقلاب نو پا علیالظاهر در پی فراموشی گذشته و ایجاد این امکان برای آمریکا بود که به صورت تازه تری در صحنه سیاسی و دیپلماتیک ایران ظاهر شود. اما آمریکا با از دست دادن مهرهها و قدرت سابق در ایران به شدت به تکاپو افتاده بود تا بتواند دوباره از ایران ژاندارم منطقه ای بیافریند. اما تحولات در ایران اساسیتر از پیش بینیهای سیا بود.
باید توجه داشت که در مبارزات این دوره زمانی عواملی تأثیرگذارتر از محرکهای دهه های قبل وجود داشت و با رفع یک عامل مردم از صحنه خارج نمیشدند در واقع نسلی در طول سالهای مبارزه به بلوغ فکری و اجتماعی رسیده بود که برای اعتلای جامعه از هیچ کوششی فروگذار نمیکرد.
این نسل با جهانبینی رشد یافته خود تنها سر نگونی استبداد داخلی را برای خیزش اجتماع کافی نمیدانست و خواستار قطع استعمار خارجی نیز بود. در اواخر بهمن ۱۳۵۷ صد و پنجاه نفر از اعضای سازمان فداییان خلق به سفارت آمریکا حمله و آنجا را اشغال کردند حرکت از سوی مردم و امام مورد اعتنا واقع نشد و اشغالگران چند ساعت بعد با وساطت دکتر یزدی که در آن روزها از افراد سرشناس انقلابی محسوب میشد به اشغال سفارت خاتمه دادند. تحریک به اغتشاشات داخلی از جمله اولین رویههایی بود که آمریکا در قبال ایران به سرعت در پیش گرفت و در این راه سعی در تحریک اقلیتهای قومی و زبانی و قشر های مختلف جامعه چون دانشآموزان و دانشجویان و کارگران نمود.
سعی در محصور کردن انقلاب ایران در مرز های جغرافیایی خود با کمک همسایگان ایران و قطعنامههایی که با نام حقوق بشر بر ضد ایران تصویب میشد از دیگر اقدامات آمریکا در آینده بود. پیشینه بد آمریکا در ایران از یک سو و اقدامات آمریکا پس از انقلاب از سوی دیگر زمینه یک رویارویی را فراهم میکرد که با مسامحه کاریهای دولت موقت در روزهای اول انقلاب در قبال تحرکات آمریکاییها در ایران باعث شد که این برخورد به روز های بعدتر به تعویق بیفتد. طرح اشغال لانه جاسوسی در روزهای آغازین انقلاب اسلامی دانشجویان مسلمان که از جانب گروهکهای مختلفی که فضای تبلیغی خود را در دانشگاهها متمرکز کرده بودند احساس خطر میکردند با منسجم کردن نیرو های خود اقدام به تاسیس سازمان دانشجویان مسلمان در دانشگاه صنعتی شریف و تشکلهای مشابه در سایر دانشگاهها نمودند.
اما خطر دومی که این دانشجویان احساس کردند دور شدن دولت موقت از اندیشه های امام خمینی (ره) بود که بدین منظور هم سعی نمودند که ارتباطشان را با رهبری انقلاب افزایش دهند. نمایندگان دانشجویان با امام ملاقات میکنند و تشکل دانشجویی به نام دفتر تحکیم وحدت به منظور این ارتباط تشکیل میشود.
بعدها این دانشجویان عامل تصرف سفارت آمریکا میشوند. پس از صدور حکم اعدام برای شاه و برخی از وابستگان رژیم دولت و سنای آمریکا این عمل را محکوم میکنند که بلافاصله هم امام مخالفت شدید خود را ابراز و میفرمایند: «آمریکا اگر از اعدام هویداها اظهار تأسف نکند از نوکرهایش اعلام پشتیبانی نکرده است. ما توقع نداریم ابرقدرتها که دستشان از ایران کوتاه شده از ما تشکر کنند.» به دنبال این موضع گیری امام روابط ایران و آمریکا به پایینترین سطح تنزل کرده و دولت مجبور شد سطح فعالیت را به کاردار تنزل دهد. شرح آن روزها از زبان دانشجویان پیرو خط امام و طراحان اشغال سفارت ظرافتها و دیدگاههای آن روزها را دقیقتر بیان میکند.
آقای محسن میردامادی در کتاب بحران ۴۴۴ روزه در تهران میگوید: «در روزها و ماههای آغاز پیروزی انقلاب که حکومت طاغوت فروریخته بود اما هنوز حاکمیت انقلاب فاقد تشکیلات مقتدر و توان لازم برای اداره کشور بود از یک سو استانهای مرزی کشور دستخوش حرکتهای جداییطلبانه شدند و از سوی دیگر در استانها گروه های ریز و درشت ضد انقلاب دست به آشوب و فتنه زدند. اعتصاب تحصن درگیری و اغتشاش در ادارات و کارخانهها و دیگر جاها امری عادی و روزانه شده بود. شواهد و قرائنی در دست داشتیم که این وضع طبیعی نیست این احساس در بین دانشجویان وجود داشت که این کارها باید از جایی هدایت شود و این تصور به طور جدی در بین دوستان وجود داشت که این کارها به نحوی مستقیم یا غیر مستقیم به وسیله آمریکا هدایت میشود به این دلیل بود که بحث اشغال سفارت آمریکا پیش آمد.» تا ایام نزدیک به ۱۳ آبان یعنی قبل از تصرف لانه جاسوسی، شاه فراری در کشورهای مختلف میچرخید.
آمریکا که تا آن زمان اجازه ورود به شاه را نداده بود در همان زمان شاه را در آمریکا میپذیرند. این پذیرش از جانب ایرانیان یک سفر عادی تلقی نمیشود و قاعدتاً عواقبی را برای آمریکا در بر داشت. ابراهیم اصغر زاده که پس از تصرف سفارت آمریکا، نقش سخنگوی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام را بر عهده داشت میگوید: «فکر اشغال سفارت آمریکا، یک عکسالعمل در مقابل اقدام آمریکا بود. فضای داخل کشور ما بسیار فضای هیجانزده و پرالتهابی بود. رفتار کاخ سفید در مقابل نیرو های انقلابی و انقلاب، رفتار تحقیرآمیزی بود. برای ما نوع برخوردی که آمریکا با ایران و انقلاب میکرد قابل تحمل نبود.»
دولت آمریکا که پیش از این به دلیل احتراز از عکسالعملهای احتمالی مردم از پذیرفتن شاه امتناع میکرد در ۲۹ مهر قصد خود را مبنی بر پذیرش شاه به دلایل انسان دوستانه و بدون هیچ جنبه سیاسی به اطلاع دولت موقت میرساند. دلیل این عمل را نیز احتیاج به بستری شدن شاه در بیمارستان و عدم وجود امکانات در مکزیک عنوان میکند. دولت عملاً مخالفت خود را با این سفر ابراز نمیکند بلکه با درخواست تضمین آمریکا مبنی بر عدم فعالیت سیاسی شاه و همسرش علیه ایران و معاینه شاه توسط دو پزشک ایرانی تلویحاً میپذیرد. شاه اول آبان وارد آمریکا میشود.
پزشکان ایرانی حاضر به معاینه مستقیم شاه نمیشوند اما با مطالعه اسناد و مدارک پزشکی او میگویند که شاه در هر جای دنیا قابل معالجه است. «علی آگاه» کاردار سفارت ایران در واشنگتن در ملاقات با مقامات آمریکایی تقاضای استرداد شاه را مینماید اما آمریکا به علت عدم وجود قرارداد استرداد مجرمان بین دو کشور پاسخ منفی میدهد.
از این سو سفر شاه به آمریکا در مطبوعات به صورت یک خبر عادی و روزمره چاپ میشود و رادیو تلویزیون نیز این خبر را پخش نمیکنند عکسالعمل ایرانیان برای آمریکا عجیب است. درست شش روز پس از ورود شاه به آمریکا بازتابهای این سفر با موضع گیری امام در قبال این سفر صورت دیگری به خود میگیرد و اعتراضات به آمریکا گسترش مییابد با عنایت به جو موجود متأثر از سر خوردگی مردم، آشوبهای گوشه کنار کشور، عدم توانایی دولت در اداره امور و حل مشکلات، فرضیه توطئه، قدرت مییافت. در کوران این حوادث خبر ملاقات بازرگان به عنوان رئیس دولت موقت با برژینسکی در حاشیه بیست و پنجمین سالگرد انقلاب الجزایر در آن کشور خشم مردم را دوچندان کرد. امام در روز دهم آبان پیامی را به مناسبت بزرگداشت روز ۱۳ آبان ایراد میکنند که توجه به بخشی از آن پیام و سخنان دانشجویان تصرف کننده سفارت، مبین این نکته است که پیام امام در آن روزها روشنگر راه آنان برای این عمل بوده است.
برخورد دانشجویان با این پیام از زبان محسن میردامادی : «دو سه روز قبل از سیزده آبان به مناسبت کشتار دانشآموزان در حکومت نظامی سال قبل، امام پیامی دادند که در آن پیام به پذیرفتن شاه به وسیله آمریکایی اعتراض کردند و چنین جملهای را گفتند بر دانشآموزان و دانشگاهیان و محصلین علوم دینی است که حملات خود را علیه آمریکا و اسرائیل گسترش دهند و خواهان استرداد شاه مخلوع شوند. ما ابتدا تصورمان این بود که موضوع به امام گفته شده و امام اینطور نظرشان را بیان کردهاند.
ولی بعداً که تحقیق کردیم، مشخص شد که این طور نبوده است و امام از مسئله مطلع نبودهاند.» ایده و طرح تسخیر سفارت آمریکا در روزهای پایانی تابستان ۱۳۵۸ توسط سه تن از دانشجویان هسته مرکزی تحکیم وحدت مطرح میشود اما تا آبان ماه اجرای آن به تعویق میافتد. در این مدت تعداد معدودی از طرح باخبرند. تحرکات جدید آمریکا، مواضع دولت موقت و در پایان پیام امام است که مهر قطعیت را بر اجرای طرح میزند. در جریان قرار دادن امام، به علت این که شاید امام به دلیل محذوراتی با طرح مخالفت کنند لغو میشود. تصمیم این میشود که اگر امام با طرح مخالفت کنند در همان ساعات اولیه سفارت را خالی کنند. یکی از اعضای اصلی طرح عملیات در کتاب بحران ۴۴۴ روزه در تهران میگوید: «در جلسه اول روی انگیزه، بحث مفصل شد.
در یک جمع بندی کلی اهداف ما از تسخیر سفارت برخورد با رفتارهای آمریکا با ملت ایران و مسدود کردن داراییهای ما، راه دادن به شاه و همچنین اعتراض به عملکرد دولت موقت بود که کم کم به سمتی گرایش پیدا میکرد که دست آمریکا را در ایران باز کند.» پس از این که در جلسه هسته مرکزی دانشجویان مسلمان، مسئول اجرایی و امنیتی طرح تصرف سفارت انتخاب میشود تنها سه روز تا ۱۳ آبان باقی مانده است یک روز صرف طرح ریزی و دو روز بعد صرف سازماندهی نیروها و تدارک وسایل و ابزار مورد نیاز میشود. قرار بر این میشود که ۴۸ ساعت قبل از اجرای نقشه از هر دانشگاهی ۱۰۰ الی ۱۵۰ نفر از دانش جویان شناخته شده و مورد اطمینان انتخاب و دعوت به همکاری شوند.
برای این کار دو سؤال پرسیده میشود: ۱ – آیا میتوانید ۴۸ ساعت بیرون خانه یا خوابگاه باشید؟ 2 – آیا با انجام یک کار اعتراضی علیه آمریکا موافقید؟ صبح روز ۱۳ آبان ساعت ۸، جلسه توجیهی در هر کدام از دانشگاههای امیرکبیر، صنعتی شریف، تهران و شهید بهشتی برگزار میشود و یک ساعت به طول میانجامد. ساعت ۱۰:۳۰ آبان ۱۳۵۸ قریب پانصد دانشجوی سازماندهی شده در تقاطع خیابان طالقانی – بهار گرد میآیند. جمعیت به صورت راه پیمایی حرکت خود را به سمت سفارت آغاز میکنند برای این که پلیس و یا نیروهای نظامی عکسالعملی نشان ندهند ۵۰ متری از در ورودی سفارت دور میشوند و بعد از انفعال نیروهای نظامی دستور حمله به سفارت صادر میشود با بریدن زنجیر و ورود بعضی از دانشجویان از روی در ورودی محوطه به تصرف دانشجویان در میآید.
مسئول عملیات جزئیات واقعه را این گونه توصیف میکند: «جمعیت به سرعت وارد محوطه سفارت میشوند. کنترل محوطه به خوبی صورت میپذیرد اما ورود به ساختمان سخت مینماید. جمعیت به دنبال نفوذ به ساختمان است. پس از مدتی رئیس تفنگدارهای مستقر در سفارت برای مذاکره با آنها بیرون میآید. دانشجویان اعلام میکنند که ما کاری با شما نداریم فقط میخواهیم بیاییم داخل ساختمان و ۴۸ ساعت آنجا تحصن میکنیم و بعد میرویم. گفتگو با رئیس تفنگدارها و مذاکرات او با آمریکاییهای مستقر در سفارت نتیجهای در پی ندارد. زمان میگذرد.
یکی از پنجره های زیر زمین برای نفوذ به ساختمان انتخاب میشود. پس از آنکه با آویزان شدن بیست سی نفر، پنجره از جا کنده میشود، دانشجویان به داخل سفارت میروند.» «وضعیت برایمان مشکوک بود ما به دنبال اسناد و مدارک محرمانه ای میگشتیم که بتواند ماهیت عمل آمریکاییها را در سفارت به خوبی نشان دهد.
در انتهای یکی از راهروها با یک دیوار فولادی برخوردیم که خیلی مشکوک بود و به نظر میرسید نه یک دیوار بلکه یک در مخصوصی است که احتمالاً پشت آن یک محوطه دیگری وجود دارد صداهای خفیفی هم از آن سوی دیوار به گوش میرسید که بعدها فهمیدیم صدای دستگاه خردکن اسناد بوده است. یکی از گروگانها را که در باز جوییها فهمیده بودیم توانایی باز کردن قفلهای رمز دار را دارد به کنار دیوار آوردیم و گفتیم باید اینجا را باز کنی، اول امتناع میکرد بالاخره با اصرار زیاد آن در فولادی را که به شیوه خاص رمز گذاری شده بود باز کرد وقتی وارد آن مرحله شدیم دیدیم آنجا دنیایی از میکرو فیلم و میکرو فیش و انواع وسایل انهدام اسناد است.»
تعدادی آمریکایی با دستگاه های موجود مشغول خرد کردن و انهدام اسناد محرمانه هستند. بلافاصله همه را بازداشت و دستگاهها را خاموش کردیم بدین ترتیب توانستیم به بخشی از اسناد دست یابیم. در حالی که بخش قابل توجهی از اسناد هم از بین رفته بود. حدود ساعت ۱:۳۰ بعد از ظهر ما کل ساختمان را اشغال کرده بودیم. واکنشها به اشغال سفارت دانشجویان بعد از تصرف سفارت به صدور چندین اعلامیه مبادرت میکنند که در این اعلامیهها مواضع خود را اعلام و چگونگی تصرف و شواهد دال بر مرکز جاسوسی بودن این سفارت را تشریح میکنند.
بعد از اشغال سفارت خبر را به امام میدهند. امام هم در ابتدا تأییدیهای صادر نمیکنند بلکه حاج احمد آقا را به عنوان نماینده خودشان به سفارت میفرستند تا از مواضع عاملان حادثه مطلع و جزییات حادثه با خبر شوند. حاج احمد آقا شامگاه روز سیزدهم به قم باز میگردند. فردای آن روز امام خمینی در نخستین سخنرانی که به فاصله یک روز از سفارت ایراد میشود ضمن تایید اقدام دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، آمریکا را شیطان بزرگ نامیده و به سفارت آمریکا آن گونه که در اطلاعیه های دانشجویان تسخیر کننده آمده بود لقب لانه جاسوسی دادند.
پس از تایید، حمایتهای مردمی نیز با راهپیماییهایی که در اطراف سفارت به عمل میآید صورت میپذیرد اما حادثه فراتر از تصور دانشجویان پیش رفت و حرکتی که بیشتر به یک حرکت نمادین شباهت داشت با حمایتهای امام و مردم تبدیل به انقلاب دوم، قطع ید استبداد خارجی از ایران و شکل گیری دکترین جمهوری اسلامی در برخورد با آمریکا شد. حرکتی که داغ تحقیر بزرگی برای امپریالیسم غربی در کشاکش جنگ سرد بود. به طوری که برای رهایی از آن حاضر به هر خطری مانند حادثه طبس هم شدند.
سولیوان سفیر آمریکا در ایران در دوران قبل از انقلاب در کتاب خود با عنوان مأموریت در ایران مینویسد: «در نوامبر ۱۹۷۹ – ۱۳۵۸ با گروگانگیری یک دوران تحقیر ملی که در تاریخ آمریکا نظیر آن دیده نشده است آغاز گردیده است.» سرآغاز ۴۴۴ روز گروگانگیری در تهران در واقع پایانی بود بر سلطه آمریکا بر ایران روزی که به درستی در سالهای آینده روز مبارزه با استکبار جهانی نام گرفت.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰