تسخير لانه عقاب!
کد خبر:۱۵۵۰۲۱
خاطرات گروگان‌ها از تسخير لانه جاسوسي-1

تسخير لانه عقاب!

با پذیرش شاه توسط آمریکا خاطره حوادث 28 مرداد 32 بار دیگر در ذهن ها تداعی شد و همه به یاد آوردند که سفارت آمریکا چگونه با دخالت های خود سرنوشت ایران تغییر داد. از همین رو دانشجویان برای قطع امید آمریکا تصمیم گرفتند تا پرونده لانه جاسوسی آنها...
گروه ويژه نامه «خبرگزاري دانشجو»؛ در زمان حمله، ۴۸ آمریکایی در ساختمان دبیرخانه و ۱۱ آمریکایی در ساختمان کنسولگری به سر می‌بردند که چون این دو ساختمان به وسایل ایمنی من جمله درهای فلزی محکم و پنجره‌های میله‌دار مجهز بود و تحت حفاظت تفنگدران دریایی قرار داشت، لذا ۵۹ آمریکایی موجود در کنسولگری و دبیرخانه خود را در محیطی امن احساس می‌کردند.
 
ولی در همان حال ۱۵ آمریکایی دیگر نیز بودند که موقعیتی آسیب پذیر داشتند و اگر مورد حمله قرار می‌گرفتند نمی‌توانستند از حفاظ و پناهگاهی امن استفاده کنند. گروگان«چارلز جونز» (مامور مخابرات)   تسلیم من به همراه چهار تفنگدار دریایی ديگر که در طبقه فوقانی ساختمان بیژن اوضاع سفارتخانه را زیر نظر داشتیم.
 
آنجا یک زن آمریکایی كه شوهري ایرانی داشت و که ۷ ماهه حامله بود، همراه ما بود به خاطر وحشت ناشی از مشاهده حمله به سفارتخانه چشمانش داشت از حدقه در می‌آمدم. موقعی که ایرانی ها وارد ساختمان بیژن شدند، تصميم گرفتيم خودمان را براي دفاع آماده كنيم.
 
در آن موقع که همه چیز آماده بود و قصد داشتیم با مهاجمین مقابله کنیم نگاهی به اطراف انداختیم تا مطمئن شویم که برای دفاع چیزی کم نداریم.
 
ولی به يكباره با حضور یک زن حامله در اتاق، دچار تردید شدیم که آیا مقاومت به صلاحمان هست یا نه؟ از آنجا كه اطمینان داشتیم در صورت مقاومت به این زن صدمه خواهد رسيد، ناچار تصمیم گرفتیم از مقابله با مهاجمین صرفنظر کنیم و تسلیم شویم. گروگان«گروهبان ویلیام کوارلز» (تفنگدار دریایی)
 
ورود پلیس
 
موقعی که دانشجویان ما را با خود از پله ها پائین می‌بردند، بین راه به دسته ای از ماموران پلیس برخوردیم که داشتند به سرعت از پله ها بالا می‌آمدند.
 
با مشاهده آنها چون فکر کردم باید همان گروه نجات اعزامی از وزارت خارجه ایران باشند، بلافاصله دستم را از روی سرم برداشتم.
 
به دنبال من چون بقیه هم عینا همان کار را تکرار کردند، تا دانشجویان خواستند دوباره دستهایمان را روی سرمان بگذاریم در مقابلشان سینه سپر کردیم و نگذاشتیم جلو بیایند.
 
در آن موقع با مشاهد ماموران پلیس که سلاح اتوماتیک در دست داشتند بقدری جسارت پیدا کردم که دانشجویان را به مضحكه گرفتم و حتی یکی از آنها را که زیر بازویم زد و دستور داد دستم را بالا ببرم، چنان با کف دست محکم به سینه‌اش کوبیدم که از خودم دورش کردم.
 
در همان حال نیز چون به نظرم رسید که دیگر کار مهاجمین تمام است، از اینکه توانسته ام او را تحقیر کنم واقعا خوشحال بودم.
 
ولی بلافاصله پس از یک گفت و گوی چند دقیقه ای بین پلیس و دانشجویان ناگهبان یکی از ماموران پلیس لوله اسلحه‌اش را به طرفم گرفت و با اشاره فهمانده که باید دستم را روی سر بگذارم.
 
گروگان «گروهبان پال لوئیس» (تفنگدار دریایی)
پربازدیدترین آخرین اخبار