لبيك گويان خميني (ره)-1
کد خبر:۱۵۵۰۲۳

لبيك گويان خميني (ره)-1

... آبان ماه 1358 در ايران اتفاقي افتاد كه بعد از گذشت نزديك به سي سال از آن همچنان واكاوي پرونده تسخير لانه جاسوسي آمريكا مي تواند براي جوانان ايران و ديگر جوانان ملل جهان الهام بخش باشد.
گروه ويژه نامه «خبرگزاري دانشجو»؛ اما سرنوشت فاتحان لانه كه امام آن‌ها را جوانان مخلص با چهره‌هاي نوراني مي دانست به كجا انجاميد، مي تواند بيش از هر چيز جنبش‌هاي دانشجويي را به خط اصيل انقلاب نزديك تر كند. با نگاهي به آرشيو روزنامه كيهان يك هفته منتهي به 13 آبان سال 1358 كه آن زمان متعلق به داماد دكتر يزدي، وزير خارجه دولت موقت بود خبرهايي را مي توان يافت كه مقدمه انقلاب دوم ملت ايران است. در روز هفتم آبان ماه امام با حمله به قراردادهاي ايران و آمريكا مي گويد تمام گرفتاري ما مسلمين از آمريكاست (1)
 
هر روز در كردستان خبرهاي بدي به گوش مي رسد در عين حال در تهران دانش آموزان دست به تظاهرات بزرگي مي زنند(2) كه جنبش مسلمانان پيشگام به آن‌ها در مورد بهره برداري ضد انقلاب از اينگونه تظاهرات‌ها هشدار مي دهد. (3)
 
كانون مبارزه عليه فراماسونري و امپرياليسم و صهيونيسم اعلام مي كند كه شاه مخلوع در آمريكا قصد كودتا عليه ايران را دارد. (4)
 
سپاه پاسداران از شهادت هفت پاسدار در بوكان خبر مي دهد(5) و ارتش اعلام مي كند 28 نفر در درگيري‌هاي بانه و سردشت كشته شدند. (6)
 
يك روز قبل از تسخير در عيد قربان ميليون‌ها نفر با شعارهاي خود دولت آمريكا را به خاطر پناه دادن شاه مخلوع محكوم مي نمايند (7)و حزب جمهوري از آقاي بازرگاني چرايي ملاقات با مشاور امنيتي كارتر را مي پرسد. (8) در روز نهم آبان ماه امام از نيروهاي جوان كشور استمداد طلبيده و گفته بود امد ما از اول هم به جوانان برومند ملت بود. (9)
 
جوانان برومند ملت ايران در ساختماني در خيابان انقلاب تحت عنوان انجمن اسلامي دانشجويان و بعد از آن دفتر تحكيم وحدت طي جلساتي مشغول تحليل و بررسي حوادث و خطرات احتمالي براي انقلاب بودند و به معني واقعي كلمه نقش افسران جنگ نرم را داشتند كه در نهايت مهاجمين به انقلاب ايران را مات و مبهوت خود كردند.
 
شهيد محسن وزوايي دانشجويي دانشگاه صنعتي شريف بود و به زبان انگليسي تسلط كافي داشت و به عنوان سخنگوي دانشجويان پيرو خط امام شناخته مي شد و اغلب مصاحبه‌هاي رسانه‌هاي خارجي توسط او صورت مي گرفت و مسئوليت اصلي واحد اطلاعات و عمليات بود و او جزء اولين نفراتي بود كه در روز 13 آبان ماه از نرده‌هاي لانه جاسوسي بالا رفت.
 
به دليل آموزش‌ها و تجربياتي كه در لانه به دست آورده بود قبل از شروع جنگ تحميلي به سپاه پيوست و با شروع جنگ در كنار احمد متوسليان در تشكيل لشگر 27 محمدرسول الله و در عمليات‌هاي مختلف نقش خويش را ايفا كرد و سرانجام در 22 ارديبهشت سال 61 در چندكيلومتري خرمشهر به شهادت رسيد. محسن وزوايي در وصيت نامه‌اش مي گويد:" اگر نتوانستيد جنازه را به عقب بياوريد آن را به روي مين‌هاي دشمن بياندزايد تا اقلاً جنازه من كمكي به اسلام كرده باشد. "
 
با كله بزن به تانك دشمن اما لشگر 27 محمدرسول الله ستارگان پراخلاص ديگري نيز از بچه‌هاي لانه را به همرا داشت از جمله آن‌ها عباس وراميني بود كه دانشجويي علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي بود شهيد وراميني به همراه دوستانش در جهاد سازندگي مشغول ساختن مدرسه در يكي از روستا‌هاي شهرستان خاش در استان سيستان و بلوچستان بود كه براي لانه جاسوسي از او دعوت مي شود و عباس از روز دوم در لانه حضور پيدا مي كند و مسئوليت آموزش نظامي دانشجويان را برعهده مي گيرد . تا روز تحويل لانه در آن جا مي ماند و فرداي آن روز به سپاه مي رود.
 
نوار كاستي از شهيد وراميني موجود است كه در شب عمليات «فتح‌المبين» براي بچه‌هاي گردان سخنراني كرده است. مي‌گويد: "وقتي امام گفته برو بايد بروي! اگر مهات و فشنگ رسيد كه رسيد اگه نه بايد دست خالي بري و با كله بزني به تانك دشمن." عباس وراميني نيز در 28 آبان سال 1362 در ارتفاعات كاني مانگا به شهادت رسيد. افسران جنگ نرم امام خميني (ره) در مبارزه‌ با خطوط انحرافي و نفاق نيز پيشتاز بودند، شهيد مهدي رجب بيگي از بچه‌هاي پرتلاش لانه بود كه به دست منافيق به شهادت رسيد. او ورودي 1354 دانشكده فني دانشگاه تهران در رشته مهندسي راه ساختمان بود.
 
وي از شاگران ممتاز دانشكده فني بود و در مسائل صنفي و سياسي شركت داشت شهيد رجب بيگي قلم و بيان رسايي داشت، سال ها با انتشار نشريه طنز «جيغ وداد» با كمونيست‌ها مبارزه كرده بود و كتاب «مي‌رويم تا خط امام بماند» ‌از دست نوشته‌هاي اوست كه او در زمان حياتش منتشر شد. زماني كه دانشجويان خط امام مي‌خواستند در نماز جمعه سخنراني و يا بيانيه‌اي را قرائت كنند مهدي رجب بيگي بود كه اين مسئوليت را مي ‌پذيرفت وي همچنين در جمع مردمي كه در بيرون از لانه بودند سخنراني و يا مداحي و سينه زني مي‌كرد. شهيد رجب بيگي مي‌گويد كار آمدي ما از خلوص دل ما برمي‌آيد اين جلمه اي بود كه مي‌توانست رمز ماندگاري دانشجويان پيرو خط امام باشد. وحيد جليلي در ارتباط با شخصيت مهدي رجب بيگي مي‌گويد: ‌او بسيار تحت تاثير مرحوم دكتر شريعتي بود ولي شريعتي را هم ذيل امام مي‌ديد براي همين توانست از شريعتي خوب استفاده كند.
 
مهدي رجب بيگي در سال 1360 زماني كه منافقين قيام مسلحانه را عليه نظام اسلامي آغاز كردند با سلاح گرم به مقابله با آنان شتافت و به شهادت رسيد. مادر شهيد رجبي بيگي زماني كه به هويزه مي‌رود عكس دوستان شهيد پسرش را مي‌بيند و شايد آينده مهدي‌اش به او الهام مي‌شود. حسين علم الهدي و محمد فاضل از جمله دانشجويان پيرو خط امام بودند كه در هويزه به شهادت رسيدند. شهيد علم الهدي در سال 1356 در رشته تاريخ دانشگاه فردوسي مشهد مشغول به تحصيل بود در زمان طاغوت با تشكيل سازمان موحدين با هدف مبارزه مسلحانه براي سست كردن بنيانهاي رژيم پهلوي به مبارزه ادامه داد. حسين علم الهدي اگر چه به طور مستقيم در تسخير لانه جاسوسي نقش نداشت اما با معرفي آيت الله خامنه‌اي به لانه رفت و همكاري مستقيمي با واحد بررسي و انتشار اسناد داشت. او در 16 دي ماه 1359 به همراه جمعي از دانشجويان پيروخط امام به درياي تانك هاي دشمن زد حماسه هويزه را خلق كرد.
 
محمد فاضل دانشجويي مهندسي صنايع دانشگاه شريف بود كه در كنار حسين علم الهدي به شهادت رسيد. او در تابستان 58 همكاري با جهادسازندگي را شروع كرد و در 13 آبان ماه به همراه ديگر دانشجويان مسلمان پيرو خط امام در فتح لانه جاسوسي آمريكا شركت داشت. تازه عروسي هستي كه در مقابل نعش شهيدش ايستاده است بسياري ديگر از دانشجويان خط امام كه به سپاه پيوستند در هشت سال دفاع مقدس حضور مؤثري داشتند در عمليات‌هاي مختلف به شهادت رسيدند و اخلاصشان را اثبات كردند اما از ميان آن ها رحمان دادمان اثبات خلوصش نزديك به بيست سال بعد اتفاق افتاد.
 
رحمان دادمان از اعضاي شوراي مركزي دانشجويان پيرو خط امام در جريان تسخير لانه جاسوسي بود كه پس از حمله آمريكا و ماجراي طبس با توجه به مأموريتي كه به او واگذار مي شود جمعي از گروگان ها را به طور مخفي با خود به تبريز مي‌برد. بعدها او فرمانده سپاه تبريز مي‌شود و با توصيه شهيد مدني در انتخابات ميان دوره‌اي مجلس اول در شهر تبريز شركت كرده و به عنوان كانديداي حزب جمهوري اسلامي معرفي مي‌شود.
 
در انتخابات به عنوان نماينده اول مردم تبريز انتخاب و راهي تهران شد. اما در مجلس عكسي از او منتشر مي شود و دادمان را در رژه اي نشان مي دهد كه موسي خياباني معدوم نيز در آن حضور دارد و به استناد همين عكس اعتبار نامه‌اش در مجلس رد مي شود، بعد از اين تجربه تلخ رحمان دادمان دوباره به سپاه باز مي گردد. شهيد رجايي مهندس دادمان را براي همكاري صدا مي كند و به او مي گويد: "شما اكنون مانند تازه عروسي هستي كه در مقابل نعش شهيدش ايستاده است.
 
يا مي توان فرياد بزني كه عزيز مرا شهيد كردند يا مي تواني سكوت كني و در جهت ساختن دوباره كاركني" و رحمان دادمان راه حل دوم را برگزيد و پس از 20 سال دادمان براي وزارت را و ترابري دولت هشتم انتخاب شد، به گفته همسرش خاتمي رابطه‌اي نزديكي با شهيد دادمان داشت و او را آقاي رحمان صدا مي كرد سرانجام رحمان دادمان از مجلس راي اعتماد گرفت و پس از چهارماه وزارت به همراه نمايندگان گلستان در مجلس شوراي اسلامي قصد عزيمت به گرگان را داشت كه هواپيمايش دچار سانحه شد و 28 ارديبهشت ماه سال 1380 پس از 22 سال از تسخير لانه جاسوسي به شهادت رسيد و مهر تاييد ديگري بر اخلاص بچه‌هاي لانه زد.
پربازدیدترین آخرین اخبار