امام خميني مطالعه كتب میرزا جواد ملکی تبریزی را توصيه مي‌كردند
کد خبر:۱۵۵۲۱۵
سالروز رحلت ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي؛

امام خميني مطالعه كتب میرزا جواد ملکی تبریزی را توصيه مي‌كردند

امام خمینی(ره) می‌فرماید: «ای عزیز! شیطان تو را وسوسه نکند و به آنچه داری قانع ننماید، قدری حرکت کن و ذمائم اخلاق خود را ... تحت مطالعه و مداقّه قرار بده ... کتب عارف بالله، حاج میرزا جواد ملکی تبریزی را مطالعه نما»
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ مرحوم میرزا جواد آقا فرزند حاج میرزا شفیع، عارفی کامل، عالمی عامل، سالکی واصل و فقیهی گرانقدر بود. وی در تبریز متولد شد و پس از تحصیل مقدمات و سطوح به نجف اشرف عزیمت نمود. فقه را از مرحوم حاج آقا رضا همدانی صاحب «مصباح الفقیه» و اصول را از آخوند خراسانی و علم درایه و حدیث را از محدث نوری فرا گرفت.

ایشان از شاگردان مبرز مرحوم آخوند حسینقلی همدانی است که حدود چهارده سال در محضر آن بزرگمرد، مراتب سیر و سلوک را طی کرده و به مقامات والا دست یافته است.

مرحوم ملکی در سال 1320 یا 1321 ه.ق. به ایران مراجعت کرد و در تبریز سکنی گزید، لکن در زمان اوج انقلاب مشروطه (سال 1329ه.ق.) به قم مهاجرت کرد و مشغول تدریس فقه، اخلاق و انجام دادن سایر وظایف شد؛ عنوان درس فقه او «مفاتیح» فیض کاشانی بود.

امام خميني (ره) به مطالعه کتابهای ميرزا جواد آقا توصیه می‌نمودند

وی در قم دو جلسه تدریس اخلاق یکی در منزل برای خواص و دیگری در مدرسه فیضیه برای عموم داشت؛ نماز جماعت را در مسجد بالا سر حضرت معصومه (س) و گاهی در مدرسه فیضیه اقامه می‌کرد. امام خمینی (ره) در نماز جماعت ایشان و نیز در درس اخلاقی که برای خواص در منزل تشکیل می‌شد، حاضر می‌شدند و به مطالعه کتاب های ایشان توصیه می‌نمودند.

مرحوم ملکی، به تمام معنا اهل عبادت و تهجد بود و از نظر اخلاق، زهد، تقوا، عشق و عرفان به گواه شاگردان او که از علماء معروف حاضرند، از بکّائون زمان خویش محسوب می‌شود. سه ماه رجب، شعبان و رمضان را به طور متوالی روزه می‌گرفت و در قنوت نمازهای نافله مکرر این بیت را می‌خواند:

«زان پیشتر که عالم فانی شود خراب        ما را ز جام باده گلگون خراب کن»

او در کتاب «اسرار الصلوه» خود می‌نویسد: «... این روایات را بپذیر و انکار نکن، خدا را شاهد می‌گیرم که من از متهجدین و شب‌زنده داران کسی را می‌شناسم که به هنگام سحر صدای فرشته‌ای که او را بیدار می‌کند می‌شنود؛ فرشته با لفظ «آقا» به او خطاب می‌کند و آن شخص با این سخن بیدار می‌شود و به نماز شب می‌ایستد.» ... تصور می‌شود این شخص که با صدای فرشته برای اقامه نماز شب در سحرگاهان از خواب برمی‌خیزد، خود میرزا جواد آقاست که برای پرهیز از توهّمِ خودستایی، این حقیقت را بدین عبارت بیان کرده است.

این عارف بزرگ از علاقه‌مندان و شیفتگان خاندان رسالت به شمار می‌آمد و بخصوص نسبت به امام عصر(عج) دارای عشقی سوزان بوده است و این معنا از لابلای آثارش به ویژه مناجاتش با امام عصر که در کتاب «مراقبات» خود (ص179-183) آورده، کاملا مشهود است.

شيخ بزرگواري كه در كنار امام زمان (عج) بود ...
 
یکی از شاگردان خاص میرزا جواد آقا می‌گوید:

«شبی در شاهرود خواب دیدم که در صحرایی حضرت صاحب الامر (ع) با جماعتی تشریف داشتند و گویا به نماز جماعت ایستاده اند. نزدیک رفتم که جمال مبارکش را زیارت کنم و دست شریفش را ببوسم؛ شیخ بزرگواری را دیدم در کنار آن حضرت که آثار بزرگواری و وقار از سیمایش پیدا بود. هنگامیکه بیدار شدم دربارة آن شیخ فکر کردم و در اندیشه این معنا رفتم که او کیست که تا این اندازه به امام عصر (عج) مربوط و نزدیک است. برای یافتنش به مشهد مشرف شدم، وی را ندیدم. در تهران آمدم، نیافتم. به قم مسافرت کردم و در مدرسه فیضیه او را در یکی از حجره‌ها مشغول تدریس دیدم. پرسیدم این آقا کیست؟ گفتند: آقای حاج میرزا جواد آقا ملکی است. خدمتش رسیدم، از من تفّقد زیادی کرد و فرمود: کی آمدی؟ گویا مرا دیده و شناخته و از قضّیه آگاهند. از آن پس، ملازمتش را اختیار کردم و او را چنان یافتم که دیده بودم و می‌خواستم.»

یکی از کسانیکه مرحوم ملکی را زیارت کرده و از او بهره برده می‌گوید:

«روزی پس از پایان درس، حاج میرزا جواد آقا عازم حجرة یکی از طلبه‌ها شد و من در خدمتش بودم. به حجره آن طلبه وارد شد و پس از به جای آوردن مراسم احترام و اندکی جلوس برخاست و حجره را ترک گفت. هدف از این دیدار را پرسیدم، در پاسخ فرمودند: شب گذشته هنگام سحر، فیوضاتی بر من افاضه شد که فهمیدم از ناحیه خودم نیست و چون توجه کردم دیدم این آقای طلبه به تهجّد برخاسته و در نماز شبش به من دعا می‌کند و این فیوضات، اثر دعای اوست. این بود که به خاطر سپاسگزاری از عنایتش به دیدارش رفتم.»

سرّ خدا که عارف سالک به کس نگفت        در حیرتم که باده فروش از کجا شنید؟  (حافظ)
 
شاگردان

مجلس درس اخلاق مرحوم ملکی پر رونق و گرم بوده و عده زیادی در آن شرکت می‌کرده‌اند؛ به طوری که بعضی نوشته‌اند در تبریز حدود چهارصد نفر در مجلس اخلاق ایشان شرکت می‌جسته‌اند. شاگردان مبرزی در اخلاق، سیر و سلوک و معارف الهی دارند که بعضی از دنیا رفته‌اند و بعضی از مراجع بزرگ عصر حاضرند.
 
تعدادی از شاگردان ایشان در این علم عبارتند از: حضرت امام خمینی (ره)، مرحوم حاج آقا حسین فاطمی قمی، مرحوم حجت‌الاسلام سید محمود یزدی، مرحوم محمود مجتهدی و شیخ اسماعیل بن حسین متخلص به «تائب».
 
آثار و تالیفات

مرحوم میرزا جواد آقا تالیفات و آثار متعددی دارد که برخی از آنها هنوز چاپ نشده است. پاره ای از آثار قلمی ایشان عبارتند از: «اسرار الصلوه»، «المراقبات»، «رساله لقاءالله» به زبان عربی که ترجمه و چندین بار چاپ شده‌اند. «کتابی در باب فقه»، «رساله‌ای درباره حج» نیز هنوز منتشر نشده‌اند.

مرحوم حاج میرزا جواد آقا حاشیه‌ای فارسی بر «غایه القصوی» ( ترجمه عروه الوثقی) نگاشته‌اند که در اینجا به نمونه‌ای از حواشی ایشان اشاره می‌شود:

در بحث سجده نماز آنجا که در متن «عروه» آمده است: «جایز است در قنوت و غیر قنوت از احوال نماز، دعا کردن به زبان فارسی... كه ایشان در حاشیه نوشته‌اند: اگرچه شعر فارسی باشد، مثلا در سجده بگوید:

مالم به خاک روی مذلت به این امید      شاید که دوست را به ضراعت رضا کنم.»

در ارزش و ارجمندی آثار قلمی او همین بس که حضرت امام خمینی(ره) در کتاب «معراج السالکین و صلوه العارفین»، مطالعه کتاب های او را توصیه می‌کند و می‌فرماید: «ای عزیز! شیطان تو را وسوسه نکند و به آنچه داری قانع ننماید. قدری حرکت کن و از صورت بی‌مغز و قشر بی‌لب تجاوز (نما) و ذمائم اخلاق خود را ... تحت مطالعه و مداقّه قرار بده ... فرضا که از عرفا کسی را به بزرگی نمی‌شناسی از علمای بزرگ معرفت و اخلاق، آنها را که پیش همه علما مسلّم‌اند پیروی کن؛ مثلِ ... و از علمای معاصر کتب شیخ جلیل القدر عارف بالله حاجی میرزا جواد ملکی تبریزی(قدّس سرّه) را مطالعه نما. شاید ان شاءالله از این تابّی و تعسّف خارج شوی.»

درگذشت

این شمع فروزان و چشمه جوشان معارف الهی، سرانجام پس از یک عمر تلاش در راه ساختن و تهذیب انسانها و انسانیّت‌ها، سحرگاه یازدهم ذی‌الحجه سال 1343ه.ق. در جوار حق آرمید. قبر مطهرش در مقبره شیخانِ قم در نزدیکی مزار میرزای قمی مورد زیارت اهل دل است.

ماده تاریخ آن بر سنگ قبرش به عربی چنین است: «رفع العلم و ذهب الحلم»  و در قصیده‌ای که به فارسی در مرثیه ایشان گفته شده: «از جهان جان رفت و از ملت پناه» 1343ه.ق.

یکی از شاگردان ایشان می‌گوید: «در شب وفات میرزا جوادآقا، نزدیک سحر در حالتی بین خواب و بیداری، دیدم درهای آسمان به روی من گشوده و حجاب ها مرتفع شده است و تا زیر عرش الهی را مشاهده کردم و آن مرحوم را دیدم که ایستاده و دست به قنوت گرفته و مشغول تضرّع، مناجات و گریه است و از مقام و نزدیکی او به خداوند سبحان تعجّب می‌کردم...که صدای کوبه در خانه را شنیدم، فورا برخاستم و در را بازکردم دیدم یکی از دوستان است. گفت فلانی بیا منزل آقا! گفتم چه خبر است؟ پاسخ داد: به شما تسلیت می‌گویم؛ آقا از دنیا رفت.»

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق           ثبت است بر جریده عالم دوام ما

منابع:

1- «گنجینه دانشمندان»، شریف رازی، ج 1/ 231- 233
2- «سیمای فرزانگان»، مختاری، 1376/ 63-70
3-«رساله لقاءالله»، مقدمه / ج- د
4-«برنامه سلوک در نامه های سالکان»، شیروانی، 1385/ 221- 223
4- «آینة دانشوران» / 350 (به نقل از کتاب سیمای فرزانگان)
 
پربازدیدترین آخرین اخبار