کد خبر:۱۵۵۳۱۵
آثار و پيامدهاي داخلي تسخير لانه جاسوسي - 2
شفاف شدن مواضع گروهها و نيروهاي داخلي با افشاي اسناد
برخي بر اين باور بودند كه آمريكا به علت جلوگيري از وقوع يك انقلاب سوسياليستي در ايران، توسط گروههاي چپ، انقلاب اسلامي ايران را هدايت كرده است و در واقع مي كوشيدند انقلاب اسلامي را يك انقلاب آمريكايي نشان دهند اما با تسخير لانه جاسوسي ...
گروه پرونده ويژه «خبرگزاري دانشجو»؛ برخي بر اين باور بودند كه آمريكا به علت جلوگيري از وقوع يك انقلاب سوسياليستي در ايران، توسط گروههاي چپ، انقلاب اسلامي ايران را هدايت كرده است و در واقع مي كوشيدند انقلاب اسلامي را يك انقلاب آمريكايي نشان دهند. اما با تسخير لانه جاسوسي توسط دانشجويان پيرو خط امام(ره)، آن دسته از گروههاي چپ كه خود را همراه انقلاب نشان مي دادند مانند چريكهاي فدايي، حزب توده و منافقين، چهرهي ضد آمريكايي خود را از دست دادند.
درآغاز تسخير سفارت آمريكا همهي گروهها به دنبال حمايت شديد امام و مردم از حركت دانشجويان مجبور شدند با تاخير حداكثر چند روزه، حمايت خود را از اين حركت اعلام كنند. اما با آغاز افشاگريها، مرحلهاي جديد در تسخير لانه به وجود مي آيد.
معصومه ابتكار در كتاب خود بيان مي كند:
«برخي افراد با دانشجويان تماس گرفته و از آنها مي خواستند اسنادي را عليه رقبايشان افشاء كنند. اما دانشجويان اين درخواست را رد مي كردند، زيرا قصد داشتند بي طرف و به دور از منازعات سياسي حركت كنند. همچنين گروههايي كه افشاگريها عليه آنها بود، خيلي زود عليه دانشجويان موضع گيري كرده و آنان را به طرفداري از گروههاي خاص متهم كردند.»(1)
اما با پايان افشاگريها و آغاز مذاكرات مجلس براي آزادسازي گروگانها برخي از گروهها و جريانها كه در ابتدا از ترس امام و مردم به تاييد حركت تسخير لانه جاسوسي پرداخته بودند، نظرات و هدفهاي واقعي خود را آشكار و با انتقاد شديد از دانشجويان، اين حركت انقلابي را محكوم كردند.
در اين ميان، مواضع ابوالحسن بني صدر، اولين رئيس جمهور ايران كه به دليل عدم كفايت سياسي خلع و پس از همدستي با منافقين از كشور متواري شد، قابل توجه است.
او در آغاز به پشتيباني از اين اقدام پرداخت ولي نزديك به يك ماه بعد، به دنبال افشاگريها، در مخالفت با گروگان گيري گفت:
«با گروگان گيري و استفاده از زور مخالفم و نتيجه نخواهد داد، مردم ايران عجول هستند و دنبال هدفهاي دور نمي روند و تحمل آن را نيز ندارند و هدفهايي را كه جنبه موضعي و حال دارد، دنبال مي كنند و چون اين هدفها اساسي نيست، كمتر موفق مي شوند.» (2)
اما خانم ابتكار علت اصلي مخالفت بني صدر با اين اقدام را يكي از اسناد لانه جاسوسي دربارهي او مي داند و مي گويد:
«يكي از اسناد لانه جاسوسي دربارهي فردي بودكه سازمان سيا از او با عنوان SD LURE نام مي برد. در دي ماه 1358 در گاو صندوق اتاق رئيس پايگاه سيا در تهران، هفت سند دربارهي اين فرد پيدا كرديم، در يك سند شمارهي تلفن او و اين نكته كه براي اولين بار با وي در پاريس تماس گرفته شده، ذكر شده بود. با كنترل اين شماره تلفن، متوجه شديم متعلق به منزل بني صدر است، سند ديگر، از او به عنوان يك منبع اطلاعاتي و تماس بالقوه نام مي برد، يكي از ماموران سازمان سيا با اسم واقعي ورنون كاسين، در پاريس و تحت پوشش يك تاجر به او نزديك شده بود. SD LURE موافقت كرد كه دوباره در تهران با او ملاقات كند. به موجب دومين سند، نخستين ديدار يك ماه قبل از انقلاب در دي ماه 1357 انجام گرفت و نشان مي داد كه بني صدر مي دانست با شخصيت ذي نفوذي ملاقات مي كند و با توجه به تجربهي سياسي وي ممكن نبود از اهداف اين ملاقات بي اطلاع باشد، سند پنجم خلاصهاي از نقاط ضعف و قوت بني صدر بود.»(3)
در ادامهي اين بخش، نگاهي به اسناد سفارت آمريكا دربارهي اشخاص و گروههاي مختلف مي اندازيم، اين اسناد به شفاف ساختن موضع گيريها منجر شد و باعث شد كساني كه در ابتدا، از ترس امام و مردم به تاييد تسخير سفارت پرداخته بودند، نهايتاً نتوانند چهرهي واقعي خود را از نگاههاي تيزبين مردم انقلابي ايران مخفي نگه دارند. در اين جا فقط به برخي از اشخاص اشاره مي كنيم:
عباس اميرانتظام
او از ياران نزديك بازرگان و سخنگوي دولت موقت بود. وي درتاريخ 29/9/58 به اتهام جاسوسي براي سيا (سازمان جاسوسي آمريكا) دستگير و پس از محاكمه و ارائه اسناد و مدارك به حبس ابد محكوم شد.
او پس از خرداد 1376 به دلايل بشر دوستانه و عدالت محورانه آزاد شد و تحركاتي را براي بي گناه نشان دادن خود آغازكرد.
به عنوان مثال امير انتظام مدعي شد كه اسناد لانهي جاسوسي همه جعلي هستند و براي مخدوش كردن چهرهي مليون، از سوي دانشجويان و آمريكائيان جعل شدهاند، وي تاكيد كرد كه همهي ارتباطاتش با سفارت آمريكا، از طرف نهضت آزادي و دولت موقت بوده و ماهيت جاسوسي نداشته است. (4)
اما اسناد لانهي جاسوسي نشان مي دهد امير انتظام از دههي 1960 ميلادي (1340ه.ش) يعني 17 سال پيش از پيروزي انقلاب اسلامي، با مامور سيا به نام جرج كيو، با اسم مستعار آدلسيك همكاري داشته است.(5)
در آن زمان سيا براي اميرانتظام از كد مستعار «اس.دي پلاد» استفاده مي كرده است. تماس و اطلاع رساني هاي اميرانتظام با آمريكائيان ادامه پيدا مي كند به طوری که وي بعد از پيروزي انقلاب در مذاكرات خود، نظرات جالبي را ابراز كرده است، نمونهاي از اين اظهارات به شرح زير است.
((اميرانتظام تمايلات دولت را براي عادي كردن روابط اعلام داشت. ولي ظاهراً از موانعي كه تشكيلات موازي دولت در دولت (نيروهاي ارزشي و اصولگرا)، در اين راه پيش آورده بودند خيلي ناراضي بود. او اضافه كرد: خودش و همكارانش در دولت، اميد به پيشرفت روابط بين دو كشور را دارند. من (مامور سفارت) جواب دادم كه ما حداكثر سعي خويش را خواهيم كرد كه با توجه به اينكه اختلاف عمدهاي در خط مشي نداريم، جريان را عادي كنيم.))(6)
اميرانتظام در همين سند، هنگامي كه با اين سئوال مواجه مي شود كه چرا براي خدمت در پست سفارت به سوئد مي رود، چنين پاسخ مي دهد:
«اين براي ما ساده تر است تا با يكديگر در استكلهم صحبت كنيم.»
اما نكته ديگر اين كه او از حضور مردم در صحنه ابراز ناراحتي مي كند و مي گويد:
«فكر مي كرديم كه بيشتر از چند ماه به طول نخواهد انجاميد تا مسائلمان را حل كنيم ولي اين مردم دخالتهايشان را ادامه مي دهند.» (7)
اما با وجود ادعاهاي اخير امير انتظام مبني بر اينكه وي با هماهنگي بازرگان يا به نمايندگي از نهضت آزادي در اين ملاقاتها شركت كرده است. سندي وجود دارد كه نشان مي دهد حداقل در برخي موارد، اطلاعات مربوطه در اختيار دولت موقت قرار نمي گرفته است در يكي از اسناد و از قول جاسوس آمريكايي چنين آمده است: «شما نبايد موضوع ملاقات با اميرانتظام را با يزدي و نخست وزيري در ميان بگذاريد.» (8)
در يكي از اسناد ديگر امير انتظام با كمال عجز و ناتواني از يك جاسوس سيا مي خواهد كه به وي راه حلي براي بحران كردستان ارائه نمايد امري كه باعث شگفتي جاسوس مذكور هم مي شود. «او گفت كه آنها آرزو داشتند كه ادلسيك (نام مستعار جاسوس سيا) پيشنهادهاي سازندهاي براي اين كه دولت ايران چگونه مي تواند خود را از مسالهي كردها خلاص نمايد داشته باشد. اگر چه باور نكردني به نظر مي رسد، اما آن چه واقعاً از ما مي خواهند اين است كه راه حلي براي اين مساله پيدا كنيم.» (9)
اين اسناد گوياي عملكرد اميرانتظام، در دوران تصدي پستهاي مختلف در دولت موقت است، آن گونه كه از اين اسناد به نظر مي رسد، اميرانتظام و دوستانش در دولت موقت حتي راه حل برون رفت از بحرانها را استفاده از نظرهاي كارشناسي جاسوسهاي سازمان سيا مي دانستند.
مهدي بازرگان
اقدامات غيرانقلابي مهندس بازرگان همواره مورد توجه جاسوسان آمريكايي قرار داشته است برخي از ويژگيهاي بازرگان در اسناد سفارت آمريكا به خوبي مشهود است در يكي ازاين اسناد كه به مقايسه امام و بازرگان پرداخته، چنين آمده است:
«خميني داراي عكس العملي قاطع، سازش ناپذير و سخت است، ولي روش بازرگان ميانه رو است، قدري توأم با سازش ضعيف.»(10)
همين روحيهي سازش کارانه ی بازرگان موجب مي شود تا وي مورد توجه مقامات آمريكايي قرار گرفته و آمريكا سياست تماس با دولت موقت را مورد تاكيد قرار دهد.
«ما مي خواهيم براي ايراني كار كنيم كه ميانه رو باشد و ناسيوناليستهاي مخالف مذهب، تسلط بيشتري در ادارهي مملكت داشته باشند.» (11)
«ما بايد مسئولانه عمل كرده و بازرگان را قدرت بدهيم»(12)
اما آمريكا با توجه به روحيات بازرگان مي داند كه وي خواستار عادي كردن روابط سياسي است، موضوعي كه به وضوح در اسناد بدست آمده از لانه جاسوسی نمايان است.
«روابط نزديك ما با شاه و پشتيباني زياد ما از رژيم شاه، فراموش نشده است و به زودي هم فراموش نخواهد شد اما سياست خارجي دولت رسمي آقاي بازرگان به سمت عادي كردن روابط با آمريكا و ديگر كشورهاي غربي حركت مي كند.» (13)
همچنين در سندي ديگر به اختلاف ديدگاههاي امام و بازرگان اشاره شده است.
«اختلاف فزآيندهاي ميان خميني، كه برخواستهايش براي تصفيهي نفوذ خارجي از جامعهاي ايراني و اسلامي كردن كامل جامعه، هر چه بيشتر پافشاري ميكند و بازرگان كه سعي دارد همه را راضي كند، وجود دارد.» (14)
ابوالحسن بني صدر
بني صدر از افرادي است كه به علت موضع گيريها، عملكرد و انديشهي ضد انقلابي خود، از همان ابتدا مورد توجه سفارت آمريكا قرار مي گيرد. در قسمتي از اسناد، جاسوسان سفارت تعابير جالبي از شخصيت بني صدر ارائه مي كنند.
«او مردي است كه مي خواهد هدايت(رهبري) كند، ولي در واقع فقط حرف ميزند او خشك و طفره رو است و نفوذ مهمي در رژيم جديد دارد. به نظر مي رسد كه وي مجموعهاي از اضداد است.» (15)
بنابراعترافات يكي از گروگانها به نام تام آهون، رئيس قرارگاه سيا در تهران، يكي از جاسوسان سيا كه خود را نمايندهي كمپاني تجاري معرفي كرده در حوالي 29 مرداد 1358 به تهران آمد و بين سه تا 5 بار با بني صدر ملاقات مي كند، در آخرين جلسه، بني صدر با پيشنهاد دريافت حقوق ماهيانه هزار دلار به عنوان مشاور اقتصادي شركت تجاري تحت پوشش سيا موافقت مي كند.(16)
اما اسناد ديگري هم وجود دارد كه بيانگر افكار پليد بني صدر در مورد امام و انقلاب است بني صدر در اولين ملاقات خود با اين جاسوس مي گويد:
«درباره توانايي و قدرت خميني مبالغه شده است، خميني قادر نيست كشور را به تنهايي اداره كند و بايد به ديگران تكيه كند.» (17)
مامور سيا اين جملهاي بني صدر را اين گونه تفسير مي كند كه اين نظر تا حدي مطابق آن چيزي است كه در پاريس گفت، من به خميني احتياج دارم، اما خميني هم به من احتياج دارد. لحن اين نظريه به نحوي بود كه انسان استنباط مي كند كه بني صدر فكر مي كند نسبت به آنچه از خميني مي توان انتظار داشت، محدوديتهايي وجود دارد.(18)
اما در سند ديگري به نقاط مثبت و منفي بني صدر اشاره مي شود.
«نكات مثبت: چون او يك توطئه گر(طراح) كهنه كار است، اگر احساس كند كه رژيم از اهداف انقلابي خود دور مي شود، يا اين كه به نفع خودش خواهد بود، ممكن است در آينده براي توطئه عليه رژيم مانعي سر راه خود نبيند.
-گرچه او در حال حاضر احتمالاً هيچ مشكلي مالي ندارد، اما بايد در نظر داشته باشد كه ممكن است با يك تذكر كوتاه به خارج تبعيد شود و در آن زمان مي تواند از كمك مالي ما استفاده كند.
-گرچه او به خميني احترام مي گذارد، اما او را مصون از خطا نمي داند....
- او جاه طلبي سياسي دارد،
نكات منفي:افشاء شدن روابط مخفيانهاش با ما احتمالاً به زندگي سياسي فرد مذکور خاتمه خواهد داد. يقين است كه او اين نكته را از نظر دور نخواهد داشت و ما همچنان به استخدام (ل-ا) علاقه مند هستيم.» (19)
سيد كاظم شريعتمداري
اسنادي كه در اين بخش وجود دارد حاكي از فاصلهي عميق شريعتمداري از امام و انقلاب است او كه به علت روحاني بودن و مواضع ميانه روانه خود در برابر انقلاب، مورد توجه سفارت آمريكا قرار داشت حتي قبل از انقلاب هم با ماموران سفارت آمريكا ارتباط داشته است.
جاسوس سفارت پس از ديداري كه در تاريخ 10 ژانويه 1979 (دي ماه 1357) با شريعتمداري انجام داده، مي گويد: «شريعتمداري آشكارا از ديدن شخصي از جانب دولت آمريكا خوشحال است و موضعش كاملاً منطقي و مساعد بود.» (20)
اظهارنظر ديگري كه از شريعتمداري نقل شده نشان دهندهاي عمق بي اعتقادي او به امام، مردم و انقلاب اسلامي است.
«اخيراً شريعتمداري به طور خصوصي صحبت كرد و صادقانه بيان كرد كه او از اعمال دادگاههاي انقلاب به شدت نااميد شده است و اميدوار است كه دنياي غرب اين اعمال را به اسلام واقعي نسبت ندهند. به نظر او دادگاههاي انقلاب غيرقانوني و غيراسلامي است و بنابراين وي دخالتي در اين دادگاهها ندارد. او اضافه كرد كه ايران براساس عقل اداره نمي شود بلكه (ادارهاي آن) براساس احساسات است. او ابراز اميدواري كرد كه آمريكا نبايد احساسات ضد آمريكايي گسترده كنوني را به عنوان احساسات تمام مردم ايران تلقي كند و زيركانه گفت: كه اظهارات خميني تا حد زيادي به اين افكار ضدآمريكايي كمك كرده است و وقتي كه مردم ايران دوباره سرعقل بيايند مي خواهند روابط ايران و آمريكا ادامه يابد. البته اين روابط با آنچه در گذشته بود، فرق داشته باشد.» (21)
اما سند ديگري نيز وجود دارد كه نشان دهنده برنامه ريزي شريعتمداري براي ضربه زدن به انقلاب است.اين سند به تاريخ 16 خرداد 1358، حاوي اظهارات يكي از ژنرال هاي ارتش وفادار به شاه مخلوع است.
«ارتش خود را آماده مي كند تا سازماندهي كرده و از خود در مقابل انقلاب اسلامي دفاع كند... گروه الهي (نام يك ژنرال ارتش شاه) و بقيه اميدوارند كه با شريعتمداري متحد شوند. او گفت رئيس سابق ستاد ارتش، ژنرال قره باغي، تحت حمايت شريعتمداري در خفا به سر مي برد كه اين مسئله اميد را به ميانه روها داده است كه وقتي شريعتمداري وضع را مناسب ببيند با آنها كنار خواهد آمد.» (22)
اما سندي ديگر نيز وجود دارد كه بيانگر علاقه شديد شريعتمداري براي ارتباط با آمريكا است. يكي از ماموران سفارت مي گويد:
«آيت الله شريعتمداري در رابطه با روابط ما بين ايران و آمريكا، مهربان و خوش بين بود. او قدرداني خود را از كمك هاي آمريكا در گذشته اظهار داشت و متذكر شد كه ايران همان اندازه محتاج به فروش نفت است كه آمريكا محتاج به خريد آن و خاطر نشان كرد كه ساخت ايران براي محفوظ ماندن در مقابل شوروي، به كمك آمريكا احتياج دارد. انتقادات فعلي از آمريكا از اين عقيده غلط كه آمريكا در امور داخلي ايران دخالت مي كند سرچشمه مي گيرد. اين مشكل مي تواند به طور كامل رفع شود و روابط خوب ايران و آمريكا، بر پايه احترام متقابل مي تواند دوباره برقرار شود. شريعتمداري اظهار داشت كه او نه دولت بختيار را تاييد كرده و نه تكذيب. ضروري است كه ابهامات كاملا رفع شود و اكيدا هماهنگ با قانون اساسي عمل شود.» (23)
صادق قطب زاده، (اولين رئيس سازمان صدا و سيما و وزير خارجهاي دولت موقت)
صادق قطب زاده كه درابتدا خود را همراه انقلاب نشان مي داد ، رفته رفته به تلاش براي براندازي نظام جمهوري اسلامي اقدام كرد، كه حاصل آن اعدام وي بود. دريكي از اسناد سفارت آمريكا، در مورد عملكرد قطب زاده در صدا و سيما چنين مي خوانيم:
«سازمان راديو و تلويزيون ملي ايران، همچنان در وضع هرج و مرج و وضعيت نيمه حرفهاي به سر مي برد، بزرگترين دستاورد اين سازمان، پس از دو ماه حرارت انقلابي اين است كه صادق قطب زاده، مديركنوني آن را به صورت يكي از منفورترين چهرههاي ايران در آورده است.» (24)
اين سند نشانگر ضعف و ناتواني قطب زاده در مديريت سازمان صدا و سيما است. يكي از اسناد سفارت آمريكا دربارهي قطب زاده به ديدار او با يكي از كارمندان وزارت خارجهي آمريكا در نوامبر 1977 در اين كشور بر مي گردد.
«وي در اين ملاقات اعلام مي كند كه او و سازمانش از تحسين كنندگان آمريكا و ايدهالهايي كه آمريكا از آن دفاع مي كند، هستند.» (25)
مامور آمريكايي در پايان اين ملاقاتها چنين اظهار مي كند كه قطب زاده از لحاظ ايدئولوژيك، ضد آمريكايي به نظر نمي رسيد . (26)
جالب آنكه در سند ديگري پروفسور ريچارد كاتم، از استادان آمريكايي با قطب زاده ملاقات كرده و وي را مانند قذافي ديكتاتور مخلوع ليبي «كمي خل» دانسته است!(27)
در مورد برخي از افراد، مخصوصاً دوستان مهندس بازرگان، اسناد فراواني از لانهي جاسوسي به دست آمد، اسنادي در مورد، ابراهيم يزدي (وزير خارجه دولت موقت)- محسن نزيه (مديرعامل شركت نفت)- ناصر ميناچي (وزير ارشاد ملي در دولت موقت و از نزديكان شريعتمداري)، هاشم صباغيان (وزير كشور دولت موقت)- احمد صدر حاج سيد جوادي(وزير دادگستري دولت موقت) و... كه همهي اين اسناد نشان دهنده زوايه گرفتن دولت موقت و سران آن از اصول و مباني و ارزشهاي اصيل انقلاب است. شايد افشاگريهاي حاصل شده از اسناد لانه جاسوسي را بتوان مهمترين عامل براي شناخت ماهيت واقعي دولت موقت و سران آن دانست.
تسخير لانه جاسوسي آمريكا موجب شفاف شدن مواضع گروهها و نيروها در جامعهي انقلابي آن روز ايران شد، اين گروهها كه وقتي با تاييد همه جانبهي اين حركت از سوي امام و مردم مواجه شدند، در ابتدا مجبور به تاييد ظاهري آن شدند، ولي به تدريج، وقتي شرايط را نامناسب ديدند يا منافعشان در خطر قرار گرفت، مواضع واقعي خود را آشكار كردند . از سوي ديگر به دنبال افشاي اسناد لانهي جاسوسي از سوي دانشجويان پيرو خط امام، مخالفت برخي اشخاص ضد انقلاب كه در صفوف نهضت نفوذ كرده بودند، آشكار و به اين وسيله گام ديگري براي شفاف شدن مواضع گروههاي گوناگون برداشته شد.(28)
1-معصومه ابتكار، تسخير، اولين روايت مكتوب از درون سفارت تسخيرشده آمريكا درتهران، اطلاعات، 1379، صفحه 137
2. اطلاعات 17/9/58
3-معصومه ابتكار، پيشين، صفحه 150 و 152
4-روزنامهاي جامعه، 7 و 8 ، ارديبهشت 77
5-اسناد لانهاي جاسوسي، جلد 56 و صفحه 5
6-اسناد لانهاي جاسوسي، جلد 56 و صفحه 67
7اسناد لانهاي جاسوسي، ج 56، صفحه 69
8-اسناد لانه جاسوسي، جلد 56، صفحه 82
9-اسناد لانه جاسوسي، جلد 15 و صفحه 142
10-اسناد لانه جاسوسي، جلد 1-6، صفحه 164
11-اسناد لانه جلد 1-6، صفحه 175
12-همان- صفحه 173
13-همان صفحه 471
14-همان جلد 14، صفحه 41
15-همان جلد18، صفحه 86
16-همان صفحه 47 و 48 جلد 9
17-همان، جلد 9، صفحه 33
18-همان ج9، صفحه 33
19-همان صفحات 43 و 44
20-همان جلد 1-6، صفحه 200
21.همان جلد 1-6 ص 188-189
22.همان جلد 28 ص 59-60
23.همان جلد 1-6-صص 236-237
24-همان جلد 15، صفحه 28
25همان جلد 18، صفحات 130 و 131
26-همان جلد 18، صفحه 132
27-همان جلد 24، صفحه 67
28- احمدرضا شاه علي- انقلاب دوم- صفحه 210
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰