بررسي قاعده مركز-پيرامون در تحليل رفتار پادشاهان ايراني با غرب
کد خبر:۱۵۵۴۹۱
به مناسبت مسافرت مظفرالدين شاه به فرنگ؛

بررسي قاعده مركز-پيرامون در تحليل رفتار پادشاهان ايراني با غرب

با نگاهی به تاریخچه سفرهای پادشاهان ایران به اروپا، براي تحليل نحوه برخورد آنها با كشورهاي غرب مي‌توان از قاعده مركز پيرامون استفاده كرد.

گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، سيد حسن داوودالموسوي؛ در روز 12 ذی الحجه که سالروز اولین سفر مظفرالدین شاه به اروپاست، فرصت خوبی است تا نیم نگاهی به تاریخچه سفرهای پادشاهان ایران به اروپا کرده و تحلیلی کوتاه نسبت به این موضوع داشته باشیم.


تاريخچه سفرهاي پادشاهان ايران به اروپا

 

ناصرالدین شاه اولین پادشاه ایرانی است که به اروپا سفر کرد؛ این سفر به اصرار صدر اعظم ناصرالدین شاه، میرزا حسن خان شیرازی و با هدف دیدار از اروپا و مخصوصاً بریتانیا صورت گرفت. هزینه این سفر را «بارون رویتر» در قبال امتیازاتی که گرفته بود، تامین كرد. ناصرالدین شاه برای جلب دوستی انگلیس و از آنجا که می‌خواست مراحل مترقی تمدن را بنگرد، تصمیم گرفت شخصاً به اروپا سفر کند.


ناصرالدین شاه در این سفر در روسیه توقفی می‌کند و در مذاکره با گورچاکف «
Gorchakov»، صدراعظم روسيه مي گويد: کشور بدون راه‌آهن نمی‌تواند زیست کند و لازم  است که با کمپانی‌های دیگر قراری گذاشته شود؛ دیپلمات روسیه فرصتی را که پیش آمده بود از دست نداد و یکی از ژنرال های بازنشسته روس را به وی معرفی کرد و خواست که شاه ایران در جهت ساختن راه آهن با او قراردادی امضا كند، بدین گونه با ادای چند کلمه شاه پذیرفت که به یکی از اتباع روس امتیازی بدهد.


دولت انگلیس که به تهدید روس ها در آسیای میانه توجه داشت، امیدوار بود که با ایران روابط نیکوتری برقرار كند، از این رو شاه ایران را با جلال و شکوه استقبال کردند و «پرنسس آو ویلز» مهماندار اصلی او شد؛ شاه در کاخ وینزر «
Windsor» به دیدار ملکه ویکتوریا رفت و از دست ملکه نشان بازوبند را دریافت داشت، وی نیز نشان شیر و خورشید را به ملکه داد. (1)

 

مظفرالدین شاه که چهارمین سال سلطنت خود را پشت سر می‌گذاشت، شدیداً علاقه‌مند بود که به تقلید از پدرش به «فرنگستان» برود، ولی با خزانه خالی، امکان تامین هزینه چنین سفری فراهم نبود، تا این که در  9 بهمن 1278 امین‌السلطان (اتابک اعظم) صدراعظم وقت که برای دومین بار با وعده تامین مخارج سفر شاه به این مقام منصوب شده بود، قراردادی برای دریافت 23 میلیون و 500 هزار روبل قرضه از روسیه امضا کرد و عایدات گمرکات ایران را که ممر اصلی درآمد خزانه بود در ازاي آن به وثیقه گذاشت.


اولین سفر مظفرالدین شاه به اروپا هفت ماه به طول انجامید؛ از وقایع مهم این سفر سوءقصد به جان مظفرالدین شاه در پاریس بود که ضارب در کار خود توفیق نیافت و آسیبی به مظفرالدین شاه نرسید. اين سفر کمترین ثمره سیاسی یا اقتصادی برای ایران نداشت. وی در بازگشت از این سفر امتیاز نفت جنوب ایران را با شرايطی سهل به یک سرمایه‌دار انگلیسی به نام «ویلیام نکس دارسی» واگذار کرد تا ممر عایدی تازه‌ای برای تامین مخارج دربار و مسافرت های بعدی خود به اروپا فراهم آورد.


دو سال بعد، مظفرالدین شاه هوس سفر پرهزینه دیگری به فرنگستان کرد. وی بعد از دریافت قرضه جدیدی به مبلغ 10میلیون روبل از روسیه و اعطای امتیازات تازه‌ای در شمال ایران به روس‌ها، عازم فرنگستان شد.

مسافرت سوم شاه به اروپا از 16 خرداد 1284 آغاز شد و چهار ماه به طول انجامید. این سفر نیز متعاقب دریافت یک وام 290 هزار لیره‌ای از بانک شاهی انگلیس عملی شد. (2)


استفاده از قاعده مركز-پيرامون در تحليل رابطه پادشاهان با غرب 


برای نگاهی تحلیلی به این اقدامات، ناگزیر از تعریف یک اصطلاح سیاسی به نام رابطه مرکز و پیرامون هستیم، در این رابطه کشورهای پیرامون کاملا خود را نیازمند کشورهای مرکز می‌بینند و حتی این وابستگی به جایی می‌رسد که منافع کشورهای مرکز را بر منافع خود ترجیح می‌دهند؛ کشورهای مرکز هم سعی می‌کنند این وابستگی را روز به روز بیشتر کرده و از پیشرفت آنها جلوگیری كنند؛ چرا كه آنها از منابع کشورهای پیرامون به عنوان مواد اولیه برای تولیدات خود استفاده کرده و نیروی انسانی آنها را هم به قیمتی ارزان یا رایگان به کار می‌گیرند.


در برخورد مسئولان ایرانی با سران اروپا دیده می‌شود که این افراد یک خودباختگی عجیب به غرب داشتند و غرب با اعطاي هدایای ناچیز آنها را مانند کودکی فریب می‌داد، یعنی پادشاهان ایران به دلیل همان وابسته بودن، هیچ تحلیل صحیحی نسبت به رفتارهای غرب نداشتند و با دادن امتیازات به فکر پیشرفت مملکت خود بودند.


این تفکر در رفتار ظاهری این افراد هم ديده می‌شود که با سران غرب مانند یک مافوق رفتار می‌کردند و این همان مشخصه رابطه مرکز و پیرامون است.
 

نحوه تغيير مركز و پيرامون پس از انقلاب

 

اما این رفتار بعد از تغییر نظام کاملا متفاوت به نظر می‌رسد، برای مثال برخورد امام خمینی (ره) با فرستاده شوروی یا برخوردهای ایشان با سران ایالات متحده نشان می‌دهد که سران  نظام خود را مرکز می‌بینند و برخورد با کشورهای دیگر کاملا برخوردی هم‌عرض یا از سطحی بالاتر است؛ این رفتار برنامه‌ریزی‌های کشورهای مرکز را در مورد کشور ایران تغییر داده و از سلطه آنها خارج می‌کند.


از طرفی دیگر اقدامات غرب در این موضوع هم نشانه دیگری از وجود این رابطه است، به عنوان مثال دادن وام‌های سنگین برای پرداخت هزینه‌های سفر به غرب در صورتی که همین پول هم به خودشان برمی‌گردد، یا گرفتن امتیازات سنگین در راستای استفاده از منابع کشورهای پیرامون به عنوان مواد اولیه صنعت کشورهای خود و ....


مردم؛ نقطه قوت ايران

 

کشورهای مرکز برای مستدام بودن سلطه بر کشورهای پیرامون شروع به تخریب نقاط قوت این کشورها می‌کردند که این نقطه قوت در ایران مردم بودند؛ ملت از دین و فرهنگ قدرت می‌گرفتند، به همین دلیل دشمن، رهبری تهاجم فرهنگی در ایران را آغاز کرد.


در دوره قاجار این اتفاق ملایم بود، ولی در دوره پهلوی، با دیدن ساده لوحی پادشاهان ایران، این امر را کاملا علنی کرده و در ترکیه، رضا شاهی که از روحانیت و دین دل خوشی هم نداشت را پیشانی جبهه تهاجم فرهنگی کرده و از قدرت اول ایران برای تغییر فرهنگ مردم استفاده ‌کردند و با استفاده از مهره‌هایی که طی تمام این سال‌ها در ایران گماشته بودند، جنگ را تا سرحد پیروزی پیش بردند.


برخورد به ظاهر با تشریفات، اما تحقیرآمیز

 

در تحلیل برخورد غربی‌ها با سران ایران، یکی دیگر از مشخصه‌های رابطه مرکز و پیرامون ظاهر می‌گردد و آن برخورد در ظاهر با تشریفات، اما تحقیرآمیز سران اروپایی است، این حقارت در تصور پادشاهان ایران یک شان دروغین از غرب ایجاد می‌کرد که به وابستگی آنها به کشورهای مرکز کمک می‌کرد.


اما این مشخصه در دوران جمهوری اسلامی تغییر شگفت انگیزی کرده و آنها در قبال رفتار عزت‌مندانه سران نظام اسلامی، دیگر توانایی برخورد تحقیرآمیز را ندارند؛ دشمنان حتی قدرت تهدید ایران به حمله نظامی را هم ندارند و خود اعتراف می‌کنند که حمله نظامی یک اشتباه بزرگ است.


به نظر می‌رسد در برخوردها در سیاست بین‌الملل باید اولین چیزی که در نظر گرفته شود عزت ملی و در مرحله بعد منافع ملی باشد و باید پیش فرض‌ها بر این مبنا طرح‌ریزی شود که خوشبختانه سیاست خارجی امروز جمهوری اسلامی ایران به دلیل رهنمودهای روشنگرانه رهبری معظم انقلاب بر همین روال ساری و جاری است.

 

اين استراتژي از اين آيه گرفته شده است كه «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُم»؛  محمد رسول خدا است و كسانى كه با او هستند عليه كفار شديد و بى رحمند و در بين خود رحيم و دلسوزند. (فتح /29) 

 

منابع:

 

1- سايت دانش‌نامه رشد
2- موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی

پربازدیدترین آخرین اخبار