کد خبر:۱۵۵۶۷۵
حمله كلاغها به پرچم سلطنتي در روز تاجگذاري محمدعلی شاه
از نکات جالب در مراسم تاجگذاری محمدعلي شاه اینکه مشیرالدوله، صدر اعظم تاج پادشاهی را وارونه برسرش گذاشت، همچنين در همان روز جمعی کلاغ به پرچم سلطنتی حمله کردند كه هر چه ...
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، سيد محمد بهار؛ محمدعلی میرزا ششمین پادشاه از دودمان قاجار بود و حدود سه سال بر این مملکت حکمرانی کرد؛ پدرش مظفرالدینشاه و مادرش «تاج الملوک اُم خاقان»، دختر میرزا تقیخان امیرکبیر بود که به فساد شهرت داشت و کار بدانجا کشید که مظفرالدین شاه او را طلاق داد. محمد علی میرزا در روزگار ولیعهدی، شبها با جمعی از یاران، راه را بر روستائیان تبریز میگرفت و دزدی میکرد.
رد پاي کشورهای استعماری از طريق آموزش زبان
مادر محمدعلی شاه بر او چیرگی و نفوذ داشت، او مردی خرافی بود و انجام بسیاری از کارهایش را به جای اندیشیدن و رایزنی به فال و استخاره میسپرد؛ فرد مورد اعتماد شاه در تفسیر استخارهها، میرزا ابوطالب زنجانی از مخالفین مشروطه بود.
محمدعلی شاه تحت تعلیم و تربیت آموزگار روسی خود، سرگی مارکوویچ شابشال (ملقب به ادیبالسلطان) زبان و فرهنگ روسی را آموخت؛ شابشال نفوذ زیادی بر محمدعلی میرزا داشت و او را علاقهمند به روسیه کرد، که از همین جا میتوان رد پا و تلاش کشورهای استعماری را برای رسیدن به اهداف و انگیزههای خود مشاهده کرد.
عوام فریبی محمدعلي شاه
محمدعلي شاه مایههای فراوان از عوام فریبی داشت؛ چنانکه در روز عاشورا قمه و قداره به سر میزد و آنقدر خون از سر خویش جاری میکرد که به حالت غشوه میافتاد، اما پنهانی به امر دبازی نیز اشتغال میورزید، طوری که یک مورخ بیگانه درباره شخصیت او نوشته است: «محمدعلی شاه، پسرکی بود گنده، وقیح، احمق و همیشه در حال خوردن و چرت زدن و قادر نبود چیزی بفهمد، یا چیزی اراده کند».
تاجگذاری محمد علی شاه و بی اعتنایی به نمایندگان مردم
در روز بیست و هشتم دیماه، جشن تاجگذاری او برپا شد. در این جشن، بزرگان داخلی و نمایندگان خارجی دعوت شدند، اما از نمایندگان مجلس دعوت نشد و این بر آزادیخواهان گران آمد و سرآغاز نزاع او با مشروطه خواهان شد.
یکی از نمایندگان در مجلس گفت: «سلطان ملت است و باید از طرف ملت تاج بر سرش بگذارند» و این صحیحترین سخنی بود که آن روزها بر زبان جاری میشد، اما اندیشه محمدعلی شاه با این سخن خیلی فاصله داشت؛ او ملت را بنده و برده خود میدانست و آنها را لایق برای مداخله در امور کشور و مشورت در سیاست نمیدانست.
حمله كلاغها به پرچم سلطنتي در روز تاجگذاري
از نکات جالب در مراسم تاجگذاری اینکه مشیرالدوله، صدر اعظم تاج پادشاهی را وارونه برسرش گذاشت، یعنی قسمتی که باید از جلو باشد، از عقب قرار داد، آنگاه با دست خود آن را راست کرد که تاج یا گشادتر از سرش بود و یا بر سرش سنگینی میکرد، بنابراین مجبور شد که آن را چند دقیقهای با دست نگهدارد و سپس آن را برداشت و کنار گذاشت؛ حضار مجلس این امر را به فال بد گرفتند.
یک واقعه دیگر نیز سلطنت او را شوم جلوه داد؛ بدین معنی که در همان روز تاجگذاری، جمعی کلاغ به پرچم سلطنتی حمله کردند و هر چه تفنگچیان به آنها تیراندازی کردند، مفید واقع نشد و سرانجام کلاغها پرچم را پاره پاره کردند؛ با چنین نشانههایی، این سلطنت نامیمون آغاز شد و این وقایع در مجلس سر و صدایی ایجاد کرد که میتوان طرز تفکر خرافی آن زمان و مردمان، مخصوصاً درباریان را به خوبی مشاهده کرد.
از جمله اتفاقات مهمی که در زمان محمدعلي شاه رخ داد، میتوان به دو واقعه به توپ بستن مجلس و قرارداد 1907 اشاره کرد که با برسي اين دو ميتوان به نکات مشترکی در مورد به وقوع پیوستن این اتفاقات دست یافت، از جمله بیکفایتی و بیلیاقتی او برای اداره کردن کشور و نکته مهمتر از آن، سرسپردگی کامل او به بیگانگان مخصوصاً روسها بود.
قرارداد 1907
در همان حالی که کشور ما دچار انقلاب سهمگین مشروطیت بود، کشورهای بزرگ اروپا خود را برای جنگ عظیمی که در پیش داشتند، دستهبندی میکردند، اما روسها و انگلیسها بر سر نفوذ در کشور ما و سایر نقاط آسیای مرکزی اختلافات پردامنهای داشتند که میبایست برطرف شود. در این میان فرانسه پا در میان نهاد و مناطق مورد اختلاف را بین این دو مملکت تقسیم نمود؛ از جمله کشور ما به سه منطقه تقسیم شد. شمال، منطقه نفوذ روسها؛ جنوب، منطقه نفوذ انگلیسها و مرکز، منطقه بیطرف.
بر اين اساس و بر همین تقسیم، قراردادی بین روسیه و انگلستان منعقد شد که به قرارداد 1907 معروف است. دولت انگلستان که به آزادیخواهان اميدوار بود، از این پس روی گرداند؛ زیرا نمیتوانست متحد خود، روسها را که صمیمانه از محمدعلی شاه پشتیبانی میکردند از خود برنجانند، در نتیجه دست محمدعلی شاه در مبارزه با آزادیخواهان بازتر شد و میدان کار وسیعتر گردید.
اقدامات مجلس و كودتاي عقيم
از اقدامات مجلس در اين دوران ميتوان به موارد زير اشاره كرد؛ اوضاع ملوكالطوایفی برافتاد، مستمریهای گزاف و بیقاعده شاهزادگان و اعیان كه بار آن بر دوش ضعیف فقراء و افراد طبقات پایین بود قطع شد؛ مجلس بودجه كشور را اصلاح و تعدیل نمود، بانك ملی به وجود آورد، مستمریهای نزدیكان شاه محدود شد و حتی برای خود شاه مستمری متناسب برقرار شد.
این كار خشم و مخالفت شاه را نسبت به مجلس شدیدتر كرد. مخالفان مشروطه، كه محرك بعضی از آنها اغراض شخصی بود، به تحریك او در میدان توپخانه تهران جمع شدند، تظاهرات و غوغا بالا گرفت و مجلس و مشروطه خواهان مورد تهدید اشرار واقع گشتند، اما با مقاومت مجلس و پافشاری طرفداران مشروطه، شاه ناچار به تسلیم شد و این فتنه كه در سال 1325ه.ق. ایجاد شد به قول مورخان یك كودتای عقیم بود كه بدون حادثه شدید خاتمه یافت.
به توپ بسته شدن مجلس
چندی بعد در سال 1326ه.ق. به خاطر بمبی كه اتومبیل شاه را هدف گرفت و آسیبی هم به او نرسانید، شاه به بستن و انهدام مجلس مصمم شد. بعضی از درباریان و حتی علمای مخالف مشروطه هم او را در اجرای این خیال تایید و تشویق كردند.
شاه از تهران به باغشاه رفت و عدهای از رؤسای مشروطه مثل ملكالمتكلمین، میرزا جهانگیر خان شیرازی و سید جمال اصفهانی در مجلس متحصن شدند؛ شاه، لیاخوف فرمانده روسی بریگاد قزاق را به حكومت نظامی تهران منصوب كرد.
بالاخره در 22 جمادیالاولی 1326 ه.ق. بعد از چند هفته كشمكشها و پیامها كه بین شاه و مجلس مبادله شد، سربازان شاه مجلس را محاصره كردند و سپس به توپ بستند؛ خانههای چند تن از كسانی هم كه در مجاورت مجلس واقع بود ویران شد یا به یغما رفت. عدهای مثل میرزا ابراهیم آقا وكیل تبریزی به قتل رسيدند و بعضی مثل میرزا جهانگیر خان شیرازی، مدیر جریده معروف صور اسرافیل و ملكالمتكلمین واعظ معروف مشروطه خواه گرفتار شدند و به امر شاه در باغ شاه به قتل رسیدند؛ عدهای هم به سفارت انگلیس، یا سفارت فرانسه، یا سفارتخانههای دیگر متحصن شدند؛ بعضی هم متواری و ناپدید گشتند.
استبداد صغير
بدین گونه شاه مجلس را منهدم و منحل كرد؛ استبداد قاجار دوباره احیا شد كه چون بیش از یكسالی ادامه نیافت آن را استبداد صغیر خواندند؛ استبداد صغیر به دورهای از جنبش مشروطه ایران از خرداد ۱۲۸۷ ه.ش. تا تیرماه ۱۲۸۸ گفته میشود. این دوره با به توپ بستن مجلس شورای ملی توسط محمدعلی شاه آغاز و با فتح تهران توسط مشروطه خواهان و پناهنده شدن شاه به سفارت روسیه پایان یافت.
در این دوره عدهای از روزنامهنگاران، نمایندگان مجلس و آزادیخواهان دستگیر و اعدام شدند و یا از تهران گریختند، اما با مقاومت مشروطهخواهان سایر شهرها خصوصا مجاهدین تبریز، نهضت مشروطه زنده ماند و سرانجام با حرکت مجاهدین تبریز و گیلان و نیز مشروطهخواهان ایل بختیاری به سمت تهران و فتح پایتخت این دوره پایان یافت. پس از فتح تهران مشروطه خواهان با صدور بیانیهای محمد علی شاه را از سلطنت عزل و فرزند خردسالش احمدمیرزا را به جای او منصوب نمودند.
منابع:
1- منحنی قدرت در تاریخ ایران، تحقیق: عزیزالله کاسب
2- انقلاب مشروطیت ایران، دکتر محمد اسماعیل رضوانی
3- بررسی نهضت های اخیر ایران؛ انقلاب مشروطیت، دکتر عبدالله جاسبی
4- روزگاران، دکترعبدالحمید زرین کوب
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰