«بسيج شريف» خاتمي را به پاسخگويي فراخواند
کد خبر:۱۵۶۰۸
بااشاره به شبهات دوران 8ساله اصلاحات

«بسيج شريف» خاتمي را به پاسخگويي فراخواند

بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي شريف در نامه اي سرگشاده خطاب به سيد محمد خاتمي خواستار پاسخگويي وي به شبهات و ابهامات دوران 8 ساله دولت اصلاحات شد.

به گزارش گروه سياسي «شبکه خبر دانشجو»، متن کامل اين نامه به شرح زير است:

جناب آقاي سيد محمد خاتمي
با خبر شديم که به مناسبت شانزدهم آذر، روز دانشجو قصد داريد جهت سخنراني به دانشگاه تهران تشريف ببريد.

اگرچه با نزديک شدن انتخابات، اقبال چهره هاي سياسي براي حضور در جمع دانشجويان بيشتر مي شود که اين خود امر نيکويي است، ولي انتظار دانشجويان اين است که اين موضوع فقط به مقطع انتخابات محدود نشود.

جناب آقاي خاتمي، از دوم خرداد 76 تا 16 آذر 83 و بعد از آن تا به امروز، تاريخ، فراز و فرود عده اي را نشان مي دهد که با تجديدنظر در تمام آرمان ها و اعتقادات خويش اصرار داشتند به مردم بقبولانند که هرگونه تغيير و اصلاح منوط و مشروط به تغيير در اصل نظام و قانون اساسي است؛ اگرچه مردم در سال هاي اخير نشان دادند که چنين برداشت ها و تعابيري را از پايه قبول ندارند، لکن بخشي از بدنه دانشجويي تحت تاثير اين القائات قرار گرفت و سبب شد نوعي تحجر سياسي که به مراتب خطرناک تر از تحجر مذهبي است، شکل بگيرد.

در چنين نگاهي منظور از دولت و اصلاح طلبي، کارکردها و وظايفي فراتر از معمول است، دولت در اين معنا تنها وظيفه اداره وزارتخانه ها و استان ها را بر عهده نداشته، بلکه بايد پروژه تغيير به معناي استحاله را تسهيل کند و اگر رئيس دولت در اين جهت و خط حرکت نمي کرد بايد پس از عبور از قانون اساسي نوبت به وي برسد، بنابراين هضم شدن در معادلات سياسي مبتني بر زنده باد، مرده بادهاي بي حاصل سبب شد تا طيفي که با شاخصه انجمن هاي اسلامي در دانشگاه ها فعاليت مي کنند به راحتي صحبت از «عبور از خاتمي» را به ميان آورده و با اقداماتي نظير 16 آذر 83 (برهم زدن جلسه سخنراني شما) عملا نشان دهند که براي رسيدن به سراب مدنظر خويش هيچ گونه خط قرمزي را در نظر نمي گيرند، شايد به همين علت باشد که شما همچون سال گذشته دانشگاه تهران را انتخاب کرديد.

البته نگراني شما را از انجام برخي حرکات افراطي درک مي کنيم - خاصه در هنگامه انتخابات - ضمن آنکه براي طيف پيش گفته فرقي نمي کند که سخنران، خاتمي باشد، هاشمي رفسنجاني باشد و يا احمدي نژاد! ولي بر اين باوريم که قاطبه دانشجويان، متغير رفتارشان بر مدار خردورزي و تعقل مي گردد نه هيجانات کاذب و احيانا تحريک شده با مقاصد خاص سياسي؛ به علاوه که تعداد زيادي از دانشجويان انتفادات و سوالاتي دارند و خواهان آن هستند که فرصتي مهيا شود تا بتوانند رو در رو و بي واسطه مطالبشان را با شما در ميان بگذارند، اما ترجيح شما براي حضور در يک دانشگاه خاص علاوه بر آنکه چنين فرصتي را سلب کرده است موجب شده که برخي از افراطيون اين طور برداشت کنند که «خاتمي با 20 ميليون رأي براي حفظ شأن خود در پلي تکنيک پرسشگر حاضر نشد1.»

لذا بدين وسيله از جنابعالي دعوت مي کنيم تا با حضور در جمع دانشجويان دانشگاه صنعتي شريف به سوالات دانشجويان که گوشه اي از آن در ذيل مي آيد پاسخ دهيد.

- آقاي خاتمي، ما شما را در چهارچوب نظام اسلامي مي دانيم، ما رفتارهاي قابل تحسين شما را در مقابل افراطيون در سال هاي آخر زمامداريتان به ياد داريم و اميدوار بوديم همانطور که در پايان دوران رياست جمهوريتان فرموديد «از اردوگاه اصلاح طلبان صداي دشمن به گوش مي رسد» از اين افراد دوري کنيد، اما متاسفانه امروز شاهد آنيم که افراطي هاي مشارکت و مجاهدين گرد شما را گرفتند و هر سو که مي رويد همراهي تان مي کنند،به ما بگوييد که اين سياست يک بام و دو هوا چيست که سخن از ارزش هاي امام و انقلاب اسلامي مي گوييد و در عين حال به گرد خود افرادي را جمع کرده ايد که دم از به موزه رفتن انديشه امام مي زنند؛ سخن از نداشتن تضاد ميان ليبرال دموکراسي و انديشه امام مي گويند و خود را ناچار در سکولار شدن مي بينند؟

-آقاي خاتمي، شما شعار تنش زدايي سر داديد، ولي آيا تنش زدايي به معناي سکوت در مقابل تجاوز به خطوط قرمز کشور است؟ آيا همچنان معتقديد که سياست تنش زدايي با محوريت تعليق بدون دستاوردي خاص براي کشور نتيجه بخش بوده است؟ آيا نامه اي که تعدادي از دولتمردان شما در سال 2003 خطاب به دولت آمريکا نوشتند و تنها به دليل اينکه «احتمال» تهديد از سوي آمريکا بود، گفتند ايران حاضر است از همه اصول خود کوتاه بيايد و در مقابل آمريکا تضمين دهد که به ايران حمله نکند(!)در راستاي همان سياست تنش زدايي بوده است؟

- امروز دانشجويان مي پرسند که آيا انديشه هاي آقاي خاتمي در دهه 80 همان انديشه هايي است که مي گفت: «شما براي اينکه بتوانيد پيشرفت کنيد و بمانيد، راهي جز راه غرب نداريد» (روزنامه آريا 28/6/79) و يا هنوز هم معتقديد «شرط تحول اساسي، گذر از تمدن غربي است و مراد، آشنايي با مباني تفکر و تمدن جديد است که در پس مظاهر آن نهفته است و سوگمندانه[!] اقوامي نظير ما هنوز از آن محروم هستيم؟» (روزنامه سلام، 30/2/75) آيا شما هنوز شرط بوجود آمدن تحولي کارساز را گذشتن از متن تمدن غرب مي دانيد؟

- جناب آقاي خاتمي، پس از 12 سال هنوز تعريف روشني از مفهوم اصلاحات مدنظر شما ارائه نشده و همين موجب شده تا به قول خودتان هرکسي از ظن خود يار اصلاحات شود، آيا وقت آن نرسيده تا تعريفي صريح و روشن از مفاهيم مدنظر خود بيان کرده و مشخص کنيد در چنين تعريفي نسبت ميان اسلام و دموکراسي(مردم سالاري) چيست؟ و مفاهيم گسترده و شناوري چون آزادي چگونه تعبير خواهد شد؟ هر چند عملکرد دولت شما نشان داد که در عمل اصلاحات به تغيير معيارها و ملاک هاي ارزشي الهي به ضد ارزش هاي غربي تفسير خواهد شد و آنچه که امروز از آن برداشت مي شود عبارتست از تغيير ارزش هاي ديني به ارزش هاي ليبرالي!

- حضرتعالي در سالگرد دوم خرداد در دانشگاه تهران فرموديد: « اگر دين هم در برابر آزادي قرار گيرد، بايد دين محدود شود نه آزادي»[!] آيا گمان نمي کنيد چنين برداشت هايي از دين و آزادي سبب ارائه تفاسيري وارونه از اين مفاهيم شده است؟

- آقاي خاتمي شما گله مي کرديد که چرا آزادي مدنظر شما را ولنگاري توصيف مي کنند، خودتان قضاوت کنيد: اگر در روزنامه صبح امروز آقاي حجاريان- به تعبير شما مغز متفکر اصلاحات- عمل شنيع همجنس بازي را از نظر حقوقي جايز بشمرد، وزارت ارشاد دولت شما براي کتاب هايي مجوز صادر کند که در مدح و ستايش همجنس بازي قلم فرسايي کرده باشند، کتاب هايي مورد ستايش قرار گيرد که در وصف پرستش شيطان و تبرئه يزيد بن معاويه نوشته شده باشند، انبوهي از مجلات و کتب مروج مفاسد اخلاقي با حمايت هاي وزارت ارشاد آن روز منتشر شود، به برگزاري جشنواره و تئاتر هايي از قبيل «ايران زمين» افتخار شود، بوسيدن زن و مرد بر روي سن در سالن تئاتر، نوعي قرائت جديد از دين تفسير شود، انبوهي از هجمه هاي ناجوانمردانه عليه اصل دين و نماد هاي ديني و به اسم آزادي بيان در نشريات منتشر شود و مسائلي از اين دست که بيان همه آنها در اين مختصر نمي گنجد، آيا رهاورد عملي مفاهيم مدنظر جنابعالي نبوده است؟

- آقاي خاتمي، دوم خرداد 76 را به ياد داريد؟ مردم به شما راي دادند؛ چرا که مسير شما را مسيري بجز دولت سازندگي مي دانستند؛ چه شد که در هشت سال زمامداريتان، سکان اقتصادي دولت خويش را به دست همان هايي سپرديد که با شعار توسعه، فقر و فساد و تبعيض را براي ملت به ارمغان آورده و با بي تفاوتي از له شدن عده اي زير چرخ هاي توسعه سخن مي گفتند؟/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار