مدعيان اصلاحات نگران نظام سرمايه‌داري هستند
کد خبر:۱۵۶۲۱۳
وبلاگ«وقايع اتفاقيه»

مدعيان اصلاحات نگران نظام سرمايه‌داري هستند

بحران پديد آمده در غرب، ناشي از عمل نكردن به توصيه هاي نظريه پردازان نظام سرمايه داري است.
جريده اينترنتي «خبرگزاري دانشجو»،  د رآخرين بروزرساني وبلاگ «وقايع اتفاقيه» طي مطلبي با عنوان «دعاي مدعيان اصلاحات براي نجات نظام سرمايه داري!» آمده است:
 
يك همكار نشريات زنجيره اي مي گويد بحران اقتصادي كشورهاي غرب به خاطر عمل نكردن به نسخه سرمايه داري است و ايران از اين ماجرا بايد درس بگيرد!

سعيد ليلاز در سايت ديپلماسي ايراني نوشت: بحراني كه اخيراً در حوزه يورو ايجاد شده است، بحراني براي نظام سرمايه داري نيست. اتفاقاً نظام سرمايه داري آن چنان كه واضعين برجسته و اوليه آن همچون آدام اسميت، ميلتون فريدمن و فرد فريدريش فون هايك مي گويند نظامي است كه اگر حرفهاي آنها به درستي و كاملاً رعايت شود و امكان عملي شدن آن وجود داشته باشد، هرگز اجازه نمي دهد كه چنين بحراني به وجود آيد. به عبارت ديگر بحران پديد آمده ناشي از عمل نكردن به توصيه هاي نظريه پردازان نظام سرمايه داري است. بنابراين اين مهم است كه توجه كنيم كه بحران پديد آمده، بحراني براي نظام سرمايه داري نيست. بلكه اين وضعيت بحراني براي دولت ها و دخالت آنها در اقتصاد است.

وي مي افزايد: اين بحران درس بزرگي براي ايران دارد. درسي كه اين بحران براي ايران دارد اين است كه دولت ها نبايد به خود اجازه دهند كه ميزان كسري و بدهي آنها از ميزان درآمد و قدرت بازپرداخت آنها از حد معيني بالاتر رود. در واقع ماهيت بحراني كه يونان و از طريق يونان، ايتاليا و اسپانيا، پرتغال و ايرلند و در نهايت كل حوزه يورو را در برگرفته، بحران مداخله بيش از حد دولت در امور اقتصادي و بحران افزايش شديد هزينه هاي دولت تحت فشارهاي اجتماعي است.

وي همچنين نوشت: بنابراين ما بايد ماهيت اين بحران را درست بشناسيم. چون وقتي به تبليغات رسمي و جاري در كشورمان توجه كنيم مي بينيم كه براساس اطلاعات غلط تحليل هاي نادرست در مورد اين بحران مطرح مي شود. اساس اين بحران به ماهيت و كاركرد نظام سرمايه داري ربطي ندارد.

آقاي ليلاز توضيح نمي دهد اولاً اين چه مدل ناكارآمدي است كه در هيچ جا (نه در اروپاي بحران زده و نه در آمريكا) قابل اجرا نبوده و نتايج فعلي را به بار آورده است.
 
ثانياً بحران فعلي منحصر در كشورهايي مانند يونان در ايتاليا و اسپانيا و پرتغال و ايرلند نيست بلكه به آمريكا و انگليس و فرانسه نيز كشيده شده است. ثالثاً اگر كسري بودجه ملاك بحران از نگاه اينان محسوب مي شود چرا كه قبله سرمايه داري (آمريكا) را مثال نمي زند كه دولت آن، بدهكارترين دولت دنيا و داراي بزرگ ترين كسري بودجه است تا جايي كه امسال ميزان بدهكاري دولت آمريكا به 14 هزار و پانصد ميليارد دلار رسيده است.
 
چگونه مي شود قبله سرمايه داري به اين ميزان از ورشكستگي و «بي محلي و بي پشتوانه اقتصادي» برسد و بعد بتوان ادعا كرد اين بحران ربطي به ماهيت نظام سرمايه داري ندارد؟ رابعاً چرا افرادي از اين دست حاضر نيستند اذعان كنند كه قبله سياسي مورد تبليغ آنها از اساس فرو ريخته و آنان را دچار تشويش ذهن كرده است و چرا برخي قلم زنان غيرآمريكايي اين قدر بي محابا و آمريكايي تر از آمريكايي ها براي نظام رو به موت سرمايه داري، خودكشي مي كنند؟
پربازدیدترین آخرین اخبار