کد خبر:۱۵۶۴۷۴
سايت شخصي «حجتالاسلام عزتي»
گيلانيها و مازندرانيهاي ولايتمدار
ایرانیان چند دژ تسخیر ناپذیر داشتند که حکام معاویه و یزید نمی توانستند در آن دژها رخنه کنند؛ یکی از آن دژها مـازندران بود و دیگری گیـلان.
جريده اينترنتي «خبرگزاري دانشجو»؛ در آخرين بروزرساني وبلاگ «حجت الاسلام عزتي» طي مطلبي تحت عناون «گيلاني ها و مازندراني هاي ولايتمدار» آمده است:
نهائى كه هواى مطلوب، منظرهى زيبا و كمنظير اين استان و دريا و جنگل آنها را به اين سمت و به تصاحب در اين منطقه وادار ميكرد، نميخواستند مردم اين استان بخصوص، اين مناطق بسيار حساس، پايبند دين و اخلاق باشند؛ چون ميدانستند كه دين و اخلاق، بزرگترين مانع و معارض دستاندازى و ستمگرى و طغيانگرى است. آن مقدارى كه دستگاههاى جبار دوران طاغوت براى دينزدائى در اين منطقه و منطقهى گيلان به كار بردند...
مقام معظم رهبري در ديدار سال 1388 خود با مردم چالوس پيرامون مردم منطقه ي شمال كشور [ گیلان و مازندران ] مطالب مهمی فرمودند که بخشی از آن چنین است :
« آنهائى كه هواى مطلوب، منظرهى زيبا و كمنظير اين استان و دريا و جنگل آنها را به اين سمت و به تصاحب در اين منطقه وادار ميكرد، نميخواستند مردم اين استان بخصوص، اين مناطق بسيار حساس، پايبند دين و اخلاق باشند؛ چون ميدانستند كه دين و اخلاق، بزرگترين مانع و معارض دستاندازى و ستمگرى و طغيانگرى است. آن مقدارى كه دستگاههاى جبار دوران طاغوت براى دينزدائى در اين منطقه و منطقهى گيلان به كار بردند، در كمتر نقطهاى از نقاط ديگر ايران اين سرمايهگذارى را كردند؛ اما با همه اينها، انسان مازندران را در دوران انقلاب يك پيشرو و پيشگام مىبيند.
اين چه ايمانى است، اين چه قدرت اخلاص و تدين است كه از دلهاى مردم سرميكشد و با وجود آن همه خرابكارى، اينجور خود را سرباز دين نشان ميدهد. در انقلاب اينجور بود، در جنگ تحميلى اينجور بود، در قضاياى بعد از جنگ تا امروز هم هر جا پاى اسلام و دين و انقلاب و جمهورى اسلامى و نظام اسلامى مطرح بود، ... شما مردم مازندران اين را بدانيد و ميدانيد كه در قرنهاى اول اسلام، قدرتهاى بنى اميه و بنى عباس به هيچ عنوان نتوانستند با لشگركشى بر اين منطقهى شمالى كشور - منطقهى طبرستان - فائق بيايند. همهى سپاههاى بنى اميه و بنى عباس كه به اين سمت مىآمدند؛ همانهائى كه بقيهى استانهاى اين كشور و كشور روم را فتح كرده بودند، مازندران را نتوانستند فتح كنند.
اين سلسلهى جبال البرز مثل يك حصن حصينى به اين مردم امكان ميداد در مقابل نيروهاى مسلمان در دوران بنى اميه و بنى عباس مقاومت كنند و آنها نتوانستند بر مازندران فائق بيايند. مازندران به دست فرزندان مظلوم آل محمد فتح شد.
فرزندان ستمديده و آواره شدهى امام سجاد و امام باقر و امام صادق (عليهمالسّلام) كه از دست آن خليفههاى فتاك و خونريز گريخته بودند، توانستند با سختى خودشان را به اين منطقه برسانند. وقتى آمدند، مردم مازندران و گيلان آغوشها را باز كردند و بچههاى پيغمبر را در آغوش گرفتند و به دست آنها مسلمان شدند. لذا اين منطقهى شمال كشور از آن لحظهاى كه مسلمان شد، پيرو مكتب اميرالمؤمنين و مكتب تشيع شد. اين سابقهى تاريخىِ اين منطقه است. اينها براى ارزشهاى اسلامى، براى جهاد فى سبيل اللَّه، براى پرچمداران عليه ظلمها و ستمها، هميشه همچون پشتيبان مستحكمى بودند؛ امروز هم همين است. به اين ارزشها، به اين ايمان، به اين اخلاق عميقِ بازماندهى از قرنهاى طولانى بايد احترام گذاشت.»
و براستی هم چنین است و مردم این دو استان همیشه بر خلاف تبلیغات مسموم دشمنان و تلاشهای زیاد فرهنگی آنها برای دین زدایی از این منطقه، در صف اول حمایت از نظام بوده اند.
بیاد بیاوریم سفر مدتی پیش مقام معظم رهبری را به گیلان که مردم ولايتمدار اين ديار علیرغم تبلیغات سنگین دشمن چنان حماسه ای در استقبال از رهبری آفریدند که هنوز هم نقل محافل است. به این مناسبت بد نیست توجه شما را به کلامی از « کورت فریشلر » مستشرق آلمانی در این باره که مدتی پیش خوانده ام جلب می کنم :
وی در کتاب امام حسین و ایران در ص ۳می نویسد:
« ... ایرانیان چند دژ تسخیر ناپذیر داشتند که حکام معاویه و یزید نمی توانستند در آن دژها رخنه کنند و یکی از آن دژها مـازندران بود و دیگری گیـلان؛ و در گیلان سکنه محلی علی بن ابیطالب را به لقب « رشت » می خواندند ، یعنی : « دانشمند فرزانه » و بعد از او این لقب به حسن و آنگاه حسین [ علیهما السلام ] داده شد ، و هنوز اين كلمه در گيلان بر زبان ها مي باشد و حاكم نشين [ مرکز استان ] گیلان ، « رشت » است. »
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰