کد خبر:۱۵۶۷۶۰
نگاهي به زندگی سیاسی علامه طباطبایی؛
علامه براي تثبيت رهبري امام(ره) تلاش ميكردند
علامه طباطبايي در جلساتی که درباره مسائل سیاسی تشکیل میشد و مراجع، به ویژه حضرت امام (ره) در آن حضور داشتند، شرکت میکردند و اعلامیههایی را که در اوایل انقلاب به صورت مشترک صادر ميشد، امضا میکردند تا اینکه رهبری امام راحل (ره) تثبیت شود.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»- محمدرضا بيات؛ پيش از انقلاب، همیشه این بحث بود که کار سیاسی علیه رژیم شاه کردن، باید به چه روش باشد؟ حتی بسیار پیشتر، این صحبت بین سید جمالالدین اسدآبادی و محمد عبده بود.
بسیاری بنا بر فهم خودشان، پنداشتهاند مبارزه با رژیم شاه فقط افتادن در زندان ... است و کسی که چنین نکرده باشد، ضدّ امام و انقلاب است. این اتهام به علامه طباطبایی هم زده شده است. در این گفتار، در پی بررسی این اتهام هستیم.
ساز و كار فعاليت براي نظام اسلامي
پیش از ورود به زندگی علامه طباطبایی و کندوکاو بعد سیاسی آن، باید ابتدا در مورد «کار سیاسی» کمی تأمل کنیم.
1. از خود زمان ائمه (ع) همیشه این بحث بوده که برای مبارزه با رژیم ظالم باید چه روشی را برگزید. این بحثها در دوران مبارزه با پهلوی هم مطرح شد. عدهای معتقد به مبارزه مسلحانه، عدهای ایدئولوژیک و عدهای تبلیغاتی و... بودند، اما امام خمینی (ره) ابتدا به تربيت شاگرد همت گماشت، سپس مبانی نهضت را بیان کرد و به وسیله شاگردان، نهضت را عمومی کرد و دست به کار شد.
در این بین، عدهای هم ابعاد دیگر نهضت را به عهده گرفتند و به نوعی یک تقسیم کار عهد نشده صورت گرفت و هر کس گوشهاي از عبای نهضت را به دست گرفت تا آن را در مکان حقیقیاش بنشاند.
2. انسانها از نظر شخصیتی متفاوتند، عدهای ذاتاً اجتماعیتر از دیگران هستند، برخی اجراییتر و برخی فکریترند؛ هر یک از استعدادهای خاصی متبحرند. خدا هم بر اساس همین استعدادها از آنها تکلیف میخواهد.
معتبرترین پایگاه علمی برای مقاومت پیروان امام (ره)، محصول قلم آن عارف آسمانی بود
آنچه از شاگردان علامه طباطبایی رسیده و نقل کردهاند – مستقیماً و یا غیر مستقیم – این را میرساند که ایشان وظیفه دیگری را طبق عهد گفته نشدهای، به عهده گرفته بودند، چنان که آیتالله جوادی آملی میفرماید: «معتبرترین پایگاه علمی برای مقاومت پیروان امام (ره) محصول قلم آن نویسنده عارف آسمانی بود.» همچنين در جاي ديگري گفتهاند: «شاگردان ایشان در محضر استاد، به گونهای رشد و تربیت یافتند که افزون بر تلاشهای علمی، در زمینه مبارزات سیاسی و عملی نیز به خوبی درخشیدند.»
این بزرگواران را که هم در پیدایش و هم در استمرار انقلاب اسلامی سهم بسزایی داشتند، میتوان بازوان انقلاب اسلامی دانست؛ شهید مطهری، شهید دکتر بهشتی، شهید مفتح و شهید قدوسی از این بزرگان بودند که تا پای جان در راه اعتلای اسلام و انقلاب ایستادند.
حضور در جلسات سياسي قبل انقلاب
تربیت چنین شخصیتهایی در محضر علامه بیانگر آن است که ایشان عهدهدار بعد فرهنگی انقلاب بودند، البتّه علامه طباطبايي در زمینههای عملی نیز فعالیتهای ارزشمندی داشتند، به طوری که در جلساتی که درباره مسائل سیاسی تشکیل میشد و مراجع، به ویژه حضرت امام (ره) در آن حضور داشتند، شرکت میکردند و اعلامیههایی را که در اوایل انقلاب به صورت مشترک صادر و امضا میکردند تا اینکه رهبری امام راحل (ره) تثبیت شد و قائد مطلق نهضت اسلامی گشت.
این موضوع که علامه عهدهدار بعد فرهنگی انقلاب هستند، برای بسیاری که با ایشان محشور بودند، حل شده بود؛ چرا که شاگردان نزدیک ایشان، از بزرگترین طرفداران انقلاب هستند؛ از قبيل افراد نامبرده شده و خود آیت الله جوادی آملی و آیت الله مصباح یزدی، امام موسی صدر و آیت الله حسن زاده آملی.
این شبهه فقط برای کسانی مطرح میشود که از اهمیت بعد فرهنگی خبر ندارند. در نظر ایشان، اگر شهید مطهری 2 سال زودتر رحلت کرده بود، او هم ضد انقلاب بود؛ زیرا انقلابی فقط در پذیرش یک پست سیاسی و ... است.
تعریفهایی که علامه از انقلاب کرده است و دوستی و صمیمیتهای امام و علامه در مورد هم نیز واضح و روشن است.
علامه از نظر اشاعه فرهنگ اسلامی و تحکیم آن در این عصر کار امتی را انجام داد
علامه از نظر سیاسی، به اذعان خانواده و شاگردان، فرد مطلعی بود و نسبت به مسائل جاری موضع داشت. نمونهاش، حضور ایشان در جلسات سال 41 و 42 بین روحانیون است و نامههایی که ایشان نیز کنار نام امام، امضاء داشتند.
آیتالله سبحانی میفرمایند: «از نظر علمی و فرهنگی نباید مرحوم علامه طباطبایی را یک فرد به حساب بیاوریم؛ چرا که ایشان به تنهایی خود یک امت بود ... از نظر اشاعه فرهنگ اسلامی و تحکیم آن در این عصر کار امتی را انجام داد.»
مبانی فکری علامه همان مبانی انقلابی بود كه در آیه 200 آل عمران آمده به پیروی از حق در هر زمان تأكيد شده و اينكه انسان انقلابي بايد هميشه در پی امر به معروف و نهی از منکر باشد و مضلین اجتماعی را طرد نمايد، لذا ایشان حتی در دفاع از فلسطینیان با جمعی از علما بیانیهای نوشته بودند.
این روحیه حتی تا بعد از انقلاب بود و حمایتها و تایید نیز کماکان از ایشان شنیده میشد، اما به خاطر کهولت سن، فوت همسر و برادر، عمل چشم و بیماریهای دیگر، ایشان توان بالایی نداشتند، ولی شاگردانی که با او بودهاند، جملاتی از قبیل: «آیتالله خمینی استاد من است» و «این مرد بر ملکوت مسلط است» و «هر چه از دولت رسد نیکوست» را بسیار از ايشان شنیدهاند.
پس اینکه گفته میشود علامه میانهای با انقلاب نداشتند سخنی یاوه است! بزرگترین خادمان انقلاب، شاگردان ایشان بودهاند. به امید پیروی از راه ایشان.
منابع:
- شمسالوحی تبریزی، آیتالله جوادی آملی، قم، اسراء 86، دوم.
- مهر خوبان، ناصر نادری، روزنامه همشهری، (شماره کتاب: 44، 24 آبان 86).
- نهضتهای اسلامی در صد سال اخیر، شهید مطهری، تهران، صدرا.
- گلشن ابرار، خلاصهای از زندگی اسوههای علم و عمل، جمعی از پژوهشگران حوزه علمیه، قم، معروف 82
- سایتهای تابناک، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، بنیاد اندیشه اسلامی.
- نهضت امام خمینی، پیام مهدی، بهار 89.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰