عباسي: امروز بشر با خلا سيستم عامل روبروست
به گزارش خبرنگار دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»، حسن عباسی در مراسم سخنرانی كه به همت واحد دانشجویی بنیاد فرهنگی مهدی موعود (عج) عصر پنجشنبه، 26 آبان ماه در تالار مولوی دانشکده ادبیات دانشگاه شهید بهشتی با موضوع «دانشجوی منتظر و رسالت نظام سازی و الگوسازی» برگزار شد، با اشاره به تفاوت معنای ظهور و آمدن حضرت حجت گفت: اینگونه نیست که حضرت مهدی (عج) جایی باشد و بیاید، ما منتظر آمدن ايشان نیستیم، بلکه منتظر ظهور هستیم؛ فرق است میان منتظر ظهور بودن با منتظر آمدن بودن؛ حضرت مهدي (عج) منتظر آمدن ماست و ما باید به سوی او برویم.
وي با طرح این سوال که اگر حضرت بین ماست، پس چگونه و از كدام سمت به سوي ايشان برویم؟ گفت: رفتن به سوی حضرت حجت از جهتِ «شدن و صیرورت» است و مبنای صیرورت، این آیه قرآن است که میفرماید: «إن الله لایغیر ما به قوم حتی یغیروا ما بأنفسهم»؛ در هیچ قومی تغییر ایجاد نمیکنیم، مگر اینکه در نفس خودشان تغییر ایجاد کنند.
رئیس مرکز بررسیهای دکترینال امنیت بدون مرز گفت: انسان اگر در نفس خود تغییر ایجاد کند و شدن و صیرورت داشته باشد، با تغییر انفسی خود، به سمت حضرت میرود؛ این شدن و صیرورت باعث میشود زمینه برای ظهور حضرت فراهم شود.
عباسي با بيان اينكه در چنین فضا و چارچوبی که اولا حضرت جایی نرفته است که بخواهد بیاید و ما منتظر ظهور ایشان هستیم نه منتظر آمدنش و ثانیا حضرت منتظر ماست، البته نه منتظر جسم ما، بلکه نفس ما در آن صیرورت و شدن باید به مرحلهای برسد که آماده تغییری باشد که خدا وعده داده است، گفت: امروز در بخشهای مختلف جهان اسلام این حرکات رقم خورده است؛ مردم ایران، لبنان و فلسطین تلاشهای گستردهای در این زمینه کردهاند و بخشی از آنچه را که حضرت مد نظر داشتند، محقق کرده ایم و نتیجهاش این است كه اكنون به نقطه اي رسیده ایم که اگر هر گروه از ما یک گام دیگر از نظر تحول انفسی به سمت حضرت برود، اتفاقات عجیبی رخ میدهد.
تاریخ انقضای نظامهای غرب فرا رسیده است
وي در ادامه با اشاره به بحثهایی که رهبر انقلاب در مورد نظام سازی ايراد فرموده اند، گفت: یک نکته کلیدی که دغدغه رهبر است و امروز زمان آن است که انجام شود، اين است که سیستم عامل کامپیوتر جهان ویروس گرفته است و آنچه تحت عنوان لیبرالیسم مطرح بود، ویروسی شده است و باید کامپیوترهای اداره جهان برداشته شود.
رئیس مرکز بررسیهای دکترینال امنیت بدون مرز با بیان این مطلب که دو نظام شناخته شده در 150 سال گذشته یعنی مارکسیسم و لیبرالیسم اقتصاد، سیاست، فرهنگ، بهداشت و درمان و همه چیز جهان را اداره میکردند، گفت: ویندوز موسوم به لیبرالیسم ویروسی شده كه قبل از آن نیز مارکسیسم ویروسی شده و کنار گذاشته شده بود؛ امروز بشر با یک خلا نرم افزاری یا همان خلا سیستم عامل روبروست.
عباسی ادامه داد: همانگونه که اگر سیستم عامل کامپیوتر دچار مشکل بشود، نمیتوان از آن استفاده کرد، امروز نظام عمومی جامعه بشری هم با چنین مشکلی روبروست. ایران 75 میلیون جمعیت دارد و جهان هفت میلیارد نفر؛ این 75 میلیون و این هفت میلیارد سیستم عامل میخواهند که چگونگی اقتصاد، سیاست، فرهنگ، بهداشت و درمان را تعیین کند.
وی با تاکید بر کنار گذاشته شدن مارکسیسم و لیبرالیسم گفت: مسئله ما نقد غرب نیست، از اینگونه حرفها گذشته ایم؛ امروز نظام سازی یعنی بحث رسالت دانشجوی مسلمان در زمینه سازی برای بسط مهدویت و «شدن و سیرورت»، دغدغه ماست.
غرب را باید درست شناخت
رئیس مرکز بررسیهای دکترینال امنیت بدون مرز در ادامه با اشاره به جنایتی که در نظام معرفتی– فکری و فرهنگی بعد از انقلاب در دانشگاههای ما صورت گرفت، گفت: بعد از انقلاب اگر میگفتی غرب، میگفتند غرب یعنی کانت، هگل، افلاطون، ارسطو و فیلسوفها را نشان میدادند.
عباسی ادامه داد: اگر غرب یعنی فلاسفه غربی آیا به این فکر کردید که اگر کریستف کلمب در غرب نبود تا جایی که الان اسمش آمریکاست را کشف کند، غربیان از گرسنگی همدیگر را در اروپا خورده بودند؟ آیا به این فکر کردید که اگر مثلا تاسمانی نبود که استرالیا را کشف کند و غربیان بروند و پوست مردم بومی آنجا را بکنند، اینها تا الان از گرسنگی همدیگر را در اروپا خورده بودند؟
وی در ادامه افزود: آیا به این فکر کردید که انگلیس یک ششم ایران خاک دارد و الان جمعیتش اندازه ایران است؟ ولی جمعیت انگلیسیهای بیرون خاک انگلیس حدود 300 میلیون نفر است؟ یعنی سرزمین آقای جان لاک. اگر همین جمعیت امروز کره زمین در درون خاک انگلیسی که یک ششم ایران است مانده بودند حتما تا حالا از گرسنگی خودشان را خورده بودند؟ و اصلا کسی فکر نمیکرد که باید تفکر فلسفی و چه و چه را رقم بزند.
رئیس مرکز بررسیهای دکترینال امنیت بدون مرز گفت: آیا به این اندیشیده اید که اساسا مالتوس وقتی نظریه جمعیتش را میگوید که جمعیت هر چند سال دو برابر میشود، ولی سرزمینها دو برابر نمیشود، کسی این قطعه دوم نظریه مالتوس که به ملکه انگلستان داده شد که ما باید سرزمین گشایی کنیم باید بریم سرزمینهای دیگر را بگیریم که سرریز جمعیت مان به آنجا برود را نمیداند؟
عباسی با اشاره به نقش کریستف کلمب، ماژلان و تاسمانی در سرزمین گشایی، نقش این افراد را در غرب شناسی مهم و ویژه خواند و گفت: هر وقت گفتیم غرب شناسی، کلاس کانت و هگل گذاشتند و گفتند غرب عجب عقبه فلسفی عجیبی دارد؟! انگار با این فلسفهاش به اینجا رسیده است.
ادامه دارد ...